فصل سوم

مهارتها و وظایف مدیران تشکلات  دینی

 

وظایف مدیران  تشکلات  مذهبی

در این قسمت قبل از بیان وظایف مدیر 10  شناخت و 30 مهارت را یاد آوری می کنیم :

شناخت‌های ضروري مورد نياز يك مدير:


  يك مدير  نسبت به  وظايف تشكل خود نيازمند شناخت‌هاي ذيل است: ( قیمت هر انسانی به مقدار شناخت  او است )

 شناخت اول :  اقلام هزينه‌ها و نظارت بر آن‌ها  و اصلاح الگوی مصرف

که حتما باید دو چیز را در نظر بگیریم

یکی پرهيز از اسراف، از حدود هزينه كردن اموال و مصرف آن‏ها:

يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ اعراف (7) 31

اى فرزندان آدم، در وقت هر نماز و در هر مسجدى آرايش و زينتتان را (به تناسب آن عمل و محل) برگيريد، و از (همه خوراكى‏هاى حلال خداوند) بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد، كه او اسراف‏كنندگان را دوست ندارد.

 

كلمه" اسراف" كلمه بسيار جامعى است كه هر گونه زياده روى در كميت و كيفيت و بيهوده‏گرايى و اتلاف و مانند آن را شامل مى‏شود، و اين روش قرآن است كه به هنگام تشويق به استفاده كردن از مواهب آفرينش، فورا جلو سوء استفاده را گرفته و به اعتدال توصيه مى‏كند.

امام صادق عليه السلام فرمودند: آنچه باعث از بين رفتن مال و زيان رساندن به بدن باشد، اسراف است. «انما الاسراف فيما أتلف المال و اضر بالبدن»

 

ودوم پرهيز از تبذير، حد آزادى در مصرف اموال:

وءات ذا القربى‏ حقّه والمسكين وابن السّبيل ولاتبذّر تبذيرا (*) إنّ المبذّرين كانوا إخون الشّيطين وكان الشّيطن لربّه كفورا.

اسراء (17) 26 و 27

معنای تبذیر :  تفريق و پخش كردن چيزى، اصلش از ريختن و پاشيدن بذر است كه بطور استعاره در باره كسى كه مال خود را بيهوده پخش و توزيع مى‏كند، بكار رفته است تبذير البذر:- بصورت ظاهر از نظر كسى كه از پايان آن بذر پاشى بى‏اطّلاع است، ضايع شدن و دور ريختن بذر به نظر مى‏آيد   و آيه (إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ‏- 27/ اسراء) و (وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً- 26/ اسراء) (كه در اين دو آيه ضايع كردن هر چيزى به بيهودگى و بدون در نظر گرفتن نتيجه آن پيروى از شيطان و برادرى شيطان است).

مفردات راغب اصفهانی ماده بذر

و معادل تبذیر در فارسى امروز" ريخت‏وپاش" است.

و به تعبير ديگر تبذير آنست كه مال در غير موردش مصرف شود هر چند كم باشد، و اگر در موردش صرف شود تبذير نيست هر چند زياد باشد.

در تفسير عياشى از امام صادق ع مى‏خوانيم: كه در ذيل اين آيه در پاسخ سؤال كننده‏اى فرمود:

من انفق شيئا فى غير طاعة اللَّه فهو مبذر و من انفق فى سبيل اللَّه فهو مقتصد:

" كسى كه در غير راه اطاعت فرمان خدا مالى انفاق كند، تبذير كننده است و كسى كه در راه خدا انفاق كند ميانه رو

 است"   و نيز از آن حضرت نقل شده كه روزى دستور داد رطب براى خوردن حاضران بياورند، بعضى رطب را مى‏خوردند و هسته آن را به دور مى‏افكندند، فرمود:" اين كار را نكنيد كه اين تبذير است و خدا فساد را دوست نمى‏دارداهداف و نقاط شروع و پايان فعاليت‌ها برنامه‌ريزي، جدول زمان‌بندي و نظارت و پي‌گيري شناخت توانهای  فردي

شناخت دوم : تعهدات و مسئوليت‌ها ( تاثیر یاد خدا و جایگاههای آن )

خداوند در سوره انفال آیه 2  فرموده إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُم‏ یعنی ذکر خداوند باعث هراسان شدن دل مومن می شود .

 و در سوره رعد آیه 28 فرموده  الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ  یعنی ذکر خداوند باع اطمینان و آرام شدن  فلب مومن است .

پاسخ این معمای قرآنی این است که یک مدیر لایق و کارآمد با یاد خداوند  به یاد تعهدات و مسئولیتهای خود می افتد از اینرو دلش هراسان می شود که آیا به خوبی از عهده تعهدات بر آمدم یا نه .؟

و نیز  در بروز مشکلات در یک تشکل بوسیله نماز و یاد خداوند دلش آرام میگردد .   

شنناخت سوم : سياست‌ها، فعاليت‌ها و آيين‌نامه‌هاي تشکل

شناخت چهارم : قوانين و مقررات مربوط به فعاليت طبيعي خود

وجود قانون به اندازه‏يي ضرورت دارد که ناقص و غير متکامل آن هم به مراتب از نبود قانون برتر است، امام اميرالمومنين علي عليه‏السلام  در خطبه 40 نهج البلاغه مي‏فرمايد:

...  وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ- يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ وَ يُبَلِّغُ اللَّهُ فِيهَا الْأَجَل‏...  

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏72    358    باب 81 أحوال الملوك و الأمراء و العراف و النقباء و الرؤساء و عدلهم و جورهم  

براي مردم، قانون و اميري که حافظ و پاسدار آن باشد ضروري است، خواه اين امير، نيکوکار و صالح باشد و يا فاجر، که در حکومت قانون،

شناخت پنجم : معیارهای  گزينش و تعيين مسئوليت‌ها ( انه  قوی  امین )

شناخت  ششم : وسايل و روش‌هاي آموزشي

ابزار تعليم‏

 

1) نقش حسّ و مشاهده عينى، در تعليم و شناخت مجهولات:

فبعث اللَّهُ غُرابًا يبحثُ فِى الارضِ لِيُرِيهُ كيف يُورى سوءة اخِيهِ قال يويلتى‏ اعجزتُ ان اكون مِثل هذا الغُرابِ فاورِى سوءة اخى فاصبح مِن‏الندِمين.

مائده (5) 31

 

2) تعليم مجهولات از جانب خداوند به انسان، به وسيله قلم:

بِاسمِ رَبّكَ ... (*) الَّذى عَلَّمَ بِالقَلَم (*) عَلَّمَ الانسنَ ما لَم يَعلَم.

علق (96) 1 و 4 و 5

 

3- نرم افزارهای اسلامی

نرم افزارها قرآنی از قبیل

         أ‌-         جامع التفاسیر با نورالانوار3

       ب‌-       فرهنگ قران( صدها کتاب تفسیر و دهها ترجمه قرآن)

       ت‌-       دائره المعارف قرآن کریم ( اطلاعات معتبر در علوم قرآنی)

       ث‌-       پرسمانهای قرآنی ( صدها پرسش قرآنی )

        ج‌-        ارمغان نبی 3 ( تفسیر و چهل هزار موضوع قرآنی در درخت زندگی )

        ح‌-        سلام( تفسیر، قرائت و فرهنگ موضوعی قرآنی)

        خ‌-        مشکات 2(موضوعات ،و.....

         د‌-        مائده 2( قرائت و تجوید )

         ذ‌-        قرآن و سلامتی ( مباحث علمی با آیات )

         ر‌-         و.......

نرم افزار های حدیثی

         أ‌-         کنجینه روایات نور( صدها کتاب حدیث با ترجمه )

       ب‌-       مناهج النور یا دانشنامه علوی  ( دهها تفسیر نهج البلاغه )

       ت‌-       عرفان 2 ( دهها کتاب اخلاقی )

       ث‌-       نور الجنان ( دعا و دهها کتاب اخلاقی )

        ج‌-        جامع فقه اهل بیت ( صدها کتاب فقهی )

        ح‌-        بانوی ایرانی ( نرم افزار تخصصی دختران و بانوان )

        خ‌-        و..........

نرم افزارهای معصومین علیهم السلام 

         أ‌-         دانشنامه نبوی (سیره و کلمات پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله )

       ب‌-       مدینه العلم ( کتابخانه پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله در صدها کتاب حدیث و سیره نبوی )

       ت‌-       باب العلم ( سیره و کلمات علی علیه السلام )

       ث‌-       ریحانه ( سیره و کلمات حضرت زهرا سلام الله علیها )

        ج‌-        کریمانه ( سیره و کلمات امام حسن علیه السلام )

        ح‌-        سفینه النجات( سیره و کلمات امام  حسین علیه السلام

        خ‌-        الامام المهدی

         د‌-        الموعود( سیره و کلمات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف )

         ذ‌-        شمس الشموس  ( سیره و کلمات امام  رضا علیه السلام )

         ر‌-         بسوی حقیقت ( رد وهابیت و پاسخ به شبهات وهابیت با بیش ازمتن  500 کتاب )

         ز‌-         و.......

نرم افزارهای تاریخی و داستانی

         أ‌-         هدایت در حکایت ( سه هزار داستان در پنج هزار موضوع )

       ب‌-       جامع القصص ( بیش از چهار هزار داستان )

       ت‌-       نور السیره ( تاریخ اسلام و ...)

       ث‌-       جغرافیای جهان اسلام ( نقشه مکانها و تاریخ شهرها و...)

        ج‌-        و.........

 

نرم افزارهای موبایلی

         أ‌-         نور الطریق ( تفسیر و ترجمه و قرائت کل قرآن کریم )

       ب‌-       حدیث همراه (هزاران حدیث با ترجمه با امکان ارسال پیامک حدیث )

       ت‌-       آئینه دلها ( مباحث قرآنی و حدیثی در مناسبتهای تقویمی )

       ث‌-       رمضانیه (در مور ماه مبارک و روزه و 400 داستان در مورد حضرت علی علیه السلام )

        ج‌-        تعبیر خواب

        ح‌-        دیوان حافظ

        خ‌-        مثنوی معنوی و دیوان شمس

         د‌-        شاهنامه فردوسی

         ذ‌-        رساله حج

         ر‌-         رساله عملیه مراجع

شناخت هفتم : آگاهي مداوم از كارايي اعضاء تشکل

شناخت  هشتم : شناسایی ضعفها

يك رهبر خوب ضعفها را شناسايي مي كند و  استراتژي توسعه و آموزشهاي لازم را فراهم مي كند تا ضعفهاي مهارتي را   در گروه به يك قدرت  تبديل كند

شناخت نهم : شناخت تعاليم انبيا

برای مدیران تشکلات دینی ضرورت دارد  نسبت به  رهنمودهاى انبياى پيشين  شناخت داشته باشدن و به آنها  اقتدا  کنند خداوند می فرماید :

أولئك الّذين هدى اللّه فبهدهم اقتده ....

انعام (6) 90

شناخت دهم : شناخت حق

شناخت حق امرى لازم است خداوند می فرماید :

امِ اتَّخَذوا مِن دونِهِ ءالِهَةً ... بَل اكثَرُهُم لا يَعلَمونَ الحَقَّ فَهُم مُعرِضون. «2»

انبياء (21) 24

وهدايت مؤمنان به درك صحيح دين و شناخت حق،  امر خداوند است :

... فَهَدَى‏اللَّهُ الَّذينَ ءامَنوا لِمَا اختَلَفوا فيهِ مِنَ الحَقّ بِاذنِهِ ....

بقره (2) 213

30 مهارت و توانایی

علاوه بر شناخت‌هاي فوق يك مدير مي‌بايست توانايي ذيل را يا داشته باشد و يا كسب نمايد

لازم است تذکر دهیم که  مهارتها و تواناییهای یک مدیر لایق برای این است که در چهار امر زیر موفق شود :  

1)     اجراء،

2)      برنامه‌ريزي

3)     سازمان‌دهي  

4)     نظارت و كنترل

مهارت و تخصص چیزی است که انسان همیشه در قنوتش از خداوند طلب می کند

البقرة : 201   وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ

 و برخى از آنان گويند: پروردگارا، به ما در دنيا نيكى و در آخرت نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش (دوزخ) نگاه دار.

با توجه به چند روایت برای  دو تا  حسنه  می توانیم ده مصداق بیان کنیم که هشتای آن مربوط به دنیا و دو تای آن مربوط به آخرت است .                     

 در روايتى از امام صادق علیه السلام حسنه

1-  به معنى وسعت رزق

2-  و حسن خلق در دنيا

3- و خشنودى خدا

4- و بهشت در آخرت تفسير شده است

  مجمع البيان، جلد 1 صفحه 297

در حديثى نيز از پيامبر اكرم ص آمده است:

5- " كسى كه خدا به او قلبى شاكر،

6-  زبانى ذاکر ،

7- و همسرى لایق و با ايمان كه او را در امور دنيا و آخرت يارى كند ببخشد، نيكى دنيا و آخرت را به او داده و از عذاب آتش باز داشته شده"

مجمع البيان، جلد 1 صفحه ، صفحه 298.

8- تخصص و تدین ( حسن فعلی و فاعلی )  و قال علی علیه السلام  قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُه‏ ارزش هر كس باندازه چيزى (و هنرى) است كه آن را نيكو ميداند (و بكار مى‏بندد)

9- ولایت علی علیه السلام

10 دوری از آتش گناه در دنیا و آتش آخرت

بديهى است حسنه به معنى هر گونه خير و خوبى است و مفهومى وسيع و گسترده دارد كه تمام مواهب مادى و معنوى را شامل مى‏شود، بنا بر اين آنچه در روايات فوق يا كلمات مفسران آمده است بيان مصداقهاى روشن آن مى‏باشد، و " حسنه"( مفرد نکره ) معنى جنس مى‏بخشد و لذا مفهوم آیه مخدود نیست

بعضى از مفسران، افراد با ايمان اصل حسنه را از خدا مى‏خواهند بدون اينكه نوعى از آن را انتخاب كنند، و همه را واگذار به مشيت و اراده و انعام الهى مى‏نمايند

تفسير نمونه، ج‏2، ص: 66

مهارت اول : قدرت تحليل و استدلال و تفكر همه‌جانبه

هوشياري و تيزهوشي وتوانايي‌ ذهني و قدرت تحليل و استدلال تفكر همه‌جانبه و جامع وانديشه‌ي استوار و منش منطقي

مهارت دوم :بلوغ و پختگي و تجربه

مشاهده و بررسى شيوه زندگى حيوانات، روشى براى آموختن تجربيّات در زندگى انسان است :

فبعث اللَّهُ غُرابًا يبحثُ فِى الارضِ لِيُرِيهُ كيف يُورى سوءة اخِيهِ قال يويلتى‏ اعجزتُ ان اكون مِثل هذا الغُرابِ فاورِى سوءة اخى ....                                  مائده (5) 31

مهارت سوم :  توانايي‌هاي اداري و ملكه‌ي مديريت و سازمان‌دهي

 

مهارت چهارم :مدیریت اقتصادی :

 این مدیریت از دیدگاه قرآن کریم دو چیز لازم است : یکی برنامه ریزی و دیگر نظارت .

برنامه‏ريزى درست مديران، سبب رفع بحران‏هاى اقتصادى جامعه است :

قال تزرعون سبع سنين دأبا فما حصدتّم فذروه فى سنبله إلّاقليلا مّمّا تأكلون (*) قال اجعلنى على‏ خزائِن الأرض إنّى حفيظ عليم.

يوسف (12) 47 و 55

و نظارت مستمرّ مسؤولان، که  سبب بهره‏گيرى بهينه از امكانات اقتصادى است :

حتّى‏ إذا بلغ بين السّدّين وجد من دونهماقوما لّايكادون يفقهون قولًا (*) قالوا يذا القرنين إنَّ يأجوج ومأجوج مفسدون فى الأرض فهل نجعل لك خرجا على‏ أن تجعل بيننا وبينهم سدًّا (*) قال ما مكّنّى فيه ربّى خير فأعينونى بقوّة أجعل بينكم وبينهم ردما (*) ءاتونى زبر الحديد حتّى‏ إذا ساوى‏ بين الصّدفين قال انفخوا حتّى‏ إذا جعله نارا قال ءاتونى أفرغ عليه قطرا (*) فما اسطعوا أن يظهروه و ما استطعوا له نقبا.

كهف (18) 93- 97

ولسليمن الرّيح غدوّها شهر ورواحها شهر وأسلنا له عين القطر ومن الجنّ من يعمل بين يديه بإذن ربّه ومن يزغ منهم عن أمرنا نذقه من عذاب السّعير (*) يعملون له ما يشاء من‏مّحريب وتمثيل وجفان كالجواب وقدور رّاسيت اعملوا ءال داو د شكرا وقليل مّن ....

سبأ (34) 12 و 13

و برای رسیدن به ملکه مدیریت  توكّل   به خداوند، در تصميم‏گيرى و اعمال مديريّت لازم و ضروری است خداوند می فرماید ... وشاوِرهُم فِى الامرِ فَاذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ ....

آل‏عمران (3) 159

 

مهارت پنجم :مهارت‌هاي ارتباط و سخنراني   ( اقناع و ترغیب )

اقناع بوسیله دلیل و منطق و ترغیب بوسیله استخدام بهترین و جذاب ترین مطالب قرآنی و روایی و داستانهای شیرین

خواسته حضرت موسی علیه السلام در انجام مسئولیتهای خود ساده‏گويى و بيان روان بود .  طه : 27   وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني‏

 و گرهى (را كه مانع بيان مقصود است) از زبانم بگشاى.

همين كه حضرت موسى عليه السلام به رسالت الهى مأمور گرديد، چهار خواسته را از خداوند طلب نمود:

1-  سعه‏ى صدر. «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»  

2 -  شرايط آماده. «وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي»

 3 -  بيان روان. «وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي»

 4 - داشتن وزير. «وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً»

تفسير نمونه ذيل آيه

ساده‏گويى و بيان روان، كمال است. «وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي»   در هدايت و بسيج كردن مردم و روحيه دادن به نيروها و ارعاب و تضعيف روحيه‏ى طاغوت، زبان گويا بسيار مهم است. «وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي»

 

   

مهارت ششم : مهارت‌هاي اجتماعي

مدیر باید  اجتماع گرا و غیر منزوی  باشد  و باید از طريق جماعت    نيرو و نشاط و انبساط را افزایش دهد

  نكته بسيار جالبى كه در تشكّل و هماهنگى انسانها در راه بوجود آوردن نيكى‏ها و خيرات وجود دارد، افزايش نيرو و نشاط و انبساطى است كه در جدائى‏ها ديده نمى‏شود. بعبارت ديگر تجربه شده است كه اگر كسى به تنهائى در راه خير و نيكى تكاپو كند، كم نشاطتر و ناتوان‏تر از موقعى است كه در ميان جمع هماهنگ شده تلاش مى‏نمايد. خداوند متعال لطف و عنايت خاصّى به جمع‏هاى متشكّل در راه نيكوكارى و تقوى عنايت مى‏فرمايد، همانطور اكه در دو حديث فوق ذكر شد.

خداوند متعال مى‏فرمايد: وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ.

انفال - 46

  (و اطاعت كنيد خدا و رسول او را و با يكديگر نزاع نكنيد كه شكست مى‏خوريد و نيرو و آبروى شما مى‏رود، و متحمّل و شكيبا باشيد كه قطعا خداوند با بردباران است.) اين آيه شريفه از يك نظر خاصّيّت بسيار حياتى اجتماع و اتّحاد را بيان مى‏فرمايد كه عبارت است از پيروزى بر ضدّ انسانهاى انسان نشناس، و همچنين خاصّيّت پراكندگى و پاشيدگى را متذكّر مى‏شود كه عبارت است از سقوط و اضمحلال نيرو و رفتن آبرو و حيثيّت. و از نظر ديگر مى‏توان گفت: اگر اجتماع و اتّحاد معلول اطاعت اوامر  خداوندى و رسول او بوده باشد، انسان را به وحدت عالى مى‏رساند

ترجمه‏وتفسير نهج البلاغه  جعفرى  ج 17   صفحه‏ى 306

 الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ بِمَنْزِلَةِ الْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضا

جامع الاخبار ص 85

" افراد با ايمان نسبت بيكديگر همانند اجزاى يك ساختمانند كه هر جزئى از آن جزء ديگر را محكم نگاه مى‏دارد".

     مهارت هفتم :  ادب برخورد با مردم‏ ورعایت حقوق آنها

 احترام به خويش و ديگران ولزوم آن نسبت به حقوق انسانها، حتى دشمنان كينه‏توز قرآن کریم می فرماید :

... ولا يَجرِمَنَّكُم شَنَانُ قَومٍ ان صَدّوكُم ... ان تَعتَدوا وتَعاونوا عَلَى البِرّ والتَّقوى‏ ولا تَعاونوا عَلَى الاثمِ والعُدونِ ....

مائده (5) 2

ادب برخورد با مردم‏ یکی از مهارتهای مهم انسانی است که یک مدیر همیشه باید ملازم با آن باشد و بعضی از نشانه های سخنِ مؤدّبانه با مردم، است که یکی  از مواعظ لقمان به پسرش می باشد :

و لا تصعّر خدّك للنّاس ... (*) ... واغضض من صوتك إنّ أنكر الأصوت لصوت الحمير.

لقمان (31) 18 و 19

و نیز گفتار شايسته و آميخته با ادب در برخورد با مردم، که از سفارشات الهى است :

وإذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل لاتعبدون إلّااللَّه ... وقولوا للنّاس حسنا ....

بقره (2) 83

وقل لّعبادى يقولوا الّتى هى أحسن إنّ الشّيطن ينزغ بينهم ....

اسراء (17) 53

و نیز رعايت ادب و توجّه به روحيّات مردم در اجراى قوانين اجتماعى و دينى، که  امرى پسنديده است از جمله:

خذ من أمولهم صدقة تطهّرهم وتزكّيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلوتك سكن لّهم ....

توبه (9) 103

و همچنین رعايت ادب و نگاه داشتن حرمت و حقوق  افراد در روابط اجتماعى، نشانه خردمندى است

از نظر سياسي، اجتماعي، هم  مردم  بر  مسئول و مدیر  حقوقي دارد، و هم  مسئول     و     مدیر   حقوقي بر عهده  مردم  دارد که فرمود:

وَأَعْظَمُ مَا افْتَرَضَ - سُبْحَانَهُ - مِنْ تِلکَ الْحُقُوقِ حَقُّ الْوَالِي عَلَي الرَّعِيَّةِ، وَحَقُّ الرَّعِيَّةِ عَلَي الْوَالِي، فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللَّهُ - سُبْحَانَهُ - لِکُلٍّ عَلَي کُلٍّ، فَجَعَلَهَا نِظَاماً لِأُلْفَتِهِمْ، وَعِزّاً لِدِينِهِمْ.

فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلاَةِ، وَلَا تَصْلُحُ الْوُلاَةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِيَّةِ.

(و در ميان حقوق الهي بزرگ ترين حق، حق رهبر بر مردم، و حق مردم بر رهبر است، حق واجبي که خداي سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پايداري پيوند ملّت و رهبر، و عزّت دين قرار داد.

پس رعيّت اصلاح نمي‏شود جز آن که زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمي‏شوند جز با درستکاري رعيّت.)

مهارت هشتم : تواضع در برابر مردم و اعضای تشکل

سفارش به تواضع، از حكمتهاى الهى و تعاليم وحى است :

ولا تَمشِ فِى الارضِ مَرَحًا انَّكَ لَن تَخرِقَ الارضَ ولَن تَبلُغَ الجِبالَ طولا (*) ذلِكَ مِمّا اوحى‏ الَيكَ رَبُّكَ مِنَ الحِكمَةِ ولا تَجعَل مَعَ اللَّهِ الهًا ءاخَرَ فَتُلقى‏ فى جَهَنَّمَ مَلومًا مَدحورا.

اسراء (17) 37 و 39

و نیز توصيه به تواضع‏  سفارش خداوند به پيامبر (ص) براى فروتنى در برابر مؤمنان و ابراز مهر و محبّت به آنان است :

واذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِايتِنا فَقُل سَلمٌ عَلَيكُم ....  

انعام (6) 54

... واخفِض جَناحَكَ لِلمُؤمِنين.

حجر (15) 88

واخفِض جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤمِنين.

شعراء (26) 215

و زیبایی در کیفیت تواضع تشبيه تواضع‏ است که خداوند تواضع در برابر ديگران  را به گشودن بال پرندگان تشبیه نموده است :

لا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ الى‏ ما مَتَّعنا بِهِ ازوجًا مِنهُم ولا تَحزَن عَلَيهِم واخفِض جَناحَكَ لِلمُؤمِنين.  

حجر (15) 88

واخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلّ مِنَ الرَّحمَةِ وقُل رَبّ ارحَمهُما كَما رَبَّيانى صَغيرا.

اسراء (17) 24

واخفِض جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤمِنين.

شعراء (26) 215

یک مدیر تشکل هم باید در گفتار تواضع داشته باشد و هم در رفتار در گفتار توصيه خداوند است :

واذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِايتِنا فَقُل سَلمٌ عَلَيكُم كَتَبَ رَبُّكُم عَلى‏ نَفسِهِ الرَّحمَةَ انَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُم سوءًا بِجَهلَةٍ ثُمَّ تابَ مِن بَعدِهِ واصلَحَ فَانَّهُ غَفورٌ رَحيم.

انعام (6) 54

 

وعِبادُ الرَّحمنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الارضِ هَونًا واذا خاطَبَهُمُ الجهِلونَ قالوا سَلما.

فرقان (25) 63

يايُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَرفَعوا اصوتَكُم فَوقَ صَوتِ النَّبىّ ولا تَجهَروا لَهُ بِالقَولِ كَجَهرِ بَعضِكُم لِبَعضٍ ان تَحبَطَ اعملُكُم وانتُم‏لا تَشعُرون (*) انَّ الَّذينَ يَغُضّونَ اصوتَهُم عِندَ رَسولِ اللَّهِ اولكَ الَّذينَ امتَحَنَ اللَّهُ قُلوبَهُم لِلتَّقوى‏ لَهُم مَغفِرَةٌ واجرٌ عَظيم.

حجرات (49) 2 و 3

و نیز تواضع در گفتار، از توصيه‏هاى لقمان به فرزندش است :

ولَقَد ءاتَينا لُقمنَ الحِكمَةَ انِ اشكُر لِلَّهِ ومَن يَشكُر فَانَّما يَشكُرُ لِنَفسِهِ ومَن كَفَرَ فَانَّ اللَّهَ غَنِىٌّ حَميد (*) واقصِد فى مَشيِكَ واغضُض مِن صَوتِكَ انَّ انكَرَ الاصوتِ لَصَوتُ الحَمير.

لقمان (31) 12 و 19

  و تواضع در رفتار ازتوصيه های  خداوند است :

ولا تَمشِ فِى الارضِ مَرَحًا انَّكَ لَن تَخرِقَ الارضَ ولَن تَبلُغَ الجِبالَ طولا.

اسراء (17) 37

وعِبادُ الرَّحمنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الارضِ هَونًا واذا خاطَبَهُمُ الجهِلونَ قالوا سَلما.

فرقان (25) 63

و نیز تواضع در رفتار، از  توصيه های  لقمان به فرزندش است :

ولا تُصَعّر خَدَّكَ لِلنّاسِ ولا تَمشِ فِى الارضِ مَرَحًا انَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُختالٍ فَخور (*) واقصِد فى مَشيِكَ واغضُض مِن صَوتِكَ انَّ انكَرَ الاصوتِ لَصَوتُ الحَمير.

لقمان (31) 18 و 19

مهارت نهم :  اخلاص در برابر خدا و خدمت در برابر مردم

اخلاص در عمل صالح يگانه وسيله نيل بمقصود است. فمن کان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعبادة ربه احدا

سوره کهف 110

جايگاه توفيق و اخلاص  را باید در آسمان و زمین پیدا کنیم :

علی علیه السلام می فرماید : اَجَلُّ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ التَّوْفيقُ، وَ اَجَلُّ ما يَصْعَدُ مِنَ الاَْرْضِ الاِْخْلاصُ  

تـوفـيق با ارزش ترين چيزي است که از آسمان فرود مي آيد و اخلاص بزرگترين چيزي است که از زمين بالا مي رود.

 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج20 ص 291

اخلاص در دين، تمسك به دستگيره الهى و داراى فرجامى نيك است :

ومن يسلم وجهه إلى اللّه وهو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى‏ وإلى اللّه عقبة الأمور.

لقمان (31) 22

اخلاص در عمل‏ و كوشش خالصانه، سفارش خدا به مؤمنان است :

وجهدوا فى اللّه حقّ جهاده ....

حج (22) 78

والّذين جهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا ....

عنكبوت (29) 69

يأيّها الّذين ءامنوا كونوا قوَّمين للّه شهداء بالقسط ....

مائده (5) 8

قل إنّما أعظكم بوحدة أن تقوموا للّه مثنى‏ وفردى‏ ....

سبأ (34) 46

و آنچه برای یک مدیر تشکل بسیارمهم است  لزوم اخلاص در آغاز و پايان هر كاری است :

وقل رّبّ أدخلنى مدخل صدق وأخرجنى مخرج صدق ....

اسراء (17) 80

و همچنین لزوم اخلاص در تمام كارهاى زندگى:

قل إنّ صلاتى ونسكى ومحياى ومماتى للّه ربّ العلمين.

انعام (6) 162

 

مهارت دهم : اصلاح‌گرايي و كمال‌جويي

اول اصلاح خود و ديگران  که از عوامل آرامش در قيامت است :

... فمن ءامن و أصلح فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون.

انعام (6) 48

يا بنى ءادم إمّا يأتينّكم رسل منكم يقصّون عليكم ءايتى فمن اتّقى‏ و أصلح فلا خوف عليهم ....

اعراف (7) 35

 و در امر اصلاح جز با توکل به خدا و توفیق الهی میسر نیست :

قالَ يقَومِ ارَءَيتُم ان كُنتُ عَلى‏ بَيّنَةٍ مِن رَبّى ورَزَقَنى مِنهُ رِزقًا حَسَنًا وما اريدُ ان اخالِفَكُم الى‏ ما انهكُم عَنهُ ان اريدُ الَّا الاصلحَ مَااستَطَعتُ وما تَوفيقى الّا بِاللَّهِ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ والَيهِ انيب.

هود (11) 88 

و نیزیک مدیر باید در غیبت خود کسی را برای اصلاح امور معین کند همچنانکه در سفارش موسى به برادرش هارون (ع)، مبنى بر اهتمام به اصلاح امور جامعه در غياب وى  دراین آیه شریفه تصریح شده است :

....وقال موسى‏ لأخيه هرون اخلفنى فى قومى وأصلح ولاتتّبع سبيل المفسدين.

اعراف (7) 142

راه اصلاح اجرای عدالت و امر به معروف و نهی از منکر است

قال علي (ع): الرعيه لا يصلحها الا العدل. و نیز آن حضرت فرمود : «و الامر بالمعروف مصلحه للعوام، و النهي عن المنکر ردعا للسفهاء».

(فلسفه‏ي وجوب امر به معروف، به خاطر اصلاح توده‏ي مردم و نهي از منکر، جهت بازداشتن فاسدان بي‏خرد است.)

حکمت 252  نهج البلاغه

مهارت یازدهم : بهره‌گيري از انديشه‌ها و امكانات و تجربیات دیگران

چرا که تعقّل و انديشه، از معيارهاى ارزش و كرامت آدمى در پيشگاه خداوند است :

انَّ شَرَّ الدَّوابّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ البُكمُ الَّذينَ لا يَعقِلون.

انفال (8) 22

ام تَحسَبُ انَّ اكثَرَهُم يَسمَعونَ او يَعقِلونَ ان هُم الّا كالانعمِ بَل هُم اضَلُّ سَبيلا.

فرقان (25) 44

                    

وهمچنین انديشه و تفكّر، داراى ارزش و اهمّيّت و مورد ترغيب خداوند است :

... كذلِك يُبيّنُ اللَّهُ لكُمُ الأيتِ لعلَّكُم تتفكَّرون‏

بقره (2) 219

كذلِك يُبيّنُ اللَّهُ لكُم ءايتِهِ لعلَّكُم تعقِلون.

بقره (2) 242

انَّ فى خلقِ السَّموتِ والارضِ واختِلفِ الَّيلِ والنَّهارِ لَايتٍ لِاولِى الالبب.

آل‏عمران (3) 190

... قُل هَل يَستَوِى الاعمى‏ والبَصيرُ افَلا تَتَفَكَّرون.

انعام (6) 50

... فَاقصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُم يَتَفَكَّرون.

اعراف (7) 176

یکی از بهترین راههای کسب تجربیات دیگران  خواندن تاریخ گذشتگان است : پندآموزي و تجربه‏اندوزي و بدست آوردن  اندوخته‏هاي فرهنگي از راه  مطالعه سرگذشت پيشينيان آن هم با دقت و هوشياري  مطلوب شرع مقدس اسلام است .  از ديدگاه نهج‏البلاغه خواندن تاريخ امت‏هاي گذشته و اطلاع از آنچه بر آنان گذشته نسل حضار را براي يک زندگي سالم و خوشبختي آفرين کمک خواهد کرد که در بررسي تاريخ، فراز و نشيب‏ها، بدکرداري‏ها و خوشرفتاريها و عواقب آنها براي انسان‏ها مشخص مي‏گردد.

انسان اگر عاقل باشد سعي خواهد کرد که اشتباهات و خطاهاي گذشتگان را تکرار نکند.

انّا انزَلنهُ قُرءنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُم تَعقِلون.

يوسف (12) 2

و همچنین خداوند به تفكّر فردى و جمعى تشويق و سفارش می کند:

قُل انَّما اعِظُكُم بِوحِدَةٍ ان تَقوموا لِلَّهِ مَثنى‏ وفُردى‏ ثُمَّ تَتَفَكَّروا ما بِصاحِبِكُم مِن جِنَّةٍ ان هُوَ الّا نَذيرٌ لَكُم بَينَ يَدَى عَذابٍ شَديد.

سبأ (34) 46

مهارت دوازدهم  : همیاری

اگر در دل انسانهاي يک جامعه، روح تعاون و همکاري تقويت شود و مردم احساس کنند که اعضاي يک پيکرند، به مرز «نظارت مردمي» نزديک شده، خود پاسداري از نظم و قانون را به عهده خواهند گرفت.

قال علي (ع): «ولکن من واجب حقوق الله علي عباده النصيحه بمبلغ جهدهم و التعاون علي اقامه الحق بينهم».

(از حقوق واجب الهي بر بندگان اين است که: به اندازه‏ي توانايي خود در خيرخواهي و نصيحت به ديگران بکوشند و براي برقراري حق و عدل، همکاري و هماهنگي داشته باشند.)

خطبه 216 نهج البلاغه

همیاری برای رفع مشكلات و مسائل فرهنگی و ‏اجتماعی مسلمانان، ارتباط با سازمانهای موجود در جهان اسلام و استفاده از منابع ‏عظیم و غنی معارف اسلامی برای مبارزه با توطئه‌ها و تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام ‏لازمه استحكام وحدت امت اسلامی است

و این نوع همیاری یاری کردن دین خداوند است  و يارى كردن دين خدا، زمينه جلب نصرت الهى و نيل به پيروزى است :

إن ينصركم اللّه فلا غالب لكم وإن يخذلكم‏فمن ذا الّذى ينصركم مّن بعده وعلى اللّه فليتوكّل المؤمنون.

آل‏عمران (3) 160

يأيّها الّذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم ويثبّت أقدامكم.

محمد (47) 7

مهارت  سیزدهم  : توان هدايت و راهنمايي

هدايت به حق، از ويژگى‏هاى امّت اسلام است :

وممّن خلقنآ أمّة يهدون بالحقّ وبه يعدلون.

اعراف (7) 181

البته اعضاء تشکل باید به دنیال هدایتگری مدیری لایق هدايت‏پذيرى‏ را فراموش نکنن چرا که عمل به رهنمودها و هدايت‏هاى الهى، درپى‏دارنده آرامش است :

... فمن تبع هداى فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون.

بقره (2) 38

ویکی از صفات بارز، والا و ارزشمند رسول اعظم صلی الله علیه و آله وسلم حرص بود اماحرص بر هدايت و ارشاد مردم:

لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن انفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيم.

توبه (9) 128

امام صادق (ع) فرمود: كه پيغمبر (ص) به مردى كه خدمتش آمده بود فرمود: نمى‏خواهى ترا به امرى راهنمايى كنم كه خدا به وسيله آن ترا به بهشت برد، عرض كرد چرا، يا رسول اللَّه، حضرت فرمود: از آنچه كه خدا به تو عطا فرموده بده،

گفت: اگر خودم از آن كه به او دهم نيازمندتر باشم چه كنم؟

 فرمود:ستمديده را يارى كن، گفت: اگر خودم ناتوانتر از او باشم چه كنم؟

فرمود:  فَاصْنَعْ لِلْأَخْرَقِ يَعْنِي أَشِرْ عَلَيْهِ كارى براى نادان بكن. يعنى او را راهنمايى كن. گفت اگر خودم نادانتر از او بودم چه كنم؟ فرمود: زبانت را جز از خير خاموش دار، آيا شادمان نيستى كه يكى از اين خصلت‏ها را داشته باشى كه ترا به بهشت ببرد.

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة    ج‏12    182    117 باب استحباب الصمت و السكوت إلا عن الخير  

 

مهارت  چهاردهم  : جلب اعتماد و اطمينان ديگران

و برای جلب این اعتماد باید امانتدار خوبی باشیم چرا که امانتدارى، زمينه جلب اعتماد ديگران است  خداوند می فرماید :

وقال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلمَّا كلَّمه قال إنَّك اليوم لدينا مكين أمين (*) قال اجعلنى على‏ خزائِن الأرض إنّى حفيظ عليم.

يوسف (12) 54 و 55

قالت إحدلهما يأبت استجره إنّ خير من استجرت القوىّ الأمين.

قصص (28) 26

برای جلب اعتماد مردم باید به دستور العمل آقا امیر المومنین علی علیه السلام گوش جان بسپاریم :

وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَةً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَكَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ

نهج البلاغة         442    53 و من كتاب له ع كتبه للأشتر النخعي‏[رحمه الله لما ولاه على مصر و أعمالها حين اضطرب أمر أميرها محمد بن أبي بكر، و هو أطول عهد كتبه و أجمعه للمحاسن.  

ترجمه:

و چنانچه ملت ترا به تعدي و ستمگري متهم کرد و درباره تو بدگمان شد عذر خود را براي آنان آشکار کن و توضيح ده و با آن توضيح بدگماني‏هاي آنان را از خود برگردان زيرا در اين اعتذار و توضيح و رفع سوء تفاهم رياضتي است براي نفس خود و دلجوئي و مدارائي است براي رعيت و ملت خود و پوزشي است که در پا برجا ساختن آنان در مسير حق به خواسته خود نائل مي‏گردي.

نکاتی که در این حدیث  قابل توجه است :1- توجه به قضاوتهاي مردم درباره مسئولان2- چگونگي برخورد جهت رفع سوء تفاهم3- دستاوردهاي تبيين اعذار

 

 

مردم گرايي (توجه به جلب رضايت مردم)

مديريت تيلوريسم که موفّق نبود و بسياري از شورش‏هاي کارگري را پديد آورد، در همين اصل مشکل داشت، زيرا به کارگران به چشم ابزار مي‏نگريست و منافع عموم مطرح نبود.

وقتي حکومتي «مردمي» نباشد، و براي مردم کار نکند، و مردم را ابزار توليد يا ديگر منافع خود به حساب آورد دوام نمي‏آورد.

حضرت اميرالمؤمنين‏عليه السلام در دستوالعمل استاندار بصره عبداللَّه بن عبّاس نوشت:

سَعِ النَّاسَ بِوَجْهِکَ وَمَجْلِسِکَ وَحُکْمِکَ، وَإِيَّاکَ وَالْغَضَبَ فَإِنَّهُ طَيْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ.

وَاعْلَمْ أَنَّ مَا قَرَّبَکَ مِنَ اللَّهِ يُبَاعِدُکَ مِنَ النَّارِ، وَمَا بَاعَدَکَ مِنَ اللَّهِ يُقَرِّبُکَ مِنَ النَّارِ.

«با مردم، به هنگام ديدار، و در مجالس رسمي، و در مقام داوري، گشاده‏رو باش، و از خشم بپرهيز، که سبک مغزي به تحريک شيطان است، و بدان! آنچه تو را به خدا نزديک مي‏سازد، از آتش جهنّم دور مي‏کند، و آنچه تو را از خدا دور مي‏سازد، به آتش جهنّم نزديک مي‏کند.»

نامه 76 نهج البلاغه

مهارت  پانزدهم  : جديت و پشت‌كار و شیفته خدمت به مردم

سرمايه‏ي اصلي زندگي (سرمايه‏اي که با فناي دنيا و عمر، فاني نمي‏گردد و براي جهان ابدي باقي مي‏ماند)، «ايمان» و «عمل صالح» است. و عمل صالح عبادت خدا  و خدمت به خلق خدا، است . سعي کنيد اين سرمايه را از دست ندهيد، که بدون اين سه:

1- ايمان،

2- عبادت،

3- خدمت.

هيچ چيز ارزشي ندارد، و زندگي جز منجلابي بيش نيست.

روشنايى روز، از آيات الهى است برای تلاش و  خدمت بشر است :    

و جعلنا اليل و النهار ءايتين ... و جعلنا ءاية النهار مبصرة لتبتغوا فضلا من ربّكم ....

اسراء (17) 12

... و جعل النهار نشورا.

فرقان (25) 47

و من رحمته جعل لكم اليل و النهار ... و لتبتغوا من فضله ....

قصص (28) 73

و من ءايته ... و النهار و ابتغاؤكم من فضله إنّ فى ذلك لأيت لقوم يسمعون.

روم (30) 23

و جعلنا النهار معاشا.

نبأ (78) 11

... و سخّر لكم اليل و النهار.

ابراهيم (14) 33

و سخّر لكم اليل و النهار ... إنّ فى ذلك لأيت لقوم يعقلون.

نحل (16) 12

در حدیث شریف زیر خدمت به مردم و توقع نداشتن از آنها  در قبال خدمت به آنها راز محبوب شدن بین مردم ذکر شده است :

عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ عَلِّمْنِي عَمَلًا يُحِبُّنِي اللَّهُ [عَلَيْهِ‏] وَ يُحِبُّنِي الْمَخْلُوقُونَ وَ يُثْرِي اللَّهُ مَالِي وَ يُصِحُّ بَدَنِي وَ يُطِيلُ عُمُرِي وَ يَحْشُرُنِي مَعَكَ قَالَ هَذِهِ سِتُّ خِصَالٍ تَحْتَاجُ إِلَى سِتِّ خِصَالٍ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ يُحِبَّكَ اللَّهُ فَخَفْهُ وَ اتَّقِهِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ يُحِبَّكَ الْمَخْلُوقُونَ فَأَحْسِنْ إِلَيْهِمْ وَ ارْفُضْ مَا فِي أَيْدِيهِمْ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ يُثْرِيَ اللَّهُ مَالَكَ فَزَكِّهِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ يُصِحَّ اللَّهُ بَدَنَكَ فَأَكْثِرْ مِنَ الصَّدَقَةِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ يُطِيلَ اللَّهُ عُمُرَكَ فَصِلْ ذَوِي أَرْحَامِكَ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ يَحْشُرَكَ اللَّهُ مَعِي فَأَطِلِ السُّجُودَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ

مستدرك‏الوسائل     4     472    18- باب استحباب طول السجود  

أعلام‏الدين          268    أخبار في الحقوق التي تجب للإخوان في

 سفينة البحار 1/ 599

از امير المؤمنين (ع) نقل شده كه فرمود: مردى نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: كارى به من بياموز كه :

1)       خدا

2)       و مردم مرا دوست داشته باشند

3)       و خدا ثروتم را افزون

4)       و بدنم را سالم

5)        و عمرم را طولانى كند

6)       و مرا با تو محشور سازد.

پيامبر (ص) فرمود:اينها شش خصلت است كه نياز به شش خصلت دارد:

1)       هر گاه خواستى خدا تو را دوست داشته باشد از او بترس و پروا داشته باش،

2)        و هر گاه خواستى مردم تو را دوست داشته باشند به آنان نيكى كن و از آنچه در دستشان است صرف نظر نما،

3)       و هر گاه خواستى خدا ثروتت را افزون كند زكات آن را بپرداز،

4)        و هر گاه خواستى خدا بدنت را سالم گرداند بسيار صدقه بده،

5)        و هر گاه خواستى خدا عمرت را طولانى كند با خويشاوندان خود پيوند كن،

6)       و هر گاه خواستى خدا تو را با من محشور سازد در برابر خداوند يگانه قهّار سجده طولانى كن.

در این حدیث شریف و نورانی شماره یک و دو در نظر است که یک مسئول و مربی و مدیر باید از طریق خدمت به مردم محبوب آنها باشد   .

 

تواضع و خدمت به مردم‏

حضرت علي عليه‏السلام جهت مراقبت و نظارت مستقيم بر امور جامعه، معمولاً ميان مردم بودند و به بازار مي‏رفتند. روزي در مغازه‏ي شخص خرمافروشي به نام «ميثم تمّار» که از ياران و اصحاب با وفاي ايشان بود، نشستند.

ميثم جهت انجام کاري از مغازه‏ي خود خارج شد و اميرمؤمنان عليه‏السلام همچون يک کارگر خرما فروش به جاي او مشغول فروش خرما شدند.

پس از مدّتي که ميثم آمد، مقداري خرما در گوشه‏ي مغازه‏ي خود ديد.

امام عليه‏السلام به او فرمودند: اين خرماها براي تو است، امّا اگر بر عليه تو بود چه مي‏کردي؟

ميثم عرض کرد: مقصودتان چيست؟

امام در پاسخ ميثم فرمودند: هر مرتبه که مقداري خرما فروختم، يک خرما از خرماهاي تو کنار گذاشتم و در مقابل هر عددي از اين خرماها يک عدد خرماي اضافه به مشتريان دادم در نتيجه به مقدار هر خرمايي به مردم احسان شده است و پاداش و ثواب آن نيز براي تو مي‏باشد.

امّا فکر کن اگر به همين مقدار از هر خريداري کم گذاشته شود، آنگاه تکليف فروشنده چيست؟

نکته‏هاي جالب توجّه و آموزنده‏ي اين حکايت:

اميرمؤمنان علي عليه‏السلام خود را مسئول مردم مي‏دانستند و امور جامعه را تحت نظارت مستقيم خود داشتند. اميرمؤمنان علي عليه‏السلام آنقدر ساده مي‏زيست که نه تنها درب مغازه‏ي خرمافروش با او به صحبت مي‏نشست بلکه از کمک کردن به او و فروش خرما چون يک کارگر ساده ابايي به خود راه نمي‏داد و نکته‏ي ديگر اينکه آن حضرت در همه حال به طور عملي به مردم درس درستکاري مي‏آموخت و شاگردان خود را در همه جا تربيت اسلامي مي‏داد و با کنار گذاشتن آن تعداد خرما، تجّار و بازاريان را از اثرات سوء کم‏فروشي آگاه نمود.

 

مهارت   شانزدهم  :  روحيه‌ي آغازگري و سخت‌كوشي

آن چیزی که در آن باید  از آغازگری پرهیز شود جنگ است در جنگ نباید آغازگر باشیم چون روحیه تجاوزگری می شود . ولی در کارهای کلان خیر و خدمت به تشکلات دینی باید از خداوند روحیه آغاز گری را همراه با همه لوازماتش از خداوند طلب کنیم .

 

مهارت هفدهم     : سلامت اخلاقي

سلامت اخلاقی  که در یک مثلث  می گنجد:  خوش گویی ، خوش رویی و خوش خویی  )

«اخلاق» جمع «خُلُق» يا «خُلْق» به معناى سرشت   و به قول راغب، اخلاق، خصلتهايى است كه با ديده بصيرت درك مى‏شود.   به گفته برخى، اخلاق، ترازوى رفتار، اعمال و انديشه‏هاى خوب و بد انسان و زمينه‏ساز وجدان فردى و جمعى است   و به آن دسته از رذايل و فضايلى گفته مى‏شود كه ترك و فعل آن‏ها به اقتضا و مطابق عقل عملى يا وجدان اخلاقى يا عرف و شرع است. به ديگر سخن، به گونه‏اى از رفتار فردى يا جمعى گفته مى‏شود كه دعوت به آن‏ها با زبان موعظه است و در تعالىِ معنوى انسان، نقش اساسى دارد

پیامبر عظیم الشان با اخلاق بزرگوارانه خود ، مورد ستايش خداوند تبارک و تعالی قرار می گیرد:

وإنّك لعلى‏ خلق عظيم.  

قلم (68) 4

هر مدیری در اخلاق وانجام امور اخلاقى  بر دیگران   اولويت وتقدم دارند :

أتأمرون النّاس بالبرّ وتنسون أنفسكم وأنتم تتلون الكتب أفلا تعقلون.

بقره (2) 44

  مهارت  هجدهم  : زيبانويسي

امام جعفر صادق (ع) فرمود:  اكْتُبْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- مِنْ أَجْوَدِ كِتَابِكَ وَ لَا تَمُدَّ الْبَاءَ حَتَّى تَرْفَعَ السِّين‏

 «بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم»را (در اوّل نامه) با نيكوترين خط بنويس، و حرف «ب» را كشيده ننويس مگر زمانى كه «سين» را با دندانه نوشته باشى.

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة    ج‏12    136    94 باب استحباب الابتداء في الكتابة بالبسملة و كونها من أجود الكتابة و لا يمد الباء حتى يرفع السين .

خط زیبا یک ارزش است که بین امام حسن و امام حسین علیهما السلام مسابقه خط گذاشته می شود . داستان زیبای زیر در همین مورد است :

روزی امام حسن با برادرش امام حسین علیه السلام مشغول نوشتن بودند. حسن به برادرش حسین (ع ) گفت:

خط من بهتر از خط تو است.

حسین: نه، خط من بهتر است.

حالا که این طور است مادرمان فاطمه علیهاالسلام در حق ما قضاوت کند.- مادر جان ! خط کدامیک از ما بهتر است ؟

زهرای مرضیه برای این که هیچ کدامشان ناراحت نگردند، قضاوت را به عهده امیرالمؤ منین گذاشت و فرمود:

بروید از پدرتان بپرسید.- پدر جان شما بفرمایید خط کدامیک از ما بهتر است ؟


علی علیه السلام احساس کرد اگر قضاوت کند یکی از آنان ناراحت خواهد شد، از این رو فرمود:

عزیزانم بروید از جدتان پیامبر اکرم بپرسید.- پدر بزرگ و مهربان خط کدام یک از ما بهتر است ؟- من درباره شما قضاوت نمی کنم، مگر این که از جبرئیل بپرسم.


جبرئیل خدمت رسول خدا رسید عرض کرد:


یا رسول الله ! من هم در بین ایشان قضاوت نمی کنم باید اسرافیل بین آنان قضاوت کند.

اسرافیل گفت:


من نیز تا از خداوند پرسش نکنم، قضاوت نخواهم کرد.


اسرافیل: خدایا! خط حسن بهتر است یا خط حسین ؟


خطاب آمد: قضاوت به عهده مادرشان فاطمه علیهاالسلام است باید بگوید خط کدام یک از آنان بهتر است.


حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:


عزیزانم دانه های این گردن بند را میان شما پراکنده می کنم هر کدام از شما بیشترین دانه ها را جمع کند خط او بهتر است.

آنگاه دانه های گردن بند را پراکنده کرد، خداوند به جبرئیل دستور داد به زمین فرود آمده دانه های گردن بند را بین ایشان تقسیم کند تا هیچ کدام آن دو بزرگوار رنجیده خاطر نشود.

جبرئیل نیز برای احترام و تعظیم ایشان امر خدا را بجا آورد

بحار: ج 43، ص 309.

 

مهارت   نوزدهم   :  قاطعيت در تصميم‌گيري :

حضرت امام سجاد علیه السلام برای تصمیم گیری از خداوند تعالی کمک می گرفت : كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع إِذَا تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ يَقُولُ اللَّهُمَّ ارْفَعْنِي فِي أَعْلَى دَرَجَاتِ هَذِهِ النُّدْبَةِ- وَ أَعِنِّي بِعَزْمِ الْإِرَادَةِ-

عامر بن واثله گفت هر وقت على بن الحسين (ع) اين آيه را تلاوت مينمود: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ  اى مؤمنين از خدا بپرهيزيد و با راستگويان باشيد. ميفرمود خدايا مرا در بلندترين درجه اين گروه قرار ده، مرا كمك كن به تصميم‏گيرى و بمن آينده نيكو عنايت فرما. مرا چنان از خودخواهى دور كن كه خاطرات دنيا از دلم زدوده شود بواسطه ترسى كه از تو دارم.

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏75    153    باب 21 وصايا علي بن الحسين ع و مواعظه و حكمه  

كشف الغمه:

در قاطعیت در تصمیم گیری  مقتداو الگوی  همه مدیران باید  حضرت ابراهیم خلیل  باشد : خداوند در مورد قاطعیت حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید : 

قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهيمَ لِأَبيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ (4)سوره  ممتحنه

به يقين براى شما در (روش) ابراهيم و كسانى كه همراه او بودند سرمشق خوبى است، آن گاه كه به (كفار) قوم خود گفتند: حتما ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‏پرستيد بيزاريم، ما به (آيين و خدايان) شما كفر ورزيديم، و هميشه ميان ما و شما عداوت و دشمنى پديدار است تا آن گاه كه به خداى يگانه ايمان آوريد جز گفتار ابراهيم به پدرش (يا ناپدرى يا عمويش) كه من براى تو (از خدا) آمرزش خواهم خواست و من براى تو از خدا (جز درخواست،) چيزى را مالك نيستم پروردگارا، ما بر تو توكل كرديم و (به دل) به سوى تو بازگشتيم، و بازگشت (همه) به سوى توست.

ممتحنه (60) 4

مهارت  بیستم  : مسئوليت‌پذيري

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ مَنْ وَلِيَ شَيْئاً مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَضَيَّعَهُمْ ضَيَّعَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل‏

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏72    345    باب 81 أحوال الملوك و الأمراء و العراف و النقباء و الرؤساء و عدلهم و جورهم  

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال         260    عقاب من ولي شيئا من أمور المسلمين فضيعهم

امام صادق علیه السلام فرمود : كسى كه ولايت امرى از امور مسلمانان داشته باشد، و كار ايشان را ضايع و تباه كند، خداى بزرگ او را تباه خواهد كرد.                  

اين حديث و امثال آن پشت    متصدّيان امور و هر  مسئول ومسئوليّت‏شناس و ديندار جامعه‏هايى كه ادّعاى مسلمانى مى‏كنند، بخصوص قانونگذاران ايشان  را  مى‏شكند

 

مهارت   بیست و یکم :  يك‌سان‌نگري نسبت به هم

معنای یکسان نگری این است که همه در مقابل قانون ‏برابرند. برای برپاداشتن حدود و احکام الهی كسان دور و نزديك، یکسانند . و یا انسان در حال خرسندى و خشمناكى طبق كتاب خدا رفتار کند .  نگاهها ،  رفتارها و گفتارها و اجرای احکام  نسبت به افراد یکسان باشد و طوری نباشد که باعث نگرانی و عقده شود . مثلا در گزینشها و انتخابها ضابطه جایش را به رابطه ندهد  . و یا در اجرای عدالت و احسان که بالاتر از عدالت است نسبت به افراد یکسان باشد .

امام صادق علیه السلام فرمود علی امير المؤمنين علیه السلام  به عمر بن خطاب گفت: ثَلَاثٌ إِنْ حَفِظْتَهُنَّ وَ عَمِلْتَ بِهِنَّ كَفَتْكَ مَا سِوَاهُنَّ- وَ إِنْ تَرَكْتَهُنَّ لَمْ يَنْفَعْكَ شَيْ‏ءٌ سِوَاهُنَّ- قَالَ وَ مَا هُنَّ يَا أَبَا الْحَسَنِ- قَالَ إِقَامَةُ الْحُدُودِ عَلَى الْقَرِيبِ وَ الْبَعِيدِ- وَ الْحُكْمُ بِكِتَابِ اللَّهِ فِي الرِّضَا وَ السَّخَطِ- وَ الْقَسْمُ بِالْعَدْلِ بَيْنَ الْأَحْمَرِ وَ الْأَسْوَدِ- فَقَالَ لَهُ عُمَرُ لَعَمْرِي لَقَدْ أَوْجَزْتَ وَ أَبْلَغْت‏

بعنی سه چيز است كه اگر آنها را در نظر داشته باشى و به آنها عمل كنى، تو را از پرداختن به چيزهاى ديگر بينياز مى‏كنند، و اگر آنها را فروگذارى، چيز ديگرى براى تو سودى نخواهد داشت. پرسيد: «اى ابو الحسن، آنها چيست؟» گفت:

1)       «برپاداشتن حدود بر كسان دور و نزديك،

2)       و حكم كردن طبق كتاب خدا در حال خرسندى و خشمناكى،

3)       و تقسيم كردن عادلانه اموال ميان سرخ و سياه».

 عمر گفت: «به جان خودم سوگند كه كوتاه گفتى و تمام گفتى»

امام على «ع»- على، در آن هنگام كه بر نجاشى (يمنى) حد جارى كرد، يمنيها خشمناك شدند، پس طارق بن عبد اللَّه نزد او آمد و گفت: يا امير المؤمنين! ما تصور نمى‏كرديم كه اهل نافرمانى و فرمانبردارى و اهل پراكندگى و اجتماع، از لحاظ كيفر و مجازات در نزد واليان عادل و مردان فضيلت با يك ديگر برابر باشند، تا آنكه عملى را كه در حق نجاشى انجام دادى مشاهده كرديم، سينه‏هاى ما را از كينه شعله‏ور كردى، و كار ما را پراكنده ساختى، و ما را بر راهى انداختى كه تصور مى‏كرديم هر كس از آن راه برود به دوزخ خواهد رسيد. على گفت: «وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ آن كارى دشوار است مگر بر خاشعان و فروتنان».

اى طارق نهدى! مگر او غير از مردى از مسلمانان است؟ حرمت آنچه را كه خدا حرام كرده بود دريد، ما هم حدى را كه كفاره آن بود براو جارى كرديم.

خداى متعال گفته است: وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلَّا تَعْدِلُوا، اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ دشمنى قومى شما را بر آن ندارد كه داد نكنيد، دادگر باشيد كه دادگرى به پرهيزگارى نزديكتر است». پس چون شب فرا رسيد، طارق و نجاشى شبانه به جانب معاويه به راه افتادند .. (تا از مساوات وعدالت فرار كرده باشند!).

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏72    349    باب 81 أحوال الملوك و الأمراء و العراف و النقباء و الرؤساء و عدلهم و جورهم  

البته تذکر این مطلب لازم و ضروری است که  هرگز نبايد انسانهاي نيکوکار و بدکار در نزد  یک مدیر و مسئول  يکسان باشند

علی علیه السلام فرمود لَا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِي‏ءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ- فَإِنَّ فِي ذَلِكَ تَزْهِيدٌ لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِي الْإِحْسَانِ- وَ تَدْرِيبٌ لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ- فَأَلْزِمْ كُلًّا مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ أَدَباً مِنْكَ- يَنْفَعْكَ اللَّهُ بِهِ وَ تَنْفَعْ بِهِ أَعْوَانُكَ-

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏74    247    باب 10 عهد أمير المؤمنين ع إلى الأشتر ره حين ولاه مصر  

«هرگز انسان نيکوکار و انسان بدکار در نزد تو مساوي نباشند، زيرا اين کار ناشايست مردم نيکوکار را در کار نيکو تحقير و مردم بدکار را به بدي عادت مي‏دهد، وظيفه‏ي تو اينست که هر يک از آنها را بر مبناي آنچه که خود را ملزم ساخته است الزام کني»، اين دستور در حقيقت از يک قانون فوق‏العاده بااهميت سرچشمه مي‏گيرد که عبارت است از عدم تساوي علم و جهل، نيک و بد، تکاپو و تن‏پروري، خيرخواهي و بدخواهي، تعقل و حماقت،اگر  همه گردانندگان جامعه  و مدبران بر مبناي همين قانون حرکت کنند،  حیات آن جامعه مبدل به حیات طیبه می شود .

 

مهارت   بیست و دوم  :   شايسته سالاري در عزل و نصب

در مـنـطـق امـام عـلي (ع) از نـشـانـه هـاي عقبگرد و انحطاط هر اُمت و جمعيتي منزوي کردن انسان هاي فاضل، خردمند و شايسته و به کارگيري انسان هاي ناشايست مي باشد..

ارزش هايي که موجب مي شود يک انـسـان مـنـصوب به يک مسؤوليت اجتماعي بشود، اينها ارزش هاي مشخصي است، هر کس را نمي شـود بـر هـر کـاري گماشت. بايد افرادي که به مسؤوليت هاي اجتماعي گماشته مي شوند، صلاحيت ها و قابليت هايي داشته باشند... در حکومت اميرالمؤمنين اين معنا مراعات مي شد. اميرالمؤ مـنـيـن احـسـاس کـردنـد کـه بـايـد اسـتاندار مصر (محمد بن ابي بکر) که از ياران و نزديکان و شـاگـردان مـخـصـوص اوسـت را بـردارنـد و کـار را بـه يـک انـسـان نـيـرومـنـدتـري مـثـل مـالک اشـتـر بـدهند. به صِرف اينکه مالک داراي صلاحيت هاي بيشتري است موجب آن شد که امـيـرالمـؤمـنين، محمد بن ابي بکر را بردارند و البته محمد بن ابي بکر هم ناراحت شد و گله مـنـدانـه بـه مـولا نامه نوشت. ولي علي (ع) ضمن دلجويي از محمد بن ابي بکر، شايسته تر بودن مالک براي اين کار را به او گوشزد نمود.

 

مهارت   بیست و  سوم :  مردم‌دوستي و مردم‌شناسي

 

چرا که نقش و تأثير عملكرد مردم، در تحولات تلخ و شیرین تاريخ چشمگیر است :

كدأب ءال فرعون والّذين من قبلهم كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم إنّ اللّه قوىٌّ شديدالعقاب (*) ذلك بأنّ اللّه لم يك مغيّرا نّعمة أنعمها على‏ قوم حتّى‏ يغيّروا ما بأنفسهم وأنّ اللّه سميع عليم.

انفال (8) 52 و 53

له معقّبت مّن بين يديه ومن خلفه يحفظونه من أمر اللّه إنّ اللّه لايغيّر ما بقوم حتّى‏ يغيّروا ما بأنفسهم وإذا أراد اللّه بقوم سوءا فلا مردّ له وما لهم مّن دونه من وال.

رعد (13) 11

فإن تولّوا فقد أبلغتكم مّآ أرسلت به إليكم ويستخلف ربّى قوما غيركم ولاتضرّونه شيا إنّ ربّى على‏ كلّ شى‏ء حفيظ.

هود (11) 57

در مورد آیات 137 تا 140 سوره انعام از ابن عبّاس نقل شده است كه با  يادآورى اين آداب و رسوم بحث مردم شناسى آغاز شده است تا بدانند آنها كه مخالف پيغمبر و اسلام هستند چه مردمى هستند و چه رسم و عقيده دارند تا شايد بخود آيند و تربيت شوند و ممكن است بهمين مناسبت در آخر هر آيه براى اشاره ببدى فكر و كارشان تهديد شده اند و توبيخ كه گفته شده است مثل: «ساءَ ما يَحْكُمُونَ» و «سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ».

در حدیث شریف زیر پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله راه مردم دوستی را در دو چیز  بیان فرموده است : یکی احسان به آنها و دیگر اینکه در برابر احسان آنها توقع جبران نداشته باشیم و چشم و دلمان به دست و مال مردم نباشد . چون حدیث ذکر شده دارای شش نسخه برای شش حاجت مهم است همه حدیث را ذکر می کنیم :

 

 مهارت   بیست و  چهارم  :  بازديد و مشاهده

مشاهده نحوه كار اعضاء تشکل  و جريان كار براي ايجاد تغييراتي كه منجر به ارتقائ کار گروهی و   محيط كار می شود بايد در برنامه روزانه  یک مدیر جاي خود را باز كند.

اصـل نـظـارت و بـازرسـي، يـکـي از اصـول مـديـريـت در اداره جـامـعـه و عـامـل مـوفـقـيـت هـر زمـامـداري اسـت، ايـن اصـل امـروز مـورد قبول اکثر حکومت هاي جهان قرار گرفته و آن را در برنامه هاي دولتشان گنجانده اند.

نـظـارت و بـازرسـي از عـملکرد کارگزاران و مديران جامعه، يکي از راه هاي مُهم در ايجاد امنيت عـمـومي، اجراي قانون و اجراي اصل اساسي امر به معروف و نهي از منکر است که سبب اصلاح امـور و جـلوگـيـري از مفاسد اداري و اجتماعي مي گردد. حضرت علي (ع) در دوران زمامداري خود، امـر نـظـارت و کـنـترل  در کیفیت کار استانداران و عاملان حکومت را به اجرا درآورد

چنان که به مالک نوشت:

کـارهـاي کـارمـندانت را بررسي کن، ببين با مردم چگونه رفتار مي کنند، بازرساني راستگو و بـا وفـا بـر آن هـا بـگـمـار تا اعمال آن ها را زير نظر بگيرند و به تو گزارش کنند؛ زيرا بـازرسـي پـنـهـانـي تـو، سـبـب امـانـتـداري و مـدارا کـردن و نـرمـي آن هـا بـا مـردم خـواهـد شد.

نهج البلاغه نامه 53

به والي (عين التمر) نيز دستور داده:

بر حوزه خدمت خود کسي را جانشين گذار و با گروهي از کسان خويش بيرون رو، تا به منطقه سـواد عـراق بـرسي و در ميان دجله و عذيب از کارمندان و کارگزاران من پرسش و جست و جو کن و در سـيـره و روش آنـان نـظـاره کـن... و از آنـچـه انـجـام دادي بـا کمال صداقت مرا آگاه ساز. [

تاريخ بعقوبي ج 2 ص 120

مهارت   بیست و  پنجم :  صراحت

امام علی علیه السلام  به مالک اشتر فرمود : وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَةً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَكَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ:

یعنی  .. اگر كارى كنى كه رعيت چنان گمان كنند كه ستم كرده‏اى، عذر خود را براى ايشان به روشنى بيان كن، و با اين بيان كردن بدگمانى آنان را از خود دور ساز، كه در اين كار رياضتى براى نفس تو و رأفتى نسبت به رعيت است. و پوزشخواهيى است كه به وسيله آن مى‏توانى پيوسته آنان را بر راه حق نگاه دارى. ٌ

نهج البلاغة         442    53 و من كتاب له ع كتبه للأشتر النخعي‏[رحمه الله لما ولاه على مصر و أعمالها حين اضطرب أمر أميرها محمد بن أبي بكر، و هو أطول عهد كتبه و أجمعه للمحاسن

تحف العقول عن آل الرسول ص         145    عهده ع إلى الأشتر حين ولاه مصر و أعمالها 

و نیز باید دانست که  صراحت و دورى جستن از ابهام‏گويى، از روش‏هاى هشدار به مردم و اعضاء تشکل  است :

أولم يتفكّروا ما بصاحبهم مّن جنّة إن هو إلّانذير مّبين.

اعراف (7) 184

ولقد أرسلنا نوحا إلى‏ قومه إنّى لكم نذير مّبين.

هود (11) 25

إن يوحى‏ إلىّ إلّاأنّما أنا نذير مّبين.

ص (38) 70

 

وظایف  :

و براي مدير يك تشكل   موارد ذيل را مي‌توان ياد‌آوري كرد:

وظیفه ی اول :  ارزيابي پيشرفت كار تشکل

همه مي‏دانيم که بسياري از گفته‏ها و شنيدني‏ها، واقعيّت ندارند.

و بسياري حقائق را با باطل بهم مي‏آميزند.

و بسياري براي اغراض شوم و شيطاني خود انواع شايعات را ساخته و پرداخته و با رواج آن أذهان عمومي را متزلزل مي‏سازند.

پس هر خَبري را نبايد راست پنداشت.

که نقل کنندگان اخبار فراوانند.

يکي از راه‏هاي کشف واقعيّت‏ها، ارزيابي صحيح، اخبار و اطّلاعات است.

 

وظیفه ی  دوم  :  ارزيابي دوباره‌ي موقعيت‌های تشکل

ارزيابي حقايق و واقعيت ها و هم چنين تأمل در آن ها و پاسخ به اين سؤ الات ضروري است که آيا شيوه هاي رفتار و گفتار، پوشش ها و کوشش ها، عملکردها و مواضع در جامعه ما همان است که اسلام خواستار آن است ؟

 

وظیفه ی سوم : خود ارزيابي

ضرورت و لزوم ارزشيابي کارکنان از سوي مديران و سرپرستان امري است انکارناپذير، و پيشرفت مستمر هر سازمان و حرکت تکاملي آن، تا حدود زيادي در گرو توانايي و لياقت مديران و سرپرستان در ارزشيابي صحيح و منطقي آنان از عملکرد کارکنان سازمان مي باشد. ارزشيابي عملکرد کارکنان، از جمله ابزارها و وسايل لازم و مؤ ثر مديريت منابع انساني سازمان است که با استفاده صحيح از اين ابزار، نه تنها هدف ها، و مأموريت هاي سازمان با کارآيي مطلوب تحقق خواهد يافت؛بلکه منافع واقعي کارکنان نيز تأمين خواهد شد.

ليکن در منابع ديني آنچه بيش تر از ارزشيابي کارکنان، از سوي مديران، مورد توجه قرار دارد، ارزشيابي اعمال و رفتار افراد از سوي خود آنان است.

قرآن کریم بر این مساله تاکید فراوان دارد : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (18)

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا كنيد و هر كسى بايد (به ديده دل) بنگرد چه چيزى براى فردا (ى خويش) پيش فرستاده و از خدا پروا كنيد، كه خدا از آنچه مى‏كنيد آگاه است.

و خود ارزيابي نیز در متون اسلامي سفارش شده  تا آن جا به اين موضوع اهميت داده شده است که اگر روزي بر انسان بگذرد و او از اين برنامه غفلت نمايد و در يک محاسبه دقيق، به ارزشيابي اعمال و رفتارهاي خود نپردازد، در زمره پيروان پيامبر گرامي اسلام (ص ) و اهل بيت آن حضرت به شمار نمي آيد.

امام کاظم (ع ) در تبيين اين نکته مي فرمايد:

وَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَنَةً اسْتَزَادَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئَةً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهَا وَ تَابَ إِلَيْه‏

إرشاد القلوب إلى الصواب    ج‏1    182    الباب الحادي و الخمسون في أخبار عن النبي ص و الأئمة الأطهار  

و از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام نقل شده كه فرمود: از ما نيست كسى كه بازجوئى نكند نفسش را در هر روز پس اگر كردار نيك انجام داده از خدا توفيق زيادى در عمل بخواهد و اگر كردار بد انجام داده از آنها طلب آمرزش از خدا كند و توبه نمايد.

پيامبر گرامي اسلام (ص ) مي فرمايد:

عَنِ النَّبِيِّ ص حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَ زِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَر

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏67    73    باب 45 مراتب النفس و عدم الاعتماد عليها و ما زينتها و زين لها و معنى الجهاد الأكبر و محاسبة النفس و مجاهدتها و النهي عن ترك الملاذ و المطاعم  

پيغمبر فرمود. بررسى اعمال و كارهاى خود را بنمائيد پيش از آنكه شما را بازپرسى و محاسبه نمايند و وزن و ارزش خود را بدست آوريد قبل از آنكه شما را ارزيابى نمايند و خود را براى عرضه شدن بر حق آن عرضه بزرگ و احضار وحشت زا آماده سازيد

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ وَ مَنْ خَافَ أَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ «1»

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏67    73    باب 45 مراتب النفس و عدم الاعتماد عليها و ما زينتها و زين لها و معنى الجهاد الأكبر و محاسبة النفس و مجاهدتها و النهي عن ترك الملاذ و المطاعم

محاسبة النفس         13    الباب الثاني فيما نذكره من الروايات التي تقتضي الاحتياط بالمحاسبة في الليل و النهار للسلامة من الأخطار

در نهج البلاغه  على عليه السّلام فرمود :

1)       كسى كه حساب خود را داشته باشد سود ميبرد

2)       و كسى كه از محاسبه غفلت كند زيانكار است

3)        كسى كه در اين جهان داراى حالت خوف و ترس باشد ايمنى يابد

4)       كسى كه در صدد پند و عبرت گرفتن باشد بينائى و بصيرت يابد

5)        و كسى كه بصير شد فهم و درك يابد

6)       و كسى كه فهم و درك داشته باشد علم و دانش بدست آورد.

همچنين امام علي (ع ) در اين مورد مي فرمايد:

تُحَاسَبُوا وَ تَنَفَّسُوا قَبْلَ ضِيقِ الْخِنَاقِ وَ انْقَادُوا قَبْلَ عُنْفِ السِّيَاقِ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ يُعَنْ عَلَى نَفْسِهِ حَتَّى يَكُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَ زَاجِرٌ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِهَا لَا زَاجِرٌ وَ لَا وَاعِظ

نهج البلاغة         123    90 و من خطبة له ع و تشتمل على قدم الخالق و عظم مخلوقاته، و يختمها بالوعظ  

بندگان خدا! خود را بسنجيد قبل از آن كه مورد سنجش قرار گيريد، پيش از آن كه حسابتان را برسند حساب خود را برسيد، و پيش از آن كه راه گلو گرفته شود نفس راحت بكشيد، و پيش از آن كه با زور شما را به اطاعت وادارند، فرمانبردار باشيد. بدانيد همانا آن كس كه خود را يارى نكند و پند دهنده و هشدار دهنده خويش نباشد، ديگرى هشدار دهنده و پند دهنده او نخواهد بود

برای محاسبه ی نفس و نتیجه بخش بودن عمر  انسان باید شش کار انجام دهد :

دوتا اول صبح ، دو تا آخر شب و دوتا بین روز و شب

اما دو تا اول صبح :

1)     استخاره : یعنی بعد از نماز صبح در سجده سه مرتبه بگوید : أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عَافِيَة ( تا آنچه در روز برایش اتفاق می افتد همه اش خیر باشد )

2)     مشارطت : اين مرحله که مرحله تعهد و ميثاق مي باشد، هر فرد، در هر روز با خود پيمان ببندد که کارها و وظايف خود را به درستي انجام دهد، و کاري بر خلاف قوانين و مقررات خداوند و  تشکل و هیئت ، و يا برخلاف وظايف و مسئوليت هاي خويش و بر خلاف رضاي خداوند متعال انجام ندهد.

نکته : اینکه می گویند اول استشاره و دوم استخاره غلط است .حتی استخاره با قرآن که برای گرفتن تصمیم است و قبل از تصمیم است نه بعد ازتصمیم و اقدام به کار،  اول باید از خداوند خیر طلب کرد . چون این استخاره عمومیت دارد همچنانکه در روایت زیر مشاهده می کنید . پس باید اول استخاره کرد و دوم استشاره . یعنی اول باید از خداوند خیر را بخواهیم تا خداوند زمینه مشاور خوبی را برای ما فراهم کند و آنچه به صلاح  ما است به زبانش جاری کند .

قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام  إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً فَلَا تُشَاوِرْ فِيهِ أَحَداً حَتَّى تُشَاوِرَ رَبَّكَ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ أُشَاوِرُ رَبِّي قَالَ تَقُولُ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ تُشَاوِرُ النَّاسَ فَإِنَّ اللَّهَ يَجْرِي لَكَ الْخِيَرَةَ عَلَى لِسَانِ مَنْ أَحَب

 مكارم الأخلاق         318    في الاستخارة  

از امام ششم: هر كارى كه قصد دارى انجام دهى قبل از مشورت با هر كس با خدا مشورت كن، پرسيدند چگونه؟ فرمود: صد بار بگو أَسْتَخِيرُ اللَّهَ (از خدا طلب خير ميكنم) بعد با مردم مشورت كن، كه خداوند خير ترا بر زبان هر كس‏    كه دوست دارد مى‏نهد.

چون باهر کسی نمیشود مشورت کرد .

 

از امام ششم (ع): مشورت با چهار شرط خوب است و گر نه زيانش بر مشورت‏كننده بيش از سود است،

1)       شخص مورد مشورت عاقل باشد،

2)       متديّن و آزاد مرد باشد،

3)       دوست و برادر باشد،

4)       چون بر سر خود آگاهش كنى آن را چون خودت پنهان بدارد،

 كه اگر عاقل باشد از مشورتش سود برى و اگر متدين و آزادمرد باشد، در خير خواهى تو خود را برنج افكند، و اگر دوست و برادر باشد رازت را نهان دارد.

واما دو تا کار بین روز و شب :

1)     مراقبت : اين مرحله که مرحله نظارت و مراقبت بر تعهد مي باشد، به آن معنا است که انسان در تمام آن مدت روز متوجه اعمال و رفتار خود باشد، و خويشتن را ملزم به رعايت شرط و پيمان خود نمايد؛ و مواظب باشد که وظايف و مسئوليت هاي خود را به بهترين شکل انجام دهد.

2)       مجاهدت : یعنی در طول روز و شب تلاش مستمر و پیشرفت مستمر داشته باشد .

و اما دو تا کار در آخر شب :

1)     محاسبه : اين مرحله که همان مرحله ارزشيابي و حسابگري مي باشد، به معناي آن است که فرد، اعمال و رفتار گذشته خود را دقيقا مورد محاسبه و ارزيابي قرار دهد، تا مشخص شود که آيا مطابق پيمان و شرط خود عمل کرده است يا نه تا  نقاط قوت و نقاط ضعف عملکرد خويش را شناسايي کرده و ارزيابي درستي از عملکرد خويش ‍ داشته باشد.

2)     معاتبه : اين مرحله که همان ملامت نفس و يا عقاب و عتاب آن است، به اين معنا است که اگر نتيجه ارزشيابي منفي بود نفس خود را ملامت و سرزنش کند .

 


وظیفه ی  چهارم   :  ارزيابي اشتباهات گذشته

کسي که نوعي ضعف و کاستي در او وجود دارد که عامل بزهکاري يا خطا و اشتباهي شده است.چون ريشه‏ها زنده‏اند ممکن است دوباره همان خطا و اشتباه را تکرار کند.

 

وظیفه ی  پنجم   :  فراسيستم  برقراري ارتباط با سازمان بالادستي

چرا که رابطه نيكو و گفتار شايسته ميان انسان‏ها، مورد ترغيب خداوند است :

... وقولوا للنّاس حسنا ....

بقره (2) 83

وَ قُلْ لِعِبادي يَقُولُوا الَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبيناً

و به بندگان من بگو سخنى را كه نيكوتر است بگويند (براى هر مقامى نيكوترين سخن متناسب آن مقام را انتخاب كنند) همانا شيطان (به وسيله كلمات مفسده‏انگيز) ميانشان را بر هم مى‏زند، زيرا شيطان هميشه براى انسان دشمن آشكار بوده و هست.

اسراء (17) 53

وظیفه ی  ششم :  شركت در انجام كار

وظیفه ی  هفتم  :   فراهم كردن منابع

وظیفه ی  هشتم :  مشخص كردن انتظارات

وظیفه ی نهم  :  مقابله با بروز مشكلات در روابط

وظیفه ی  دهم :  واكنش نسبت به دستاوردها

وظیفه ی  یازدهم  :  ايجاد و ترويج فرهنگ و مشاركت و هم‌ياري در ميان اعضاء

ترويج و تبليغ حق، از روش و سیره  همه پيامبران الهى است :

وَ قُلْ لِعِبادي يَقُولُوا الَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبيناً

بقره (2) 213

و به بندگان من بگو سخنى را كه نيكوتر است بگويند (براى هر مقامى نيكوترين سخن متناسب آن مقام را انتخاب كنند) همانا شيطان (به وسيله كلمات مفسده‏انگيز) ميانشان را بر هم مى‏زند، زيرا شيطان هميشه براى انسان دشمن آشكار بوده و هست.

وظیفه ی  دوازدهم :  تامين حمايت‌هاي مادي و معنوي از تشكل و اعضاء

  وظیفه  ی سیزدهم  :  - آماده‌سازي محيط كار (فيزيكي و حتي رواني

 وظیفه ی چهاردهم  : تعیین  شاخصه های امنا و مسئولین هیئت

امنا و مسئولین هیئت افرادی هستند که باید شاخصه های ذیل را دارا باشند :

  1. اعتقاد و پایبندی به دین مبین اسلام .
  2. اهتمام به اقامه فرایض دینی .
  3. اعتقاد به استمرار ولایت انبیاء ، اوصیا و صلی (ولایت فقیه) .
  4. شیفته خدمتگزاری به اهل بیت و عصمت و طهارت
  5. دارای حسن خلق و شهرت .
  6. مورد اطمینان و وثوق اهل محل بوده و داشتن توان مدیریتی و هیئت داری .

تذکر) افراد محروم از فعالیت اجتماعی و دارای سوء پیشینه نمی توانند جزء امناء قرار گیرند .

همه ما در قبال سلامت جامعه مسئولیم،   دشمن در فراسوی کشورمان با برنامه ریزی مدون در تلاش برای به انحراف کشیدن نسل جوان دختر و پسر ما دارد و در این راه پولهای گزافی را خرج می کند و وظیفه همه ما است که با برنامه ریزی و حساسیت در راستای سلامت جوانان و نوجوانان و جامعه خود قدم برداریم

بررسي مشكلات داخلي هيئات مذهبي، رفع اختلافات، برنامه‌ريزي دسته‌روي‌هاي خياباني، موضع‌گيري در مقابل جريانات فرهنگي و مواردي از اين قبيل جزو وظايف شوراهاي هيئات مذهبي مي‌باشد

 وظیفه ی  پانزدهم  :  پيگيري طرحها و برنامه هاي ابلاغ شده .

 

 وظیفه ی  شانزدهم  :   برنامه ريزي و نظارت بر فعاليت هاي تشكل هاي ديني استان . نظارت و هماهنگي امور فرهنگي و تبليغي استان .

 - برنامه ريزي و نظارت بر فعاليتهاي دفاتر و كانونهاي فرهنگي شهرستانها و بخش هاي تابعه

 نظارت و هدايت توزيع فرآورده هاي فرهنگي و تبليغي سازمان جهت تشكل ها .

 

 وظیفه ی  هفدهم  :  ارتباط با سازمانهاي مختلف براي جذب كمكهاي آنها در توسعه و فعاليت تشكل ها .

 

وظیفه ی هجدهم  :   تقويت بنيه فكري تشكل هاي ديني از طريق نشريات، تهيه فيلم هاي مناسب و كلاسهاي آموزشي

.

 وظیفه ی  نوزدهم :  حمايت از هيئات جوان و نوپا،برگزاري اردوهاي سياحتي و زيارتي و آموزشي جهت مخاطبين

وظیفه ی  بیستم  :   صبور و با گروه خود همراه باشید

. عواملی را که باعث می شوند بعضی از اعضای گروه مهم تر از دیگران به نظر برسند،‌برطرف سازید .

عناوین نامناسب،‌ رفتارهای تبعیض آمیز و مزایای شغلی وابسته به سمت سازمانی را حذف کنید.

وظیفه ی  بیست و یکم  :   - بهترین تصور را در مورد افراد داشته باشید

وظیفه ی  بیست و  دوم   :    مشکل را حل کنید و در پی متهم کردن فردی خاص نباشید .

تجربه نشان داده است که متهم کردن افراد باعث حل مشکلات نمی شود و تنها به گم شدن راه حل ها می انجامد.

  وظیفه ی  بیست و  سوم   :   به جای طرز فکرها،‌ بر رفتارها تمرکز کنید

 شما قادر به تغییر شخصیت و طرز فکر دیگران نیستید،‌ ولی اگر با یکدیگر کار می کنید،‌ می توانید به هم کمک کنید تا رفتار مناسب و سودمندی داشته باشید

 وظیفه ی  بیست و  چهارم  :   جلسات گروهی را به طور منظم و موثر برگزار کنید

اغلب مشکلات گروه های کاری ناشی از عدم ارتباط موثر اعضاست.و چه بسا اعضای یک هیئت همدیگر را نشناسند

وظیفه ی  بیست و پنجم   :    افراد مناسب را در حل مسئله دخالت دهید

افراد غالباً‌ پذیرای پیشنهادهایی هستند که خود در تهیه آنها شرکت کرده اند.

وظیفه ی  بیست و  ششم   :    به جوانان فرصت حضور داده و پيشكسوتان و ريش‌سفيدان براي شور و گرمي بيشتر هيئت‌ها به جوانان مسؤوليت دهند.آميخته كردن احساسات با شناخت و معرفت از ويژگي هيئت مذهبي است

 

وظیفه ی  بیست و هفتم   :   زمان شناسی و دشمن شناسی را از ویژگی های مدیران هیئت های مذهبی است  مدیران هیئت   باید افرادی باشند که در زمینه دینی تبحر داشته باشند چرا که امروزه خلاء قرآن، تعمیق دشمن شناسی، تربیت خانواده و اتحاد در آن هیئت ها دیده می شود.

در دنياي امروز كوچك‌ترين اتفاق در سريع‌ترين زمان به سراسر جهان مخابره مي‌شود و اين براي تشكل‌ها هم يك تهديد و هم يك فرصت است. برنامه‌ها و حركت‌هاي موهن، دستاويز مناسبي براي مخدوش كردن چهره زيباي مكتب شيعه مي‌باشد و از سوي ديگر برنامه‌هاي مدبرانه و خردمندانه تشكل‌هاي مزبور مي‌تواند افشاگر و رسواكننده استكبار جهاني و فرعون‌هاي زمان باشد.

وظیفه ی  بیست و هشتم  :   اقدام به تغييرات در عضويت‌ها