فصل دوم
آسیب شناسی تشکلهای دینی
آسیب شناسیها :
مقدمه :
دشمن از آنجا که توان حذف تشکلهاي ديني و هيأت هاي مذهبي را از پيکره مردم نداشت، سعي كرد با نفوذ در آنها، لحن مداحان را عوض کند، موسيقي ها را وارد هيأتها کند
و فعاليتهاي آنان را بي محتوا و ارزش هاي ديني را کم رنگ جلوه داده
و معنويت را از دامن پاک آنها بزدايد.
مثل کاری که در قرآن کریم شد یعنی چون نتوانستند در قرآن دست ببرند آمدند تحریف معنوی کردند.
از اینرو لازم است بعضی از آسیبهایی که وجود دارد را بیان کنیم و آنها را از بین ببریم :
آسیب اول : بايد جلوي افراط و تفريط را گرفت. مثلا کار در تشکلها نبايد به معناي نفي و فراموش کردن آن دسته از فعاليت هاي انفرادي باشد. که هر رقم كوتاهى و كند روى زيان بار و هر رقم افراط و تندروى موجب فساد و تباهى است همچنان که علی علیه السلام در روایت زیر بیان فرموده است :
على عليه السّلام در يكى از كلمات قصار خود قسمتى از صفات متضاد آدمى را بيان نموده و در پايان سخن لزوم اندازهگيرى تمايلات و خطر افراط و تفريط آنها را خاطر نشان فرموده است:
شگفتیهای قلب انسان
علل الشرائع مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْبَرْقِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ مَاجِيلَوَيْهِ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ رَفَعَهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَالَ أَعْجَبُ مَا فِي الْإِنْسَانِ قَلْبُهُ وَ لَهُ مَوَادُّ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ أَضْدَادٌ مِنْ خِلَافِهَا فَإِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أَذَلَّهُ الطَّمَعُ وَ إِنْ هَاجَ بِهِ الطَّمَعُ أَهْلَكَهُ الْحِرْصُ وَ إِنْ مَلَكَهُ الْيَأْسُ قَتَلَهُ الْأَسَفُ وَ إِنْ عَرَضَ لَهُ الْغَضَبُ اشْتَدَّ بِهِ الْغَيْظُ وَ إِنْ سُعِدَ بِالرِّضَا نَسِيَ التَّحَفُّظَ وَ إِنْ نَالَهُ الْخَوْفُ شَغَلَهُ الْحَذَرُ وَ إِنِ اتَّسَعَ لَهُ الْأَمْنُ اسْتَلَبَتْهُ الْغِرَّةُ وَ إِنْ جُدِّدَتْ لَهُ النِّعْمَةُ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ وَ إِنْ أَصَابَتْهُ مُصِيبَةٌ فَضَحَهُ الْجَزَعُ وَ إِنِ اسْتَفَادَ مَالًا أَطْغَاهُ الْغِنَى وَ إِنْ عَضَّتْهُ فَاقَةٌ شَغَلَهُ الْبَلَاءُ وَ إِنْ جَهَدَهُ الْجُوعُ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ وَ إِنْ أَفْرَطَ فِي الشِّبَعِ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ فَكُلُّ تَقْصِيرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ إِفْرَاطٍ بِهِ مُفْسِد
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج67 52 باب 44 القلب و صلاحه و فساده و معنى السمع و البصر و النطق و الحياة الحقيقيات
علل الشرائع ج1 109 96 باب علة الطبائع و الشهوات و المحبات
الكافي ج8 21 خطبة لأمير المؤمنين ع و هي خطبة الوسيلة
نهج البلاغة 487
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود شگفت انگيزترين اعضاء انسان قلب او است كه در او سرمايهها و منابع دانش و حكمت هست و حالات ضد آن را نيز دارد.
أ. اگر در موردى اميدوار شود طمع خوارش خواهد كرد.
ب. اگر صفت طمع او را بجنبش در آورد حرص هلاكش ميكند
ت. اگر دچار نااميدى شود غم و غصه او را ميكشد.
ث. اگر خشم او را فرا رسد غضبش اوج ميگيرد.
ج. اگر بسعادت و خوشبختى برسد حفظ و نگهدارى اين نعمت را فراموش ميكند.
ح. اگر دچار خوف و هراس شود از ترس حيرت زده مىشود.
خ. اگر در امنيت و آسايش همه جانبه قرار گيرد دستخوش غفلت و خود فراموشى ميگردد.
د. اگر نعمت تازهاى باو برسد سركشى ميكند.
ذ. اگر دچار مصيبتى شود بيتابى او را رسوا ميكند
ر. اگر ثروتى بدست آورد طغيان و گردنكشى ميكند.
ز. اگر فقر و تهيدستى گريبانگيرش شد غرق اندوه مىشود.
س. اگر گرفتار رنج گرسنگى شد زمين گير مىشود از ضعف و ناتوانى.
ش. اگر در خوردن افراط و زياده روى كند از فشار شكم ناراحت مىشود.
ص. پس بنا بر اين هر رقم كوتاهى و كند روى زيان بار و هر رقم افراط و تندروى موجب فساد و تباهى است- در ارشاد هم نيز چنين نقل شده
ضروری است قسمتی از آیاتی که در رابطه با افراط است بیان کنیم :
امر خدا به رعايت اعتدال در دو آیه زیر به چشم میخورد :
... واجتنبوا قول الزّور (*) حنفاء للّه ....
حج (22) 30 و 31
وما أمروا إلّاليعبدوا اللّه مخلصين له الدّين حنفاء ....
بيّنه (98) 5
حنیف به کسی می گویند که از همه کجیها و انحرافات سالم بماند راغب می گوید حَنِيف یعنی ميل كننده به هدايت و راه راست.
ونیز فرموده حنف ميل از ضلال باستقامت و جنف ميل از استقامت بضلال است. ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً آل عمران: 67 ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى بلكه مايل بحق و مسلمان بود.
و همچنین خداوند از افراط و تفريط در زندگى، در جهت تربيت انسان نهی فرموده که به دو مصداق آن اشاره می کنیم:
یکی در انفاق :
ولاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك ولاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملوما مّحسورا (*) كلّ ذلك كان سيّه عند ربّك مكروها.
اسراء (17) 29 و 38
والّذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قواما.
فرقان (25) 67
دوم در راه رفتن : رعايت اعتدال در راه رفتن، از جمله روشهاى تربيتى مورد سفارش لقمان به فرزند خويش:
يبنىّ ... (*) واقصد فى مشيك ....
لقمان (31) 17 و 19
وبرای زشتی افراط باید دانست که افراطكارى از ويژگىهاى اشراف دنياطلب است :
واصبر نفسك مع الّذين يدعون ربّهم بالغدوة والعشىّ يريدون وجهه ولاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدّنيا ولاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا واتّبع هويه وكان أمره فرطا.
كهف (18) 28
آسیب دوم : شبیه خوانی همراه با باطل
س 1439: در حسينيهها و مساجد بيشتر مناطق بخصوص روستاها مراسم شبيهخوانى به اعتبار اينكه از سنتهاى قديمى است برگزار مىشود كه گاهى اثر مثبتى در نفوس مردم دارد، اين مراسم چه حكمى دارند؟
ج: اگر مراسم شبيهخوانى مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشند و مستلزم مفسده هم نباشند و با توجه به مقتضيات زمان باعث وهن مذهب حق هم نشوند، اشكال ندارند، ولى در عين حال بهتر است كه به جاى آنها، مجالس وعظ و ارشاد و ذكر مصائب حسينى و مرثيه خوانى بر پا شود.
رساله امام خمینی
س 77- وضع تعزيهخوانى، شبيه سازى، نوحه خوانى بر منبر را براى بنده روشن فرمائيد و نظر اسلام را راجع به اين موضوعات توضيح دهيد.
ج- روضه خوانى بر منبر كه عبارت است از تعليم احكام و مسائل و بيان مواعظ و نصائح و امر به معروف و نهى از منكر و ذكر مصائب اهل بيت عليهم السّلام، راجح و موجب ثواب است و هم چنين نوحهخوانى و سينه زنى اگر مشتمل بر ارتكاب معصيت نباشد اشكال ندارد و امّا تعزيهخوانى اگر مشتمل بر استعمال آلات موسيقى از قبيل طبل و صنج و شيپور نباشد و غنا و دروغ نخوانند و مرد لباس مختصّ به زن نپوشد اشكال ندارد و لكن بهتر آن است كه تبديل به مجلس روضه نمايند تا علاوه بر ثواب عزادارى از بيان احكام و مواعظ آن بزرگواران نيز بهرهمند شوند.
مجمع المسائل (للگلپايگاني)، ج1، ص: 559
آسیب سوم : استفاده از آلات مختلف در عزاداری ها
ابزار آلات موسيقي مانند طبلهاي بزرگ و متعدد وارد دستجات مذهبي ما در محرم شود، اشتباه است با انجام ديدارها و گرفتن راهكارها از مراجع عظام تقليد، بتوانيم آسيبهاي مطرح در زمينه هيئتهاي مذهبي را برطرف كنيم.. اخیراً از گوشه و کنار شنیده میشود که آهنگهای زمان طاغوت و آهنگهایی که رسانههای آمریکایی می نوازند و کلاً آهنگهای لهو و فساد در مداحیها استفاده میشود که از چنین اتفاقی به خدا پناه می بریم!
برخورد با موسيقي در هيئتها
ورود ابزار موسیقی پاپ و جاز در مراسم و عزاداری های هیئت های مذهبی موجب هنجار شکنی و از بین بردن شکل اصیل هیئت ها است که به اسم نوآوری وارد شده در حالی که مسیرشان اشتباه است.
س 1448: استفاده از آلات موسيقى مانند ارگ (از آلات موسيقى و شبيه پيانو است) و سنج و غير آنها در مراسم عزادارى چه حكمى دارد؟
ج: استفاده از آلات موسيقى، مناسب با عزادارى سالار شهيدان نيست و شايسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى كه از قديم متداول بوده برگزار شود.
توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج2، ص: 1025
مسأله 37 سينه زدن در كوچه و بازار با اين كه زنها عبور مىكنند اشكال ندارد ولى بنا بر احتياط سينهزن بايد پيراهن پوشيده باشد و نيز اگر جلوى جمعيت عزادار بيرق و مانند آن ببرند، مانعى ندارد ولى بايد آلات لهو استعمال نشود
(گلپايگانى): و اجتماع مرد و زن در يك جا نباشد) اشكال ندارد، ولى سزاوار است كه به تعزيه خوانى تنها اكتفا نكنند و مجالس روضه كه در آنها علاوه بر ذكر مصائب حضرت خامس آل عبا عليهم السلام، معارف و عقايد اسلامى و تفسير آيات و احاديث و احكام شرعيه بيان مىشود نيز تشكيل دهند.
توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج2، ص: 834
س 107- در مواليد حضرات ائمّه صلوات اللَّه عليهم اجمعين در مسجد، مجلس گرفته اشعار مىخوانند و موقع خواندن اشعار، كف مىزنند، كف زدن در مسجد چه صورت دارد؟.
ج- بنظر اين جانب، خالى از اشكال نيست ممكن است جزء لهويّات، محسوب شود.
مجمع المسائل (للگلپايگاني)، ج1، ص: 155
ازچيزهايى كه بر صائم مكروه است:«سيزدهم» خواندن اشعاراست و دور نيست كراهت آن مختص باشد به غير اشعار مراثى و مطالب حقه كه خالى از اغراق است و غير آن چه مشتمل بر مدح معصومين عليهم السلام باشد هر چند ظاهر اخبار، كراهت مطلق شعر است.
الغاية القصوى في ترجمة العروة الوثقى، ج2، ص: 164
س 1440: استفاده از طبل و سنج و شيپور و همچنين زنجيرهايى كه داراى تيغ هستند در مجالس و دستههاى عزادارى چه حكمى دارد؟
ج: اگر استفاده از زنجيرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و يا باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد، جايز نيست ولى استفاده از شيپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشكال ندارد.
س 1128: گوش دادن به نوارهايى كه توسط سازمان تبليغات اسلامى و يا مؤسسه اسلامى ديگر مجاز اعلام شدهاند، چه حكمى دارد؟ و استفاده از آلات موسيقى مثل كمان، و يولون و نى چه حكمى دارد؟
ج: جواز گوش دادن به نوارها منوط به تشخيص خود مكلّف است كه اگر تشخيص دهد مشتمل بر غنا و موسيقى لهوى مناسب با مجالس عيش و نوش و خوش گذرانى و همچنين مطالب باطل نيست، گوش دادن به آن اشكال ندارد بنا بر اين تجويز آن توسط سازمان تبليغات اسلامى و يا هر مؤسسه اسلامى ديگر به تنهايى دليل شرعى براى مباح بودن آن نيست و بكارگيرى آلات موسيقى در موسيقى لهوى مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه جايز نمىباشد، ولى استفاده حلال از آنها براى اهداف عقلائى اشكال ندارد و تشخيص مصاديق هم موكول به نظر خود مكلّف است.
توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج2، ص: 962
س 1451: در بعضى از مناطق زنان مراسمى را به اسم سفره حضرت ابو الفضل عليه السلام براى اجراى برنامههايى به عنوان جشن عروسى حضرت فاطمه عليها السلام برگزار مىكنند و در آن شعرهاى عروسى خوانده و كف مىزنند و سپس شروع به رقص مىكنند، انجام اين امور چه حكمى دارد؟
ج: برگزارى اين جشنها و مراسم اگر همراه با ذكر اكاذيب و مطالب باطل نبوده و موجب وهن مذهب نشود، فى نفسه اشكال ندارد و امّا رقص، اگر به گونهاى شهوت برانگيز يا مستلزم فعل حرام باشد، جايز نيست.
س 1441: در بعضى از مساجد در ايام عزادارى از عَلَمهاى متعددى استفاده مىشود كه داراى تزئينات زياد و گرانبهايى است و گاهى موجب سؤال متدينين از اصل فلسفه آنها مىگردد و در برنامههاى تبليغى خلل ايجاد مىكند و حتّى با اهداف مقدس مسجد تعارض دارد، حكم شرعى در اين رابطه چيست؟
ج: اگر قرار دادن آنها در مسجد با شئونات عرفى مسجد منافات داشته باشد و يا براى نمازگزاران مزاحمت ايجاد كند، اشكال دارد.
س 1442: اگر شخصى عَلَمى را براى عزادارى سيد الشهدا «عليه السلام» نذر كرده باشد، آيا جايز است مسئولين حسينيه از قبول آن خوددارى كنند؟
ج: اين نذر، متولّى حسينيه و هيئت امناء آن را ملزم به قبول عَلَم نمىكند.
س 1443: استفاده از عَلَم در مراسم عزادارى سيد الشهدا «عليه السلام» با قرار دادن آن در مجلس عزا يا حمل آن در دسته عزادارى چه حكمى دارد؟
ج: فى نفسه اشكال ندارد ولى نبايد اين امور جزء دين شمرده شوند.
آسیب چهارم : اذیت و آزار خود و دیگران
س 1446: از ساختمان حسينيه صداى قرائت قرآن و مجالس حسينى بسيار بلند پخش مىشود بطورى كه صداى آن از بيرون شهر هم شنيده مىشود و اين امر منجر به سلب آسايش همسايگان شده است و مسئولين و سخنرانان حسينيه اصرار به ادامه آن دارند، اين عمل چه حكمى دارد؟
ج: اگر چه اقامه مراسم و شعائر دينى در زمانهاى مناسب در حسينيه از بهترين كارها و جزو مستحبات مؤكّد مىباشد، ولى واجب است برگزار كنندگان مراسم و عزاداران تا حد امكان از اذيّت و ايجاد مزاحمت براى همسايگان بپرهيزند هر چند با كم كردن صداى بلندگو و تغيير جهت آن به طرف داخل حسينيه باشد.
س 1447: نظر شريف حضرتعالى نسبت به ادامه حركت دستههاى عزادارى در شبهاى محرم تا نصف شب همراه با استفاده از طبل و نى چيست؟
ج: به راه انداختن دستههاى عزادارى براى سيد الشهدا و اصحاب او «عليهم السلام» و شركت در امثال اين مراسم امر بسيار پسنديده و مطلوبى است و از بزرگترين اعمالى است كه انسان را به خداوند نزديك مىكند، ولى بايد از هر عملى كه باعث اذيّت ديگران مىشود و يا فى نفسه از نظر شرعى حرام است، پرهيز كرد.
س 1450: اگر انسان در زيارتگاههاى ائمه «عليهم السلام» خود را به زمين بيندازد و همانند بعضى از مردم كه صورت و سينه خود را بر زمين مىمالند تا از آن خون جارى شود و به همان حالت وارد حرم مىشوند، عمل كند چه حكمى دارد؟
ج: اين اعمال كه به عنوان اظهار حزن و عزادارى سنّتى و محبت ائمه «عليهم السلام» محسوب نمىشوند از نظر شرعى اعتبارى ندارند، بلكه اگر منجر به ضرر بدنى قابل توجه و يا وهن مذهب شوند، جايز نيست.
س 1455: اگر قمه زدن در عزادارى ائمه «عليهم السلام» موجب مرگ شخص شود، آيا اين عمل خودكشى محسوب مىشود؟
ج: اگر اين عمل عادتاً منجر به فوت نمىشود حكم خودكشى را ندارد ولى اگر از همان ابتدا خوف خطر جانى براى او وجود داشته و در عين حال اين كار را انجام داده و منجر به فوت وى شده است، حكم خود كشى را دارد.
س 1461: معيار شرعى ضرر اعم از جسمى يا روحى چيست؟
ج: معيار، ضررى است كه در نظر عرف، قابل توّجه و معتنابه باشد.
س 1462: زنجيرزدن به بدن همانگونه كه بعضى از مسلمانان انجام مىدهند، چه حكمى دارد؟
ج: اگر به نحو متعارف و بگونهاى باشد كه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه در عزادارى محسوب شود اشكال ندارد.
س 1449: آيا آنچه متداول شده كه به عنوان عزادارى براى امام حسين «عليه السلام» گوشت بدن را سوراخ كرده و قفل و سنگ كيلو به آن آويزان مىكنند، جايز است؟
ج: اين گونه اعمال كه موجب وهن مذهب مىشوند جايز نيست.
س 1459: در روز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پا برهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار مىشود كه علاوه بر اينكه باعث بدنام شدن مذهب شيعه اثنى عشرى در انظار علما و پيروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مىشود، ضررهاى جسمى و روحى هم به اين اشخاص وارد مىكند و همچنين موجب توهين به مذهب مىگردد، نظر شريف حضرتعالى در اين باره چيست؟
ج: هر كارى كه براى انسان ضرر داشته و يا باعث وهن دين و مذهب گردد حرام است و مؤمنين بايد از آن اجتناب كنند و مخفى نيست كه بيشتر اين امور باعث بد نامى و وهن مذهب اهل بيت «عليهم السلام» مىشود و اين از بزرگترين ضررها و خسارتهاست.
س 1460: آيا قمه زدن بطور مخفى حلال است يا اينكه فتواى شريف حضرت عالى عموميت دارد؟
ج: قمه زنى علاوه بر اينكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمىشود و سابقهاى در عصر ائمه «عليهم السلام» و زمانهاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به شكل خاص يا عام از معصوم «عليه السلام» در مورد آن نرسيده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مىشود بنا بر اين در هيچ حالتى جايز نيست.
آسیب پنجم : امور مالی و عزاداری
س 1452: باقيمانده اموالى كه به عنوان هزينههاى مراسم عاشوراى امام حسين «عليه السلام» جمعآورى مىشود، در چه موردى بايد خرج شود؟
ج: مىتوان اموال باقيمانده را با كسب اجازه اهداء كنندگان آنها در امور خيريه مصرف كرد و يا آنها را براى مصرف در مجالس عزادارى آينده نگه داشت.
س 1453: آيا جايز است در ايام محرم از افراد خيّر اموالى را جمع آورى كرد و با تقسيم آنها به سهمهاى مختلف، قسمتى را به قارى قرآن و مرثيه خوان و سخنران داد و باقيمانده را براى برگزارى مجالس مصرف كرد؟
ج: اگر با رضايت و موافقت صاحبان اموال باشد، اشكال ندارد.
س 1457: خواندن مرثيه و مديحههايى كه شنوندگان را در جشنهاى تولد ائمه «عليهم السلام» وعيد مبعث به گريه بيندازد چه حكمى دارد؟ ريختن پول بر سر حاضرين چه حكمى دارد؟
ج: خواندن مرثيه و مديحه در جشنهاى اعياد دينى اشكال ندارد و پاشيدن پول بر سر حاضرين هم بدون اشكال است بلكه اگر به قصد اظهار شادى و سرور و شاد كردن قلوب مؤمنين باشد، ثواب هم دارد.
آسیب ششم : اختلاط زنان با مردان
اختلاط زن و مرد نامحرم، زمينهساز بىعفتى و فساد اخلاقى است :
... يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ....
وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ ....
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به خانههاى پيامبر وارد نشويد مگر آنكه براى (خوردن) طعامى به شما اذن داده شود بىآنكه (زودتر رفته) منتظر وقت رسيدن آن باشيد- و لكن آن گاه كه دعوت شديد وارد شويد و چون غذا خورديد پراكنده گرديد- و بىآنكه (پس از خوردن) سرگرم صحبت شويد، زيرا آن (رفتار شما) پيامبر را مىرنجاند و از شما شرم مىكند (و چيزى نمىگويد) و (لى) خداوند از بيان حق (و وظايف شما) شرم نمىكند، و چون متاعى (از وسايل زندگى) از آنان (زنان پيامبر) خواستيد از پشت پرده بخواهيد، كه آن پاكيزهتر است براى دلهاى شما و دلهاى آنان. و شما را نرسد و جايز نباشد كه پيامبر را اذيت و آزار رسانيد و نه هرگز همسران او را پس از او به همسرى گيريد، مسلّما آن (كار) نزد خداوند بس بزرگ است.
احزاب (33) 53
س 1454: آيا جايز است زنان با حفظ حجاب و پوشيدن لباس خاصى كه بدن آنان را بپوشاند، در دستههاى سينه زنى و زنجير زنى شركت كنند؟
ج: شركت زنان در دستههاى سينه زنى و زنجير زنى شايسته نيست.
س 1458: آيا خواندن زن در مجالس عزادارى با علم او به اينكه مردان نامحرم صداى او را مىشوند جايز است؟
ج: اگر خوف مفسده باشد بايد از آن اجتناب شود.
س 1197: تلويزيونها يا كانالهاى پخش مستقيم ماهوارهاى يك سلسله برنامههاى اجتماعى را به نمايش مىگذارند كه بيانگر مسائل اجتماعى جامعه غربى است و به ترويج افكار فاسدى از قبيل تشويق به اختلاط زن و مرد و ترويج روابط نامشروع مىپردازند، بطورى كه اين برنامهها بعضى از مؤمنين را نيز تحت تأثير قرار داده است. ديدن آنها براى كسى كه احتمال تأثير پذيرى او مىرود، چه حكمى دارد؟ آيا اين حكم نسبت به كسى كه آن برنامهها را به قصد نقد و بيان نكات منفى آنها و نصيحت مردم به نديدن آنها، مىبيند، تفاوت دارد؟
ج: نگاه به اين برنامهها اگر از روى لذّت بوده و يا خوف تأثير پذيرى و فساد، وجود داشته باشد، جايز نيست. ولى مشاهده به قصد نقد و آگاه كردن مردم از خطرات و نكات منفى آنها براى كسى كه اهليّت آن را دارد و مطمئن است كه از آن برنامهها تأثير نمىپذيرد و به فساد نمىافتد، اشكال ندارد، البته اگر مقرّراتى باشد بايد رعايت شود.
توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج2، ص: 974
آسیب هفتم : چشم چرانی و برهنگى
ورفتار تحريكآميز زنان، آفت حيا و عفّت عمومى است
نور(24) 30
قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُون
به مردان باايمان بگو كه چشمان خود را (از آنچه ديدنش حرام است مانند عورت ديگران و بدن زن اجنبى) فرو بندند، و عورتهاى خود را (از اينكه در معرض ديد قرار گيرد) حفظ كنند، اين براى آنها پاكيزهتر است. همانا خداوند از آنچه انجام مىدهند آگاه است.
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَني أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
و به زنان باايمان بگو كه چشمان خود را (از نگاه به عورت غير و بدن مرد اجنبى) فرو بندند و عورتهاى خود را (تمام بدن را غير از صورت و دستها، از اينكه در معرض ديد اجنبى قرار گيرد) حفظ كنند، و زيور و زينت خود و جاهاى آن را (مانند، گردن، سينه، موهاى سر، بازوان و ساقهاى پا) آشكار نسازند، جز آنچه (بر حسب ضرورت عرفى) پيداست (مانند لباسهاى رو و صورت و دستها)، و بايد روسرىهاى خود را بر روى گريبانها بزنند (تا گردن و سينه پوشانده شود)، و زيور (و جاهاى زيور) را بر كسى آشكار نسازند جز بر شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنهاى همجنس خودشان يا بردههاى ملكىشان يا مردان عقب مانده تابع خانواده كه نياز شهوانى ندارند يا كودكانى كه نيروى آميزش با زنها را ندارند، و (زنانى كه خلخال در پا دارند) پاهاى خود را (محكم) به زمين نزنند تا زينتهايى كه پنهان مىدارند معلوم گردد. و همگى شما- اى مؤمنان- به سوى خدا (در تمام ابعاد انسانى) بازگرديد، باشد كه رستگار شويد.نور
آسیب هشتم : پیراهن در آوردن : که در مجالس خود عزاداران را به درآوردن پیراهن تشویق نکنید، چون اگر ناظر نامحرم در مجلس باشد، این کار قطعاً گناه است و اگر هم این طور نباشد، می دانید که ما در زمانی زندگی می کنیم که این صحنهها به راحتی فیلم برداری میشود و به سراسر دنیا فرستاده میشود و دشمنان میگویند این هم شیعیان امام حسین( علیه السلام ) ! لذا پیراهن در آوردن عزاداران در عصر و روزگار ما به مصلحت نیست و ضرر دارد.
مسأله 2433 : نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است. و نگاه كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد حرام است، ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى ندارد و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم (3) حرام مىباشد (4) و نگاه كردن به صورت و بدن و موى دختر نابالغ اگر به قصد لذّت نباشد و بواسطه نگاه كردن هم انسان نترسد كه به حرام بيفتد اشكال ندارد، ولى بنا بر احتياط بايد جاهايى را كه مثل ران و شكم معمولًا مىپوشاند نگاه نكند.
فتاوای دیگران در مورد نگاه زن به بدن مرد :
(3) (اراكى): چه با قصد لذت چه بدون آن ..
(نورى): به جز صورت و دستها ..
(تبريزى): با قصد لذت حرام مىباشد. [پايان مسأله]
(خوئى): بنا بر احتياط در غير صورت و دستها و سر و گردن و پا؛ و امّا نظر زن به اين مواضع از مرد، ظاهر آن است كه جايز است بدون قصد لذت، اگر چه أحوط نيز ترك است.
(فاضل): نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم با قصد لذّت و به غير صورت و دستها بدون آن حرام مىباشد ..
..(سيستانى): مسأله نگاه كردن مرد به بدن زنان نامحرم و همچنين نگاه كردن به موى آنان، چه با شهوت باشد چه بدون آن چه با ترس از وقوع در حرام چه بدون آن، حرام است و نگاه كردن به صورت آنان و دستهايشان تا مچ، اگر با شهوت يا با ترس از وقوع در حرام باشد حرام است. بلكه احتياط مستحبّ آن است كه بدون شهوت و ترس از وقوع در حرام هم به آنها نگاه نكند و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم با شهوت و ترس از وقوع در حرام، حرام مىباشد، بلكه به احتياط واجب بدون آن نيز نبايد نگاه كند مگر به جاهايى از بدن كه معمولًا مردها نمىپوشانند مثل سر و دستها و ساق پاها كه نگاه كردن زن به اين جاها اگر بدون شهوت و خوف وقوع در حرام باشد اشكال ندارد.
(زنجانى): مسأله نگاه كردن مرد به بدن زن نامَحرَم كه نُه سالش تمام شده و به موى آن چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و نگاه كردن به صورت و دستها تا مچ اگر با لذّت باشد حرام است، و احتياط مستحبّ آن است كه بدون لذّت هم به آنها نگاه نكند و نگاه كردن زن بدون لذّت به مواضعى از بدن مرد كه معمولًا پوشيده است بنا بر احتياط واجب حرام است و نگاه كردن با لذّت به تمام مواضع مرد حرام است.
لازم به توضيح است كه مراد از لذّت در مسائل اين فصل، لذّت شهوانى و جنسى است، كه مرتبه شديد آن معمولًا در مقدّمات نزديكى براى انسان پديد مىآيد، نه لذّتى است كه مثل پدر و مادر از نگاه كردن به فرزند مىبرند يا لذّتى است كه با نگاه كردن به بناهاى زيبا يا سبزهزار و گلستان و مانند آن براى انسان حاصل مىشود.
(مكارم): مسأله نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم، خواه با قصد لذّت باشد يا بدون آن، حرام است و همچنين نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم، ولى نگاه كردن به صورت و دستهاى زن نامحرم تا مچ اگر به قصد لذت نباشد و مايه فساد و گناه نگردد اشكال ندارد، همچنين نگاه كردن به بدن مرد نامحرم به آن مقدار كه معمولًا آن را نمىپوشانند مانند سر و صورت و گردن و مقدارى از پا و دست. نگاه كردن به دختر نا بالغ اگر به قصد لذت نباشد و به واسطه نگاه كردن ترس از افتادن در حرام نداشته باشد جايز است، ولى بنا بر احتياط واجب بايد به جاهايى مثل ران و شكم كه معمولًا مىپوشانند نگاه نكند.
توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج2، ص: 485
آسیب نهم : بىحجابى و بد حجابی در جلسات مذهبی
حضور زنان بىحجاب در مجامع عمومى، سبب تحريك نامحرمان و در نتيجه، آزار ديدن آنان:
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما
اى پيامبر، به همسران و دخترانت و زنهاى مؤمنان بگو روسرىها و چادرهاى خود را بر خويش بيفكنند (كه گردن و سينه و بازوان و ساقها پوشيده شود) اين (كار) نزديكتر است به آنكه (به حجاب و عفت) شناخته شوند تا مورد تعرض و آزار (فاجران) قرار نگيرند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.احزاب (33) 59
آسیب دهم : خلوت با نامحرم
خلوت با نامحرم، زمينهساز تحريك جنسى و بىعفّتى و فساد اخلاقى است :
يوسف (12) 23- 25
وَ راوَدَتْهُ الَّتي هُوَ في بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُون
و آن زنى كه وى در خانهاش بود از او به رفق و فريب درخواست كامجويى كرد و (بدين منظور) درها را محكم بست و گفت: بشتاب، من از بهر تو آمادهام. يوسف گفت: پناه بر خدا، او (شويت) مربّى من است كه جايگاهم را نيكو كرده، و او (خدا) پروردگار من است كه مقام و منزلتم را نيكو ساخته بىترديد ستمكاران هرگز رستگار نمىشوند.
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصين
و حقّا كه آن زن (براى كامجويى) قصد وى كرد، و اگر نه اين بود كه يوسف برهان پروردگار خود را ديد (مقام نبوت خود و عظمت خداوند را) طبعا (براى آميزش) قصد او مىكرد (ولى با ديدن برهان اين قصد محال بود)، و يا آنكه آن زن وى را (براى فحشا) قصد نمود و او هم وى را (براى زدن يا كشتن به عنوان دفاع) قصد مىكرد اگر نه اين بود كه برهان پروردگار خود را ديد (كه او را به سوى فرار از صحنه هدايت نمود. و) ما چنين كرديم تا بدى (قتل نفس) و فحشا (اتهام به زنا) را از او بازگردانيم، كه همانا او از بندگان برگزيده ما بود.
وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَميصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ قالَتْ ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلاَّ أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَليمٌ
و هر دو از يكديگر به سوى در پيشى گرفتند و آن زن پيراهن وى را از پشت بدريد، و (چون در باز شد) هر دو آقاى زن را (شوهرش را) نزديك در يافتند، زن گفت: جزاى كسى كه به خانوادهات قصد بدى كند چيست جز آنكه زندانى شود يا عذابى دردناك ببيند؟!
آسیب یازدهم : صداى تحريكآميز
صداى توأم با ناز و كرشمه زنان، سبب تحريك جنسى بيماردلان است :
احزاب (33) 32
يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا
اى همسران پيامبر، شما اگر تقوا پيشه كنيد مانند ديگر زنان (عادى) نيستيد، پس با گفتارتان ناز و عشوه مريزيد تا كسى كه در دل او مرض (فسق و فجور) است (در شما) طمع ورزد، و گفتارى نيكو (و دور از تحريك و ريبه) بگوييد
آسیب دوازدهم : معلم و مربی فاسد
مسأله : فرستادن فرزندان به دبستانها و دبيرستانها و كودكستانهايى كه اسلاميّت و امانت و علاقهمندى مؤسّس و معلّمان آنها به سُنَن اسلامى محرز و شناخته نشده و معرض انحراف فكر و عقيده و فساد اخلاق باشد، جايز نيست.
مسأله : كفّار حقّ ندارند در بلاد اسلام، مدرسه دائر كنند و تعليم و تربيت اطفال مسلمانان را عهدهدار شوند. و جايز نيست مسلمانان فرزندان خود را به مدارس و كودكستانهاى آنها بفرستند.
(صافى): مسأله: تأسيس مدارس مختلط به صورتى كه سُنَن اسلامى در ارتباط با بانوان و مردان رعايت نشود اعم از ابتدايى و عالى و تدريس در آن مدارس و همكارى با آنها و فرستادن فرزندان به آن مدارس و مدارسى كه در برنامههاى تعليماتى آنها تعليم كارهاى حرام مثل خواندن غنا و نواختن آلات موسيقى باشد جايز نيست و بايد مدارس و مراكز تعليم و تربيت و همه مؤسسات كار و عمل مسلمانان مثل كلّ جامعه آنها شخصيت اسلامى و تعهد به رعايت مقررات اسلامى داشته باشند.
توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج2، ص: 873
آسیب سیزدهم : اطعام بیش از حد در مراسم مرگ اشخاص
س 245: در ميان بعضى از عشاير معمول است كه هنگام مرگ بعضى از اشخاص، با قرض، اقدام به خريد تعداد زيادى گوسفند مىكنندتا همه كسانى را كه در مراسم عزادارى شركت مىنمايند، اطعام كنند. اين كار باعث ضرر فراوانى به آنها مىشود، آيا تحمل اين ضررها براى حفظ عادات و رسوم جايز است؟
ج: اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضايت آنها باشد، جايز است. ولى اگر اين كار موجب بروز مشكلات و ضررهاى مالى مىشود از آن اجتناب شود و اگر انفاق از اموال ميّت صورت بگيرد، بستگى به نحوه وصيت او دارد و به طور كلّى در اين گونه امور بايد از اسراف و زياده روى كه موجب تضييع نعم الهى مىشود پرهيز گردد.
توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج1، ص: 356
آسیب چهاردهم : درخواست مزد در کارهای فرهنگی
اجرتخواهى و مزدطلبى در راه تبليغ دين، داراى تأثير منفى در اين راه است :
مؤمنون (23) 72 و 73
أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقينَ (72)
وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيم
يا آنكه از آنها مزد و خرجى مستمرّى (براى اداى رسالت) مىخواهى؟ (نه) پس مزد و خرجى پروردگارت بهتر است و او بهترين روزىدهندگان است.
و حقّا كه تو آنها را به سوى راهى راست (در عقايد و اخلاق و عمل و معاشرت) دعوت مىكنى.
مساله :
س 80-- بانيان مجالس روضه خوانى بايد بر چه مبنايى دست مزد آقايان مبلّغين و وعّاظ را بپردازند آيا بايد قبلا مقاطعه نمود يا نه؟.
ج- وعظ و ارشاد و تعليم و تربيت و آموزگارى و استادى و تدريس، چون در اسلام، فضيلت بسيار دارد و از مشاغل مقدّسه و از شئون مهمّ انبياء و اولياء سلام اللَّه عليهم اجمعين مىباشد غالبا مسلمانان، براى كسب ثواب و تقرّب به درگاه الهى انجام مىدادند و اجر مادّى، در آن، ملاحظه نمىشد و كسانى كه اين مشاغل و امثال آن مانند طبابت را عهدهدار مىشدند آن را با اجر مادّى، معاوضه نمىكردند هر چند از بيت المال، مخارج آنها تأمين مىشد و گاهى خود مردم، خدمت مناسبى مىكردند ولى معامله اين اعمال مقدّس با پول، در نظر نبود و از اين جهت، موجب قوّت تأثير كلام و مواعظ مىشد مع ذلك گرفتن مزد در برابر ذكر مصائب حضرت پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمّه اطهار، صلوات اللَّه عليهم اجمعين و بيان مواعظ و نصائح و تعيين قبلى اشكال ندارد بلى اگر گرفتن وجه، در برابر بيان احكام واجبه و ارشاد به اصول دين و عقائد باشد جائز نيست و بانيان مجالس، در انتخاب هر واعظ و ناطقى كه بيانات و تبليغاتش مورد اعتماد باشد مختارند.
مجمع المسائل (للگلپايگاني)، ج1، ص: 559
آسیب پانزدهم : خرافات و چگونگى آن در اجتماع
خرافات كليه عقائد و سنتهائيست كه مردم بعلل گوناگون و در اثر زمينه سازيهاى خاصى آنها را رسم كردهاند. اين خرافات در تمام كشورهاى جهان كم و بيش وجود دارد، بخلاف تصور بعضى كه فكر مىكنند خرافات فقط در مشرق زمين هست. البته در جامعههاى محدود مثل دهات و شهرهاى خيلى كوچك اين خرافات بيشتر بچشم مىخورد، علت اينستكه در اين اجتماعات چون فرهنگ چندان تحولى پيدا نكرده مردم بهمان روش و سنتهاى سابق باقيماندهاند و در اين زمينه گاهى تعصب زياد هم دارند.
اما دين بما دستور ميدهد كه اوامر و نواهى پروردگار را در موقع انجام يك عمل بايد در نظر بگريم و بهيچ عنوان، سنت و رسم نمىتواند در انجام عمل سنديت داشته باشد و پيروى از آنها تبعيت خرافات شمرده مىشود مگر اينكه موافق دستور شرع باشد.
هنگاميكه پيامبر اسلام مشركين را بآئين يكتاپرستى دعوت ميكرد آنان بنا به محدوديت فرهنگى و فكرى كه داشتند و نظر به تعصب قومى، پاسخ مىدادند: رفتار و عقائد ما همانست كه پدران ما داشتهاند و هرگز تغيير مسلك نخواهيم داد، بنابراين از پندها و اندرزهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جز فرياد دعوت چيزى نميشنيدند درست مانند گوسفندانى كه سخت سرگرم چرا باشند و گاهگاهى فرياد چوپان را بشنوند ولى هرگز بآن توجه نكرده و به راه خود ادامه دهند.
البته هر چه فرهنگ يك جامعه دست نخوردهتر باشد و هر چه تحولات فكرى كمتر باشد اين كهنهپرستى بيشتر ميشود
انوار درخشان، ج2، ص: 84
برخورد با خرافات نياز به مديريت قوي فكري دارد مثلا براي كاهش خرافات، آموزش افراد براي ممانعت استفاده از شمايل، تمثال، و... بايد از افراد ذينفوذ هيئتهاي مذهبي بهرهمند شد.
اولويتبندي آسيبهاي موجود در عزاداريها و نحوه برخورد با آنها، از اهميت بالايي برخوردار است چرا كه نميتوان در مدت كوتاهي به حل همه مسائل پرداخت.
آسیب شانزدهم : ضعف در اشعار و کلمات : مداحان باید مستند بخوانند مديران هيئتهاي مذهبي بايد با چشم پوشي از خطاهاي جوانان و بها دادن به آنها، مسئوليت پذيري اين قشر را تقويت كنند,.و با تبليغ چهره به چهره و برگزاري جلسات پرسش و پاسخ ، پاسخگوي نيازهاي معنوي ، مذهبي ، سياسي و فرهنگي جوانان باشند .
."حضرت آیة الله مکارم شیرازی"ثوجه داشته باشید که اشعاری که میخوانید از زبان قال یا زبان حال خارج نباشد. زبان قال یعنی مطلب مدرک معتبری داشته باشد و زبان حال یعنی واقعاً حال امام حسین( علیه السلام ) و اصحابش اقتضای اشعاری که می خوانید داشته باشد. باید شأن و منزلت امام حسین( علیه السلام ) در محتوای اشعار حفظ شود. مثلاً وقتی می شنویم مداحی خطاب به امام حسین( علیه السلام ) میگوید:" یقین دارم که در دل آرزویی به جز دامادی اکبر نداری"! عاشورا از آن علو مقامش چقدر پایین می آید؟! و یا مداحی درباره امام زمان( علیه السلام ) می گوید: نمی دانم تو آواره ی کدام بیابان هستی که من هم در آن آواره شوم.امام زمان(عج) که آواره نیست، آن حضرت در میان ما است، در میان محبان و شیعیان است. البته جا دارد از اشعار بعضی از شاعران متعهد معاصر قدردانی کنم که اشعار بلندی سروده اند و مداحان عزیز از اشعار بلند آنها استفاده کنند
آنچه به عنوان یک تهدید اساسی موجب سوء استفاده وهابیون از عزداریهای شعیان برای ائمه می شود عدم آگاهی کافی مداحان و مسئولان هیئتهای مذهبی از تاریخ اسلام و زندگانی ائمه است که این افراد باید در راستای ارائه چهرهای مطلوب و منطقی از عزداریها تلاش نمایند
کتاب ارشمند " تاریخ اسلام" اثر استاد شهید مطهری را مهمترین اثر برای مطالعه مادحین و استفاده از آن در ارائه برنامه های عزداریها است و( و همچنین نفس المهموم شیخ عباس قمی )
ضروری است که مداحان عزیز در ضمن آموزشهای لازم حتما باید کتابهایی در زمینه سیره و کلام وزندگی نامه اهل بیت عصمت و طهارت مطالعات فراوانی داشته باشند
س 1445: در بعضى از هيئتهاى مذهبى مصيبتهايى خوانده مىشود كه مستند به مقتل معتبرى نيست و از هيچ عالم يا مرجعى هم شنيده نشده است و هنگامى كه از خواننده مصيبت از منبع آن سؤال مىشود، پاسخ مىدهند كه اهل بيت (ع) اينگونه به ما فهماندهاند و يا ما را راهنمايى كردهاند و واقعه كربلا فقط در مقاتل نيست و منبع آن هم فقط گفتههاى علما نمىباشد بلكه گاهى بعضى از امور براى مدّاح يا خطيب حسينى از راه الهام و مكاشفه مكشوف مىشود، سؤال من اين است كه آيا نقل وقايع از اين طريق صحيح است يا خير؟ و در صورتى كه صحيح نباشد، تكليف شنوندگان چيست؟
ج: نقل مطالب به صورت مزبور بدون اينكه مستند به روايتى باشد و يا در تاريخ ثابت شده باشد، وجه شرعى ندارد مگر آنكه نقل آن به عنوان بيان حال به حسب برداشت متكلّم بوده و علم به خلاف بودن آن، نداشته باشد و تكليف شنوندگان نهى از منكر است بشرطى كه موضوع و شرايط آن نزد آنان ثابت شده باشد.
توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج2، ص: 1025
آسیب هفدهم : وارد شدن بدعت در تشکلات دینی :
برنامه هيئتهاي مذهبي بايد به گونهاي باشد كه در آن قرآن، حدیث اخلاق و... نيز ديده شود.تا در آن بدعت راه پیدا نکند
مديران و معلمان مدارس، استادان به ويژه روحانيان و خطيبان، باید بدعتهاي پيرامون اين حادثه بزرگ عاشورا در تاريخ اسلام را براي نسل جوان بيان كنند.
شيعيان و پيروان امام حسين( علیه السلام ) ميدانند كه آلوده كردن اين سنت و اين عبادت بزرگ به خرافات و اعمال خفتانگيز و شعارها و اعمال خرافي و بياساس از شكوه اين حماسه ميكاهد و آن را در نظر جهانيان كوچك جلوه ميدهد
بدعت از راه جهل به دين وارد ميشود. اگر آگاه به قرآن و مسائل باشيم، نميگذاريم كه بدعتها وارد هيئتها شوند. بنا به آيه آخر سوره بينه، گفت: رضايتمندي حق، هدف نهايي هيئتهاي ماست. بايد پرچم رضايتمندي خدا را بلند كنيم. باید قرآن و معارف اهلبيت در هيئتهاي مذهبي گفته شود و اين مجالس عاري از وعظ و خطابههاي مذهبي و امور معنوی نباشند كه اگر چنين شود، تهي ميشوند.
بدعتگذارى در احكام خداوند، گناه و حرام است خداوند می فرماید :
فويل لّلَّذين يكتبون الكتب بأيديهم ثمَّ يقولون هذا من عند اللَّه ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لّهم مّمّا كتبت أيديهم وويل لّهم مّمّا يكسبون.
بقره (2) 79
برای از بین بردن بدعت باید عوامل آن را از دیدگاه آیات قرآن کریم جستجو کنیم و در مرحله بعد با آن عوامل مبارزه کنیم . بعضی از عوامل بدعت عبارتند از :
1- جهالت، :
ما جعل اللّه من بحيرة ولا سآئِبة ولا وصيلة ولا حام ولكنّ الّذين كفروا يفترون على اللّه الكذب وأكثرهم لايعقلون.
مائده (5) 103
وما لكم ألّاتأكلوا ممَّا ذكر اسم اللّه عليه وقد فصّل لكم مّا حرّم عليكم إلّاما اضطررتم إليه وإنَّ كثيرا لَّيضلّون بأهوائِهم بغير علم إنَّ ربَّك هو أعلم بالمعتدين.
انعام (6) 119
ومن الإبل اثنين ومن البقر اثنين قل ءالذّكرين حرّم أم الأنثيين أمّا اشتملت عليه أرحام الأنثيين أم كنتم شهداء إذ وصّيكم اللّه بهذا فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبا لّيضلّ النّاس بغير علم إنّ اللّه لايهدى القوم الظَّلمين.
انعام (6) 144
2 - شيطان، عامل ترغيبكننده آدميان به بدعتگذارى در دين:
يأيّها النّاس كلوا ممّا فى الأرض حللا طيّبا ولاتتّبعوا خطوت الشّيطن إنّه لكمعدوٌّ مّبين (*) إنّما يأمركم بالسّوء والفحشاء وأن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون.
بقره (2) 168 و 169
... وإن يدعون إلّاشيطنا مَّريدا (*) ولأضلّنّهم ولأمنّينّهم ولأمرنّهم فليبتّكنّ ءاذان الأنعم ولأمرنّهم فليغيّرنّ خلق اللّه ومن يتّخذ الشّيطن وليًّا مّن دون اللّه فقد خسر خسرانا مّبينا.
نساء (4) 117 و 119
ومن الأنعم حمولة وفرشا كلوا ممّا رزقكم اللّه ولاتتّبعوا خطوت الشّيطن إنّه لكم عدوٌّ مّبين.
انعام (6) 142
3 - كفر :
ما جعل اللّه من بحيرة ولا سآئِبة ولا وصيلة ولا حام ولكنّ الّذين كفروا يفترون على اللّه الكذب وأكثرهم لايعقلون. مائده (5) 103
4- هواپرستى
تحريمهاى بىجاى مشركان، برخاسته از هواپرستى آنان است :
وما لكم ألّاتأكلوا ممَّا ذكر اسم اللّه عليه وقد فصّل لكم مّا حرّم عليكم إلّاما اضطررتم إليه وإنَّ كثيرا لَّيضلّون بأهوائِهم بغير علم إنَّ ربَّك هو أعلم بالمعتدين.
انعام (6) 119
سيقول الّذين أشركوا لو شآء اللّه مآ أشركنا ولا ءابآؤنا ولاحرّمنا من شىء كذلك كذّب الّذين من قبلهم حتّى ذاقوا بأسنا قل هل عندكم مّن علم فتخرجوه لنآ إن تتّبعون إلّاالظَّنَّ وإن أنتم إلّاتخرصون (*) قل هلمَّ شهداءكم الَّذين يشهدون أنَّ اللّه حرّم هذا ... ولاتتّبع أهواء الّذين كذّبوا بايتنا ....
انعام (6) 148 و 150
آسیب هجدهم : خالی بودن بعضی از تشکلهای دینی از امور آموزشی و تعلیمی :
از سوره الرحمن آیه 2و4 می فهمیم که تعليم قرآن، نعمت و ارزشى فراتر از اصل خلقت انسان و نعمتهاى ديگر است خداوند می فرماید:
عَلَّمَ القُرءان (*) عَلَّمَهُ البَيان.
رحمان (55) 2 و 4
و نیز تعليم حقايق و معارف قرآن و آموزش حكمت به مردم، از اهداف رسالت محمّد صلی الله علیه و آله است به دلیل پنج آیه زیر :
1-ربَّنا وابعث فيهِم رَسولًا مِنهُم يتلوا عليهِم ءايتِك ويُعلّمُهُمُ الكِتب والحِكمة ويُزكّيهِم انَّك انتَ العزيزُ الحكيم.
بقره (2) 129
2- كما ارسلنا فيكُم رَسولًا مِنكُم يتلوا ... ويُعلّمُكُمُ الكِتب والحِكمة ....
بقره (2) 151
3- لَقد منَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنين اذ بعث فيهِم رَسولًا مِن انفُسِهِم يتلوا عليهِم ءايتِهِ ويُزكّيهِم ويُعلّمُهُمُ الكِتب والحِكمة وان كانوا مِن قبلُ لفى ضللٍ مُبين.
آلعمران (3) 164
4- هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى الامّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلوا عَلَيهِم ءايتِهِ
5- ويُزَكّيهِم ويُعَلّمُهُمُ الكِتبَ والحِكمَةَ وان كانوا مِن قَبلُ لَفى ضَللٍ مُبين.
جمعه (62) 2
آسیب نوزدهم : خالی بودن تشکلات دینی از امور معنوی :
در یک پژوهش تاثير معنويت در روان انسان و كاهش اضطراب را اینگونه می خوانیم : یک پژوهشی در , رابطه ميان ديندارى و روان درستى ايرانيان مقيم آمريكا مورد بررسى قرار گرفته است. مؤلفه هاى روان درستى را مى توان رضامندى از يك سو و نبود افسردگى از سوى ديگر, به شمار آورد. بدين منظور, آزمون سنجش ديندارى فردِ مسلمان, تهيه و ميان بيش از 650 نفر از مسلمانان ايرانى مقيم آمريكا كه بيش از يك صد هزار نفرند اجرا شده است.
بر اساس نتايج به دست آمده, ميان ديندارى با روان درستى و رضامندى رابطه مثبت, و بين ديندارى و افسردگى رابطه منفى وجود دارد. پژوهشگر در توضيح رابطه مثبت ميان ديندارى و روان درستى به عواملى چون نظام مندى دين اسلام, قدرت آن در تفسير وقايع زندگى, داشتن پاسخ منطقى براى سؤالات و جودى همچون : از كجا آمده ام؟ به كجا مى روم؟ و دعا و نيايش, و شركت افراد ديندار در فعاليت هاى اجتماعى اشاره مى كند. از يافته هاى جانبى اين پژوهش, آنكه اولاً افرادى كه از خانواده هاى متدين هستند, دين دارترند و ثانياً حضرت على عليه السلام شخصيت محبوب ايرانيان مقيم كاناداست.
هدف اين تحقيق, بررسى ميزان ارزش مذهبى در گروهى از بيماران روانى در مقايسه با افراد غير بيمار است. به همين منظور, 62 بيمار مبتلا به اختلالات روانى و 50 نفر غير بيمار, انتخاب و مورد آزمون قرار گرفته اند. بررسى يافته هاى اين تحقيق حاكى از آن است كه: اولاً, ارزش مذهبى ميان بيماران اعصاب و روان كم تر از افراد غير بيمار بوده و اين تفاوت, معنادار بوده است. ثانياً, ضريب همبستگى اضطراب و افسردگى با ميزان ارزش مذهبى, منفى و معنادار بوده است.
اختلال افسردگى از اختلالات شايع قرن بيستم و از معضلات نگران كننده قرن بيست و يكم است. در مورد سبب شناسى اين اختلال, ديدگاه هاى, زيستى, روانى و اجتماعى مقبوليت فراگير دارد, و در مقوله روانى اجتماعى , عامل باورهاى مذهبى و التزام عملى به رفتارها و اخلاق دينى به عنوان يكى از عوامل مهم تأثيرگذار درمان افسردگى مورد بحث محافل مختلف علمى است.
چكيده مقالات همايش بين المللى نقش دين در بهداشت روان - دكتر عبدالوهاب وهاب زاده, دكتر فراز والايى, دكتر نيما دهقانى, دكتر مليحه خراسانى - نوشته عباس پسنديده - اينترنت –
کلمه طیبه در این آیه شریفه مراد معنویت ، ایمان و توحید است : مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَ الَّذينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُور
سوره فاطر آيه 10
هر كه شرف و قدرت و غلبه خواهد (بداند كه) اينها يكسره از آن خداوند است (و بايد از او بطلبد) سخنان پاكيزه (اعتقاد به توحيد و اصول عقايد كه مفاد كلم طيّب است) به سوى (قرب) او بالا مىرود و عمل صالح آن را بالا مىبرد و كسانى كه بدىها را به نيرنگ انجام مىدهند آنها را عذابى است سخت، نيرنگشان تباه و بىاثر است. و نیزدر آیه 24 سوره ابراهیم که << كلمه طيبهاى كه به شجره طيبه مثل زده شده اعتقادات قلبى صحيح (توحيد) است كه اخلاق حسنه و عمل صالح فروع و شاخههايش مىباشند0آنچه كه از دقت در آيات به دست مىآيد اين است كه: مراد از" كلمه" طيبه" كه به" درخت طيب" تشبيه شده و صفاتى چنين و چنان دارد، عبارت است از عقايد حقى كه ريشهاش در اعماق قلب و در نهاد بشر جاى دارد زيرا خداى تعالى در خلال همين آيات، به عنوان نتيجه گيرى از مثلها مىفرمايد:" يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ ...". و مقصود از" قول ثابت" هم، بيان كلمه است،
اين شجره طيبه درآسمان معنويت ويژگى هاى زير را دارد :
الف - طَيِّبَةٍ : طيب بودن آن كه چهار احتمال دارد :
1- طيب بودن منظر ، صورت و شكل
2- طيب بودن بوى او
3 - طيب بودن ميوه او و لذيذ بودن آن
4 - طيب بودن منفعت آن يعنى همانطور كه استفاده و اكلش لذت بخش است همچنين منفعت آن بسيار زياد است.
ب - أَصْلُها ثابِتٌ : اصلش ثابت و راسخ و ايمنى از زوال و نيستى
ج - وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ : اين وصف از دو جهت دلالت بر كمال اين درخت با عظمت دارد
1 - ارتفاع شاخه ها كه خود دلالت بر ثبات و پايدارى اصل و ريشه دارد .
2- هر چه درخت مرتفع باشد از آفات زمين دورتر است از اينرو ميوه هايش در غايت پاكى و دور از هر پليدى
د - تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها : ميوه اين درخت دائما در همه اوقات حاضر است
مفاتيح الغيب (التفسير الكبير)، ج7، ص: 89
با توجه به جامعیت اسلام ،اسلام آيينى است معتدل در توجّه به ماديّات و معنويّات:
وكذلك جعلنكم أمّة وسطا لّتكونوا شهداء على النّاس ويكون الرّسول عليكم شهيدا
بقره (2) 143
وتمّت كلمت ربّك صدقا وعدلًا لّامبدّل لكلمته وهو السَّميع العليم.
انعام (6) 115
قل كلٌّ مّتربّص فتربّصوا فستعلمون من أصحب الصّرط السّوىّ ومن اهتدى.
طه (20) 135
حتی لازم است ابزار اقتصادى وسيله قرار گرفتن براى تحصيل امور معنوى و آخرتى باشد :
وابتغ فيما ءاتلك اللّه الدّار الأخرة ولاتنس نصيبك من الدّنيا وأحسن كما أحسن اللّه إليك ....
قصص (28) 77
و ازهفت آیه زیر معلوم می شود که جمع بين دنيا و آخرت امرى امكانپذير و مطلوب است :
1- ومنهم مّن يقول ربّنا ءاتنا فى الدّنيا حسنة وفى الأخرة حسنة ....
بقره (2) 201
2- من كان يريد ثواب الدّنيا فعند اللّه ثواب الدّنيا والأخرة وكان اللّه سميعا بصيرا.
نساء (4) 134
3-4-ولو أنّ أهل الكتب ءامنوا واتّقوا لكفّرنا عنهم سيّاتهم ولأدخلنهم جنَّت النّعيم (*) ولو أنّهم أقاموا التّورية والإنجيل ومآ أنزل إليهم مّن رّبّهم لأكلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم مّنهم أمّة مّقتصدة وكثير مّنهم سآء ما يعملون.
مائده (5) 65 و 66
5- واكتب لنا فى هذه الدّنيا حسنة وفى الأخرة ....
اعراف (7) 156
6- وقيل للّذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرا لّلّذين أحسنوا فى هذه الدّنيا حسنة ولدارالأخرة خير ولنعم دار المتّقين.
نحل (16) 30
7- من عمل صلحا مّن ذكر أو أنثى وهو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة ولنجزينّهم أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون.
نحل (16) 97
البته لازم است اهداف و ارزشهاى والاى معنوى را بر امور اقتصادى ترجیح داد :
قل إن كان ءابآؤكم وأبنآؤكم وإخونكم وأزوجكم وعشيرتكم وأمول اقترفتموها وتجرة تخشون كسادها ومسكن ترضونهآ أحبّ إليكم مّن اللّه ورسوله وجهاد فى سبيله فتربّصوا حتّى يأتى اللّه بأمره ....
توبه (9) 24
البته نباید نقش بهرهمندىهاى اقتصادى در امر معنويّت را فراموش کرد . خداوند می فرماید :
ومنهم مّن عهد اللّه لئن ءاتينا من فضله لنصّدّقنّ ولنكوننّ من الصَّلحين.
توبه (9) 75
يأيّها الّذين ءامنوا هل أدلّكم على تجرة تنجيكم مّن عذاب أليم (*) تؤمنون باللّه ورسوله وتجهدون فى سبيل اللّه بأمولكم وأنفسكم ذلكم خير لّكم إن كنتم تعلمون (*) يغفر لكم ذنوبكم ويدخلكم جنَّت تجرى من تحتها الأنهر ومسكن طيّبة فى جنَّت عدن ذلك الفوز العظيم.
صف (61) 10- 12
آسیب بیستم : وارد شدن به جریانات سیاسی بدون کارشناس سیاسی متدین
هيئتها نبايد وارد جريانهاي سياسي شوند اما مراقب جريانهايي كه ميخواهند مردم را از اصل نظام جدا كنند، باشند.البته تک تک افراد تشکل باید سیاس باشند اما وارد مسائل سیاسی نشوند و در صورت لزوم دخالت در امور سیاسی حتما باید با مشورت با کارشناس سیاسی متخصص و متدین انجام گیرد.
آسیب بیست و یکم : بیان مسایل غلوآمیز
نباید مسایلی بر زبان مداحان جاری شود که بوی غلو می دهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَهْلِكُ فِيَّ اثْنَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَال
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج25 285 باب 10 نفي الغلو في النبي و الأئمة صلوات الله عليه و عليهم و بيان معاني التفويض و ما لا ينبغي أن ينسب إليهم منها و ما ينبغي
علی علیه السلام فرمود : دو گروه در مورد من بهلاكت مى- رسند دوست مفرط كه در باره من چيزى ميگويد: كه در من نيست و همچون خداوند می ستایند و دشمنى كه كينه وادارش ميكند بر من دروغ بندد و افترا زند."؛ "دو گروه درباره من هلاک شدند، آنها که غلو می کنند و ما را برتر از مقاممان معرفی می کنند
از این که این دو گروه همسنگ هم قرار داده شدند، معنایش این است که هر دو گروه در اشتباه میباشند.
گاهی از گوشه و کنار زمزمههایی می شنویم که خیلی زننده است، "لا اله الا فاطمه الزهرا، یا لا اله الا زینب" کسی که این سخن را می گوید اگر بفهمد که چه می گوید استکانی که از آن چای می خورد را باید آب کشید. این حرفها علاوه بر این که خلاف تعلیمات اسلام است، اگر به گوش دشمنان برسد، که این روزها راحت منتقل می شود – میگویند این که ما می گفتیم شیعیان کافرند، دلیلش این سخنان است. البته ممکن است این ذاکرین بی اطلاع باشند که باید پیش کسوتهای مداحان و وعاظ محترم آنها را راهنمایی کنند.
پرهيز از غلوّ و گزافهگويى در دين، وظيفه اهلكتاب است :
يأهل الكتب لاتغلوا فى دينكم ....
نساء (4) 171
و ما نیز باید از غلو بپرهیزیم چرا که افراط و غلو در دين، از مصاديق باطل و خروج از حق است :
قل يأهل الكتب لاتغلوا فى دينكم غير الحقّ
مائده (5) 77
آسیب بیست و دوم : نام گذاری هیئتها به نامهای غیر مناسب
در نام گذاری هیئتها هم دقت شود. بعضی نام "دیوانگان امام حسین" را بر هیئت خود می گذارند که وقتی مختصرش میکنند میشود هیئت دیوانگان! به جای این اسامی که آثار بدی دارد، نام "عاشقان"، "فدائیان"، "دلدادگان" و "خادمان امام حسین" را انتخاب کنید.
آسیب بیست و سوم : هنر بدون علم و یا علم بدون هنر :
هنر توانستن و علم دانستن است . هنر خوب اجرا کردن است. عدم بهرهمندی از آموزشهای لازم ضربه های بسیار بدی را وارد می کند .
وعاظ محترم در حوزهها درس می خوانند و پس از مرحله آموزش به وعظ می پردازند. همان طوری که منبر، ترکیبی از علم و هنر است، مداحی هم همین طور است، لذا برای مداحی هم آموزش دیدن لازم است. مداحان هم باید آگاهی و اطلاعات لازم را داشته باشند و هم این هنر را داشته باشند که چگونه بخوانند. اگر فقط بخشهای مربوط به هنرمندی را یاد بگیرند ولی از جنبه علمی آموزش نبییند، کم میآورند و نمیتوانند انجام وظیفه کنند. لذا خوب است مراکزی برای آموزش مداحان ایجاد شود و افراد عالم و شایسته آموزش دهند و افرادی که آگاهی لازم از مسایل اسلامی ندارند، وارد این کار نشوند.
رسالت هنر سيراب کردن همه مردم در تمام سطوح فکري است.براي اينکه ديدگاههاي اسلامي، اخلاق اسلامي، جهان بيني اسلامي، فلسفه اسلامي، فقه اسلامي، احکام اسلامي جهاني شود، قابل فهم و درک ملل و اقوام گوناگون گردد همه بدانند، و همه واقعيّتها را بشناسند: بايد از جاذبه هنري شعر استفاده کرد. امام معصوم عليهم السلام فرمود:وَ اِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لِحِکْمَة(همانا برخي از اشعارها حکيمانهاند)
بايد از جاذبه فيلمها کمک گرفت و به تمام دنيا صادر کرد.بايد به شيوههاي غير گفتاري روي آورد.بايد از قصّهنويسي و قصّه پردازي آغاز کرد.بايد از طرحهاي آموزشي نوين بهره جست.بودند ملّتهائي که با شنيدن اشعار حافظ و سعدي با اسلام آشنا شدند و ايمان آوردند.بودند انسانهائي که با ديدن يک فيلم، حقّانيّت اسلام را به خوبي درک کردند،و از آن پس به مطالعه و تحقيق پيرامون اسلام روي آوردند.مگر رمز و راز نفوذقرآن، در جامعه جاهلي اعراب چه بود؟
سران شرک چرا سعي داشتند کسي قرآن نخواند؟و فراوان تلاش ميکردند که آيات قرآن بگوششان و به گوش زن و فرزندان آنها آشنا نگردد؟ميگفتند جاذبه سحر دارد.چرا به تجّار تازه وارد دستور ميدادند پنبه در گوش کنند تا آيات قرآن را نشنوند؟ که اگر بشنوند مجذوب ميگردند.راز جاذبه جاودانه قرآن هم به هنرنمائي خدا در آيات اعجاز آورش نهفته است.قرآن يک کتاب هنري است.قرآن يک کتاب قصّه است، قصّههاي زيبا و هدفدار، متناسب با روح و فطرت آدمي است،از دل ميگويد، از جان و فطرت ميجوشد، و از انواع جاذبههاي هنري بهره ميگيرد.چرا نهجالبلاغه و ديگر منابع روائي ما جاودانه ماندهاند؟
چرا يک مسلمان و يک شيعه و انواع فرق اسلامي، جرج جرداق مسيحي، دانشمندان و يهودي و دشمنان قسم خورده امام عليعليه السلام، همه و همه مجذوب فصاحت و بلاغت کلام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام شدند؟و معاويه حفّاظ خود را ناشناخته به کوفه ميفرستاد تا خطبههاي زيباي امام علي عليه السلام را حفظ کرده به او برسانند در سخنرانيهاي خود مورد استفاده قرار دهد و ميگفت:
علي با فصاحت و بلاغت به قريش آبرو داده است.و جرج جرداق مسيحي ميگويد:«من 200 بار نهجالبلاغه را خواندهام و هنوز سيراب نشدم»نهجالبلاغه با جاذبههاي هنري در دنيا، در دلها، در دانشگاههاي کشورهاي غير اسلامي راه يافته است.
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام يک هنرمند است، زيباست و زيبا سخن ميگويد.دلها را تکان ميدهد، جانها را نورانيّت ميبخشد، از عمق و ژرفاي حقيقت ميگويد، و در انتقال واقعيّتها به مردم از انواع جاذبهها بهره ميگيرد.از اينرو جاودانه است، همواره راهگشاي انسانهاست.
امام علی و علم و هنر محمد دشتی
آسیب بیست و چهارم : چراغ سبز گناه به مردم نشان دادن
نباید در مجالس عزاداری گفته شود که در طول سال هر گناهی که می خواهید انجام دهید اما در ایام محرم که عزاداری می کنید گناهان شسته می شود! امام حسین( علیه السلام ) برای مکتب و مذهب شهید شد لذا در مجالس حسینی باید مذهب را تقویت کرد.
ثواب گریه کردن برای امام حسین علیه السلام وثواب زیارت قبر امام حسین علیه السلام مشروط به شناخت حق آن امام همام است
امام صادق عليه السّلام فرمودند: كسى كه با شناخت حق امام حسين عليه السّلام به زيارت او رود، خداوند براى او پاداش كسى را مىنويسد كه هزار بنده را آزاد كرده و از هزار اسب خود به همراه زين و افسار آن در راه خدا استفاده نموده است.
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَجْرَ مَنْ أَعْتَقَ أَلْفَ نَسَمَةٍ وَ كَمَنْ حَمَلَ أَلْفَ فَرَسٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ مُسْرَجَةً مُلْجَمَة
اى ابن شبيب! اگر به گونهاى بر حسين گريه كنى كه اشكهايت بر گونههايت جارى شود، خداوند هر گناهى كه مرتكب شده باشى- چه كوچك، چه بزرگ، چه كم و چه زياد- خواهد بخشيد. اى ابن شبيب! اگر دوست دارى پاك و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زيارت حسين برو،
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ ع
پس ثوابهای ذکر شده برای گریه و عزاداری امام حسین علیه السلام مشروط به شناخت حق آن امام همام است وحق آن امام این است که اطاعتش را واجب بدانیم و دستوراتش را سعادت بخش دنیا وآخرت خود بدانیم
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 87 ثواب من زار قبر الحسين ع
آسیب بیست و پنجم : اجرای برنامه عزاداری و هر کار گروهی در وقت نماز مداحان عزیز دقت کنند که در وقت نماز برنامه نداشته باشند زیرا نماز ستون دین و سرمایه تربیت جامعه اسلامی و همه چیز ما مسلمانان است و نباید فدای چیزی شود. امام حسین( علیه السلام ) در روز عاشورا زیر رگبار تیر دشمن نماز خواندند تا اعلان کنند که حتی در میدان جنگ هم نباید نماز را تعطیل کرد. در قرآن مجید حتی دستور نماز "خوف" هم که مخصوص میدان نبرد است آمده است. با این حال ما چطور به خود اجازه بدهیم که مجالس امام حسین( علیه السلام ) باعث تعطیلی نماز شود؟!
فضيلت اوّل وقت [نماز] بر آخر وقت
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَضْلُ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الْأَخِيرِ [خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ [مِنْ وُلْدِهِ وَ مَالِهِ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ قَالَ الصَّادِقُ ع فَضْلُ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الْأَخِيرِ كَفَضْلِ الْآخِرَةِ عَلَى الدُّنْيَا
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 36 ثواب فضل الوقت الأول على الأخير
... امام صادق عليه السّلام فرمود: فضيلت اوّل وقت [نماز] بر آخر وقت براى مؤمن نيكوتر از فرزند و دارايىاش است.
... و در حديث ديگرى امام صادق عليه السّلام فرمود: فضيلت اول وقت [نماز] بر آخر وقت همانند برترى سراى آخرت بر دنياست.
كيفر آن كس كه در خارج از وقت نماز گزارد
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا يَزَالُ الشَّيْطَانُ هَائِباً لِابْنِ آدَمَ ذَاعِراً مِنْهُ مَا صَلَّى الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ لِوَقْتِهِنَّ فَإِذَا ضَيَّعَهُنَّ اجْتَرَى عَلَيْهِ فَأَدْخَلَهُ فِي الْعَظَائِم
اسماعيل بن ابى زياد، از امام صادق عليه السّلام و آن حضرت از پدر بزرگوارش عليه السّلام نقل كرده است كه امير مؤمنان عليه السّلام به نقل از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: شيطان همواره از فرزند آدم مىترسد، (البته) تا زمانى كه نماز پنجگانه خود را در اول وقت بخواند؛ و چون اين (توفيق) را از دست داد، شيطان با گستاخى در (دل) او راه پيدا مىكند و او را به گناهان بزرگ (كبيره) آلوده مىسازد.
... امام صادق عليه السّلام روايت نموده كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: هر كه در خارج از وقت نماز گزارد آن نماز سياه و تيره بالا رود و گويد: خدا تو را تباه سازد كه مرا تباه نمودى! و چون بنده در پيشگاه خداى گرامى و بزرگ بايستد نخستين چيزى كه از او پرسند نماز باشد؛ پس اگر نمازش پاك بود كردارهاى ديگرش نيز پاك خواهند بود و چون نمازش پاك نبود ديگر كردارش نيز پاك نخواهد بود.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال 229 عقاب من صلى الصلاة لغير وقتها
ابراهيم بن موسى- كه در مسجد امام رضا در خراسان امامت مىكرد- مىگويد: از امام رضا- عليه السّلام- با اصرار زياد پول خواستم. حضرت براى بدرقه عدّهاى از طالبيين بيرون آمد. در اين هنگام وقت نماز فرا رسيد و حضرت، به سوى قصرى كه در آنجا بود، روانه شد و در زير درختى نزديك آن قصر نشست. ومن هم با او بودم و غير از ما كسى نبود. امام رو به من كرد و فرمود: اذان بگو.
پس گفتم: اجازه مىدهيد همراهان ما نيز بيايند؟
فرمود: غَفَرَ اللَّهُ لَكَ لَا تُؤَخِّرَنَّ صَلَاةً عَنْ أَوَّلِ وَقْتِهَا إِلَى آخِرِ وَقْتِهَا مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ عَلَيْكَ أَبَداً بِأَوَّلِ الْوَقْتِ فَأَذَّنْتُ وَ صَلَّيْنَا
خدا تو را بيامرزد. نماز اوّل وقت را بدون عذر تأخير نينداز. و اوّل وقت نماز را بپا دار. برخاستم، اذان گفتم و نماز خوانديم.
عرض كردم: يا بن رسول اللَّه! مدتى از آن وعدهاى كه به من فرموده بوديد، گذشته است و من نيازمندم و شما كارتان زياد مىباشد و من موفق نمىشوم تا هميشه خدمت شما برسم.
راوى مىگويد: امام- عليه السّلام- با تازيانهاش محكم بر زمين كوبيد و دستشان را به جاى ضربه، كشيده و شمشى از طلا بيرون آورد و به من داد و فرمود:
اين را بگير و خداوند به واسطه آن به تو بركت دهد و از آن بهرهمند شوى. و آنچه را كه ديدى، پوشيدهدار و به كسى نگو.
ابراهيم بن موسى مىگويد: اين مال، آنقدر بركت پيدا كرد تا اينكه در خراسان ملكى را به قيمت هفتاد هزار دينار خريدم، پس در ميان امثال خودم، غنىترين و ثروتمندترين مردم آن ديار شدم
الخرائج و الجرائح ج1 338 الباب التاسع في معجزات الإمام المظلوم المسموم علي بن موسى الرضا ع
قابل توجه مدیران و مسئولان تشکلات دینی این است که در بین مردم باید رفتار و بینش و منش خود را طوری کنند که محبوب خداوند و مردم باشند چرا که نماز چهار كس قبول نمىشود :
عبد الملك بن ابى عمير از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود: نماز چهار كس قبول نمىشود:
َ أَرْبَعَةٌ لَا تُقْبَلُ لَهُمْ صَلَاةٌ الْإِمَامُ الْجَائِرُ وَ الرَّجُلُ يَؤُمُّ الْقَوْمَ وَ هُمْ لَهُ كَارِهُون......
1) رهبر ستمگر
2) و مردى كه خود را پيشواى ديگران مىكند در حالى كه مردم او را دوست ندارند
3) و بردهاى كه بىجهت از مولاى خود فرار كرده باشد
4) و زنى كه بدون اجازه شوهرش از خانه بيرون رود.
الخصال ج1 242 أربعة لا تقبل لهم صلاة
برای بیشتر اهمیت دادن نماز و به وقت خواندن آن توجه شما را به دو حدیث زیر جلب می کنیم :
الخصال ج1 278 فرض الله عز و جل على العباد في اليوم و الليلة خمس صلوات
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي أَفْضَلِ السَّاعَاتِ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَدْبَارِ الصَّلَوَات
حدیث اول : بهترين ساعتها
حمّاد بن عيسى از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود، همانا خداوند بر شما پنج نماز واجب كرده كه در بهترين ساعتهاست، پس بر شما باد دعا كردن بعد از نمازها.
پس مبادا بهترین وقتها را برای نماز از دست بدهیم و در نتیجه از بهترین ساعات دعا هم محروم شویم.
حدیث دوم : 29 خصلت برای نماز
ضمرة بن حبيب مىگويد: از پيامبر خدا (ص) راجع به نماز پرسيده شد، فرمود:
1) الصَّلَاةُ مِنْ شَرَائِعِ الدِّينِ نماز از شرايع دين است
2) وَ فِيهَا مَرْضَاةُ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ و خوشنودى خداوند در آن است
3) وَ هِيَ مِنْهَاجُ الْأَنْبِيَاءِ و آن شيوه پيامبران است،
4) وَ لِلْمُصَلِّي حُبُّ الْمَلَائِكَةِ و براى نمازگزار است: محبّت فرشتگان
5) وَ هُدًى و هدايت
6) وَ إِيمَانٌ و ايمان
7) وَ نُورُ الْمَعْرِفَةِ و نور معرفت
8) وَ بَرَكَةٌ فِي الرِّزْقِ و بركت در روزى
9) وَ رَاحَةٌ لِلْبَدَنِ و راحتى در بدن
10) وَ كَرَاهَةٌ لِلشَّيْطَانِ و دورى شيطان
11) وَ سِلَاحٌ عَلَى الْكَافِرِ و اسلحه بر كافران
12) وَ إِجَابَةٌ لِلدُّعَاءِ و اجابت دعا
13) وَ قَبُولٌ لِلْأَعْمَالِ و قبولى اعمال،
14) وَ زَادٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنَ الدُّنْيَا إِلَى الْآخِرَةِ و آن توشه مؤمن از دنيا به آخرت است
15) وَ شَفِيعٌ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَلَكِ الْمَوْتِ و ميان او و فرشته مرگ شفيع مىشود
16) وَ أُنْسٌ فِي قَبْرِهِ و باعث انس در قبر است
17) وَ فِرَاشٌ تَحْتَ جَنْبِهِ و بسترى در كنار اوست
18) وَ جَوَابٌ لِمُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ و پاسخى بر نكير و منكر است،
19) وَ تَكُونُ صَلَاةُ الْعَبْدِ عِنْدَ الْمَحْشَرِ تَاجاً عَلَى رَأْسِهِ و نماز بنده در محشر تاجى بر سر او
20) وَ نُوراً عَلَى وَجْهِهِ و نورى بر صورت او
21) وَ لِبَاساً عَلَى بَدَنِهِ و لباسى بر بدن او،
22) وَ سِتْراً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّارِ و پوششى ميان او و آتش
23) وَ حُجَّةً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الرَّبِّ جَلَّ جَلَالُهُ و حجّتى ميان او و پروردگار،
24) وَ نَجَاةً لِبَدَنِهِ مِنَ النَّارِ و نجات بدن او از آتش
25) وَ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ و عبور از صراط
26) وَ مِفْتَاحاً لِلْجَنَّةِ و كليدى براى بهشت
27) وَ مُهُوراً لِحُورِ الْعِينِ و مهريهاى براى حوريان
28) وَ ثَمَناً لِلْجَنَّةِ و قيمتى براى بهشت است،
29) بِالصَّلَاةِ يَبْلُغُ الْعَبْدُ إِلَى الدَّرَجَةِ الْعُلْيَا لِأَنَّ الصَّلَاةَ تَسْبِيحٌ وَ تَهْلِيلٌ وَ تَحْمِيدٌ وَ تَكْبِيرٌ وَ تَمْجِيدٌ وَ تَقْدِيسٌ وَ قَوْلٌ وَ دَعْوَة
و بنده به وسيله نماز به بالاترين درجه مىرسد، چون نماز هم تسبيح و هم تهليل (گفتن لا اله الّا اللَّه) و هم تحميد (گفتن الحمد للَّه) و هم تكبير (گفتن اللَّه اكبر) و هم تمجيد و تقديس (خدا) و هم سخن و دعوت است.
الخصال ج2 522 في الصلاة تسع و عشرون خصلة
آسیب بیست و ششم : خواندن روضه های سخت و سنگین
بعضی از روضهها واقعاً دردناک است و امام زمان( علیه السلام ) راضی نیست که به آن شدت خوانده شوند. البته روز تاسوعا و عاشورا استثناء است که نباید در آن ایام روضههای عادی خواند. ولی واعظ هنرمند و مداح هنرمند کسی است که بتواند از کنار مصیبت رد شود در همان حال مردم را تحت تأثیر قرار دهد. خواندن روضههای سخت و سنگین برای گریه گرفتن از مردم هنر نیست، هنر آن است که بتوان در حواشی مصیبت مردم را بگریانید.
و این هنر وقتی عملی است که انسان روایاتی که میتواند مقدمه مصیبت قرار گیرد بیان کند که برای مثال دو نمونه بیان می کینم :
نمونه اول :
فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ ع أَ نَمُوتُ مَوْتاً أَوْ نُقْتَلُ فَقَالَ بَلْ تُقْتَلُ يَا بُنَيَّ ظُلْماً وَ يُقْتَلُ أَخُوكَ ظُلْماً وَ تُشَرَّدُ ذَرَارِيُّكُمْ فِي الْأَرْض.....روايت شده روزى پيغمبر اكرم ص نشسته بود و على و فاطمه و حسنين نيز حضور داشتند پيغمبر فرمود چه بر شما خواهد گذشت هنگامى كه از دنيا برويد و مرقدهاى شما از يك ديگر دور باشد.
حسين ع پرسيد آيا ميميريم يا ما را مىكشند؟
فرمود تو و برادرت را به ستم مىكشند و فرزندان شما در روى زمين پراكنده و آواره مى شوند. حسين ع پرسيد چه كسى ما را ميكشد؟
فرمود بدترين مردم.
پرسيد آيا پس از شهادت ما كسى ما را زيارت خواهد كرد؟
فرمود آرى عده از پيروان من كه مىخواهند حق مرا ادا كنند و بمن احسان نمايند بزيارت شما مىآيند در نتيجه فرداى قيامت كه شود منهم در موقف قيامت خواهم آمد و دستهاى آنان را گرفته از سختيها و گرفتاريهاى قيامت نجات ميدهم
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ج2 131 فصل في فضائل الإمام الحسين و مناقبه
در كتاب علل الشرائع از عبد اللَّه بن فضل روايت ميكند گفتم: يا بن رسول اللَّه!:كَيْفَ صَارَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ يَوْمَ مُصِيبَةٍ وَ غَمٍّ وَ جَزَعٍ- وَ بُكَاءٍ دُونَ الْيَوْمِ الَّذِي قُبِضَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص- وَ الْيَوْمِ الَّذِي مَاتَتْ فِيهِ فَاطِمَةُ ع- وَ الْيَوْمِ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع- وَ الْيَوْمِ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحَسَنُ ع بِالسَّمِّ- فَقَالَ إِنَّ يَوْمَ قَتْلِ الْحُسَيْنِ ع- أَعْظَمُ مُصِيبَةً مِنْ جَمِيعِ سَائِرِ الْأَيَّام به امام جعفر صادق عليه السّلام
چرا روز عاشورا روز مصيبت و غم و اندوه و گريه است ولى روز رحلت پيامبر معظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و روز شهادت حضرت زهراى اطهر و روز شهادت امير المؤمنين و روز شهادت امام حسن عليهم السّلام اين طور نيست!؟
فرمود: روز شهادت امام حسين عليه السّلام از ساير روزها بزرگتر است. زيرا اصحاب كساء كه گرامىترين خلق خدا بشمار ميرفتند پنج نفر بودند.
هنگامى كه پيغمبر اعظم صلّى اللَّه عليه و آله از ميان ايشان رفت حضرت امير با فاطمه زهراء و حسن و حسين عليهم السّلام باقى ماندند. دل مردم از ديدن ايشان تسلى و تسكين پيدا ميكرد. موقعى كه حضرت زهراء را شهيد كردند قلب مردم بوسيله ديدار حضرت امير و حسن و حسين عليهم السّلام تسلى مىيافت. وقتى حضرت امير را شهيد نمودند دل مردم به ديدن حضرت حسنين عليهما السّلام خوش بود. موقعى كه امام حسن را شهيد كردند چشم مردم بحضرت امام حسين باز ميشد.
اما هنگامى كه امام حسين را شهيد نمودند كسى از اصحاب كساء عليهم السّلام باقى نمانده بود كه مردم به وى دلخوش كنند. پس شهيد شدن امام حسين مثل اين بود كه عموم اصحاب كساء شهيد شده باشند، همچنان كه باقى بودن آن حضرت نظير اين بود كه جميع ايشان باقى باشند. بدين لحاظ است كه مصيبت روز عاشورا از مصيبت كليه روزها بزرگتر است.
عبد اللَّه بن فضل ميگويد: به امام جعفر صادق عليه السّلام گفتم: يا بن رسول اللَّه!
چه مانعى داشت كه بعد از امام حسين چشم مردم بحضرت امام زين العابدين عليه السّلام باز شود، همان طور كه به پدران آن بزرگوار باز ميشد!؟ فرمود: آرى حضرت على بن الحسين بعد از پدران خود بزرگ عابدين و امام و حجت بر خلق بود. ولى در عين حال پيامبر اكرم اسلام را نديده بود و چيزى از آن حضرت نشنيده بود. على بن الحسين علم و دانش را از پدر خود از جد بزرگوارش از پيغمبر خدا به ارث برده بود. ولى مردم حضرت امير و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام را متواليا با رسول معظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله مشاهده كرده بودند و هر گاه به يكى از آنان نظر ميكردند بياد آن زمانى مىآمدند كه وى با پيامبر خدا بود و رسول خدا در باره او چه توصيه و سفارشاتى ميفرمود. هنگامى كه عموم ايشان شهيد شدند مردم از مشاهده اين گونه افرادى كه نزد رسول خدا گرامى بودند محروم و بىبهره شدند. در شهيد شدن يكى از آنان اين مصيبت نبود كه همه شهيد شده باشند غير از شهادت امام حسين عليه السّلام زيرا آن حضرت بعد از عموم ايشان شهيد شد. بدين علت است كه روز مصيبت امام حسين از نظر مصيبت از همه روزها بزرگتر است.
عبد اللَّه بن فضل هاشمى ميگويد: به امام جعفر صادق عليه السّلام گفتم:
يا بن رسول اللَّه! پس چرا اهل تسنن روز عاشورا را روز بركت ناميدند!؟ ناگاه ديدم آن بزرگوار گريان شد و فرمود:
موقعى كه امام حسين شهيد شد مردم در شهر شام به يزيد تقرب مىجستند، لذا اخبار و احاديث جعلى و ساختگى را براى يزيد نقل ميكردند و از او جائزه ميگرفتند.
از جمله اخبار ساختگى اين بود كه روز عاشورا را روز خير و بركت ناميدند تا مردم در اين روز از جزع و گريه و مصيبت و حزن منصرف شوند و به فرح و خوشحالى و بركت بپردازند. خدا بين ما و آنان داورى خواهد كرد
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج44 269 باب 32 أن مصيبته صلوات الله عليه كان أعظم المصائب و ذل الناس بقتله و رد قول من قال إنه ع لم يقتل و لكن شبه لهم
آسیب بیست و هغتم : خسته کردن مردم
نباید مجالس مذهبی به گونهای باشد که حضار به خصوص جوانان خسته شوند. چون گرگهایی هستند که میخواهند جوانان ما را با ابزاری مانند ماهواره، اینترنت، مواد مخدر، مجالس بدآموز و ... از دین و مذهب و امام حسین( علیه السلام ) جدا کنند. مجالس ما نباید برای آنها خسته کننده و کسالت آور باشد.
آسیب بیست و هشتم : آموزشهاي لازم و تکنولوژي تبليغ نداريم،
به طوري که در حال حاضر بهترين و اصلي ترين شيوه براي تبليغ دين را منبر مي دانيم و شيوه ديگري را براي آن متصور نيستيم،: سخنرانيهاي منبري در صدا و سيما نيز ديگر جواب نمي دهد. با توجه به اينکه منبر خود رسانه است صدا و سيما هم بدون اينکه در اين زمينه از تکنولوژي خاصي استفاده کند، سخنراني را ضبط کرده و در سيما پخش مي کند که مي شود رسانه در رسانه و بازدهي لازم را نخواهد داشت .
باید همرا با علم و هنر جذبه های کلمات خداوند و معصومین علیهم السلام را در قالبهای تبلیغی موثر و فنون مهارتهای تعلیمی ارائه داد که حقیر این قالبها و فنون و مهارتهای تعلیمی را در 25 طرح بیان کرده ام که همه این طرحهای جذاب بر گرفته از خود آیات و روایات است که فهرست این طرحها را بیان می کنیم :
1) طرح همانند سازی حدیث با قرآن کریم
2) طرح اطلاق و تقیید در آیات و روایات
3) طرح صنعت تضاد در آیات و روایات( آماده و غیر آماده )
4) طرح موضوع مرکب با رعایت سخن پیوندی در آیات و روایات
5) طرح تقارن در آیات و روایات
6) طرح کلمات در آیات و روایات( آماده و غیر آماده )
7) طرح جدول در آیات و روایات
8) طرح تشابه مثانی در سوره های قرآن کریم – در کل قرآن و در موضوعات خاص
9) طرح دسته بندی در آیات و روایات ( آماده و غیر آماده )
10) طرح معماهای مهم و آموزنده و جالب در آیات و روایات
11) طرح مسابقه در آیات و روایات
12) طرح يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا و روش کار با آن
13) طرح زوج کریم در سوره های قرآن کریم
14) طرح زوج کریه در سوره های قرآن کریم
15) طرح خصال عددی در قرآن کریم( آماده و غیر آماده )
16) طرح اجمال و تفصیل در سوره های قرآن کریم
17) طرح سوال (پرسش و پاسخ )و( طرح جلب توجه و ايجاد سؤال و ظرافتهاى ادبى و هنرى)
18) طرح داستان وشیوه های آن و روشهای تعلیم آنها
19) طرح تمثیل در آیات و روایات
20) طرح قسم در سوره های قرآن کریم
21) طرح تکرار و روشهای آن و سر آن در سوره های قرآن کریم
22) طرح الگو و پیدا کردن الگوهای قرآنی در موضوعات قرآنی
23) طرحهای جذاب قرآن کریم در بیان معارف دین ( غیر از طرحهایی که گفته شد )
24) طرحهای جذاب رسول اعظم محمد مصطفی صلی الله علیه و اله در بیان معارف دین( در روایات )
25) طرحهای جذاب امامان معصوم علیهم السلام در بیان معارف دین( در روایات )
آسیب بیست و نهم : عدم تخلق به اخلاق حسینی و مبلّغان بىعمل
واعظان و مداحان و هیئتیها باید به اخلاق حسینی متخلق باشند. مردم باید ببینند که مداحان دروغ نمی گویند، خیانت نمیکنند و زن و بچه آنها مودب به آداب اسلامی هستند و بدحجابی در میان زنان مبلغه نیست. باید هر کسی به اندازه خود به این ویژگی آراسته باشد تا ان شاءالله مجالس مذهبی ارزش خود را در میان مردم حفظ کند و شما مداحان عزیز در سایه امام حسین( علیه السلام ) بتوانید خودتان، خانواده تان، جامعه و کشورتان و اسلام و قرآن را حفظ کنید.
اهمّيّت اخلاق را از این می فهمیم که اخلاق بزرگوارانه، مورد ستايش خداوند قرار گرفته است :
وإنّك لعلى خلق عظيم.
قلم (68) 4
و لازم به تذکر است که مربّيان اخلاق، در انجام امور اخلاقى تقدم و اولويت بر ديگران دارند :
سرزنش و مذمت خداوند از مبلّغان غير عامل به گفتهها و تبليغات خويش باید بهترین پیشگیری باشد برای مدیران و مسئولان هیئت که خدای نکرده :
بقره (2) 44
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُون
آيا مردم را به نيكى فرمان مىدهيد و خود را فراموش مىكنيد در حالى كه شما كتاب (آسمانى) را تلاوت مىكنيد؟! آيا نمىانديشيد؟!.
صف (61)
2يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُون
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا چيزى را مىگوييد كه عمل نمىكنيد؟ (چرا وعده به قصد تخلّف مىدهيد؟)
كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ
در نزد خدا بسيار مبغوض است كه چيزى را بگوييد كه به جا نمىآوريد.
صف (61) 3
بعضی از آسیب شناسی تشکلات دینی از حیث اخلاقی از اینرو نقش مؤثّر مربّيان اخلاق در بازداشتنِ مردم از رذايل را در آیه زیر مشاهده می کنیم :
لولا ينههم الرّبَّنيّون والأحبار عن قولهم الإثم وأكلهم السّحت لبئس ما كانوا يصنعون.
مائده (5) 63
یک تشکل دینی رسالت پیامبر عظیم الشان را به دوش می کشد از اینرو نقش پيامبر (ص) در پاكسازى نفوس انسانها از رذايل و تربيت و رشد فضايل در آنان را در چهار آیه زیرمشاهده می کنیم :
1- ربّنا وابعث فيهم رسولًا مّنهم يتلوا عليهم ءايتك ويعلّمهم الكتب والحكمة ويزكّيهم إنّك أنت العزيز الحكيم.
بقره (2) 129
2- كما أرسلنا فيكم رسولًا مّنكم يتلوا عليكم ءايتنا ويزكّيكم ويعلّمكم الكتب والحكمة ويعلّمكم مّا لم تكونوا تعلمون. «5»
بقره (2) 151
3- لقد منّ اللّه على المؤمنين إذ بعث فيهم رسولًا مّن أنفسهم يتلوا عليهم ءايته ويزكّيهم ويعلّمهم الكتب والحكمة وإن كانوا من قبل لفى ضلل مّبين.
آلعمران (3) 164
4- هو الّذى بعث فى الأمّيّين رسولا مّنهم يتلوا عليهم ءايته ويزكّيهم ويعلّمهم الكتب والحكمة وإن كانوا من قبل لفى ضلل مّبين.
جمعه (62) 2
آسیب سی ام : فقدان حضور اسلام شناس
مهمترين آسيب موسسات قرآني فقدان حضور اسلام شناس است پنج سفارش قرآن، : در آيات قرآن آمده است که قرآن را بخوانيد، ترتيل بخوانيد، در آيات قرآن تدبر کرده و به آن عمل کنيد و مفاهيم آن را به ديگران برسانيد و گوش کردن بنابراين حفظ قرآن يک ارزش است، اما هم انسانها مکلف به آن نيستند.
آسیب سی و یکم : وجود عوامل شکست تشکلات دینی
چه عواملي موجب شكست كار در تشکلات دینی است . در ابتدا باید این عوامل را شناسایی کرد سپس برنامه ريزي براي از بين بردن اين تهديدها انجام گيرد عواملي چون حس برتري جويي بر ديگران حفظ برخي از منافع فردي جلب امتيازهاي دروغين ،عدم آگاهي از نتايج تقسيم كار و مشكلات در فعاليت هاي گروهي، هراس از پذيرش مسئوليت و…شايد بتوان موارد ذيل را به عنوان فرصتهایي در مقابل تهديد های ذكر شده مطرح نمود.
-تقويت روحيه مسئوليت پذيري
-ارايه نتايج كارهاي فردي و گروهي و مقايسه در نتيجه با يكديگر و موفقيت انجام كار
آسیب سی و دوم : مساله آفرینی گروه تشکل
گروههاي كاري هميشه نتايج مثبت به همراه ندارند و بعضاً نتيجه كار گروه ميتواند كمتر از مجموع تلاشهاي انفرادي اعضاي گروه باشد. بنابراين لازم است مشخص شود كه ويژگيهاي مرتبط با اثربخشي گروههاي كاري كدام است؟
گروهها ميتوانند مسألهآفرين نيز باشند.چون تشکل دارای گروه هست ، مطالعات نشان ميدهد افراد ممكن است به دو دليل در گروه به همان خوبي كه بطور فردي كاري را انجام ميدهند تلاش نكنند و در نتيجه پديده «كمكاري» شكل گيرد. اين دلايل عبارتند از:سهم آنان در كار گروهي كمتر به چشم ميخورد.2. افراد ترجيح ميدهند ديگران بار اصلي كار را بر دوش بكشند
آسیب سی و سوم : وجود ضعفها و مشكلات تشكلهاي ديني
علاوه بر مشكلات خاص و بيروني، اكثر تشكلهاي مذهبي از ضعفهاي دروني زير رنج ميبرند، تا جايي كه در بسياري موارد، تأثير منفي در همان تشكل و اجتماع داشته است.
1- تعجيل و عدم آيندهنگري
2-عدم توجه به زنان، جوانان، نوجوانان و كودكان.
3-عدم توجه به كارگروهي و نداشتن روحيهي جمعي.
4-عدم توجه به وحدت و افتادن به دام قومگرايي
5-عدم پايههاي قوي فرهنگي ( علوم نرم افزاری )
6-فقدان برنامهريزي علمي و گسترش بيرويهي فعاليتها
7-فقدان رهبري و مديريت علمي و به جاي آن داشتن پير، مراد، قطب و....
8-موقتي و موسمي بودن فعاليتها و راكد نگه داشتن امكانات
9- و ......................
بديهي است براي هر يكي از موارد فوق كه بخشي از مشكلات ميباشد ميبايست برنامههاي آموزشي و توجيهي پيشبيني نمود.
آسیب سی و چهارم : گردن نهادن به برخي از عناصر مدرنيته
اگر چه هيچ خللي را به اصل عزاداري وارد نخواهد کرد اما برخي معتقدند در آينده ضررهايي را متوجه هيئتي ها مي کند. نشستن در خانه و مشاهده مراسم عزاداري از طريق رايانه اگر چه براي برخي لازم و ضروري است اما اگر اين رويه، به رويه و عادت غالب تبديل شود، نمي تواند مظاهري از به فراموش سپرده شدن سنت هاي عالي و نهادينه شده اسلام در آيين هاي عزاداري اسلامي باشد
مدرنيته در هيئت ها اگرچه سدي مقاوم را همچون عالمان و دلسوزان در برابر خود دارد،
تقابل سنت و مدرنيته از حوزه هايي است که هم چنان متفکران زيادي را به خود جلب کرده است، اظهار نظرهاي متفاوت از جمله آثار اين تقابل هاي فکري انديشه اي است. برخي معتقدند سنت هيچ وقت نمي تواند به مظاهر مدرنيته و علائم آن دل بسپرد زيرا غرق در مدرنيته همانا و دور شدن از سنت و اصول آن همانا.
نحوه گزينش و انتخاب بشر در دنياي گذشته راحت و ساده بود، شغلها و فعاليتها محدود بود . اما اينک با گسترش بسياري در امور مختلف رو به رو هستيم که ما را در انتخاب دچار مشکل و بحران مي کند. به همين علت اضطرابها و بحرانهاي بشر بيشتر شده و اين مسئله از مهمترين پيامدهاي دنياي مدرنيته محسوب ميشود
و یکی دیگر از مصادیق مدرنیته این است که پارچه هاي سياهي که قرار بود "پيام بر" عزاي حسيني باشد حالا جايش را به بنرها و بيلبوردهايي داده است که نه از هنرنمايي خطاطان چيره دست ايراني در آن خبري هست و نه دلت مي آيد که براي تبرک، به اين به اصطلاح پارچه هاي عزاداري (!) دستي بکشي!مدرنيسم هر روز سنگرهاي جديدي را فتح مي کند اما آيا اين ها مي تواند خدشه اي به اصل عزاداري ها وارد کند؟
آسیب سی و پنجم : شیوههای تازهی مداحی و عزاداری، و برخی بدعتها
در سالهای اخیر رواجی کمسابقه داشته است. خواندن نوحههایی که با ملودی تصنیفهای پاپ ساخته شده، دست زدن و دم گرفتن در مراسم مذهبی، یا استفاده از شمایل و آذینهایی غیرمعمول، از مسائلی است که با مخالفت و اعتراض بعضی از مراجع تقلید روبرو شده
آسیب سی و ششم : هیئت های مذهبی برپایی داربست های فلزی
باید در برپایی داربستهای فلزی و خیمه های عزاداری نهایت دقت را به عمل آورند تا مشکلی برای مردم و شهروندان ایجاد نشود.
سرپرستان هیئت های مذهبی بایستی تمامی تلاش خود را به کار گیرند تا ضمن برگزاری سوگواری های مذهبی، خسارتی به فضای سبز، معابر شهری، کوچه ها و منازل شهروندان وارد نیامده و شهروندان را متضرر نکند.
اقدامی ابتکاری، کیسه های پلاستیکی بازیافت زباله ها را در اختیار هیئت های مذهبی قرار خواهد داد تا این هیئت ها زباله های قابل بازیافت خود را در معابر نریخته و موجبات آلودگی معابر شهری را فراهم نیاورند.
آسیب سی و هفتم : اعمال سلیقه شخصی و جدا شدن از مساجد
اعتمال سلیقه های شخصی از دلایل جدایی مساجد و هیئت های مذهبی است . یشتر مردم ما مقید به برگزاری نماز جماعت در مساجد هستند و به همین دلیل برای انجام فریضه واجب الهی در مساجد حضور به هم می رسانند پس با کمی تأمل در می یابیم که این رسالت بر عهده مساجد است تا حماسه جاودانه کربلا، نبرد مردانه و قهرمانانه شخصیت عظیم الشأن الهی امام حسین ( علیه السلام ) را که در متن مبارزه، راه انسان دوستی و حمایت از حقوق والای بشری را می آموزد را به مردم آموزش دهند
مسجد مركز ثقل اجتماع و سياست نفس و تاثیرات آن :
اگر کسى بخواهد در اين عصر دين خود را حفظ کند و ايمان خود را تقويت کند و به درجه يقين برساند اين در مسجد ميسر است و زمينه حرکت در مسير دين در مسجد فراهم است. از طريق مسجد ميشود راههاى اطاعت خدا را شناخت و با زندگى رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) آشنا شد .
كسانى كه در مسجدى كه بناى آن پرهيزگارى باشد گرد مىآيند يا رهبرى آن را در دست دارند مردمانى پاكيزه خوىاند و هدفشان نخست تزكيه نفس خود و سپس تربيت مردم است. مسجد بايد در واقع مركز ثقل اجتماع و سياست باشد و مردم آن سان كه به وسيله ستارگان راه خود را در بيابان مىيابند در امور سياسى و اجتماعى هم به هدايت آن راه خود بيابند و بدان اعتماد داشته باشند و در سايه آن بيارامند و مستضعفان پراكنده را در محضر امام راهنما گرد آورد آن سان كه ترسندگان در پناهگاهى امن قرار مىگيرند. مسجد همه نيروهاى مؤمن را بسيج و متحد مىكند. پس نبايد دستخوش دگرگونيهاى سياسى شود و بايد كه امامان مسجد مستقل از نفوذ قدرتها باشند اما اگر چون اقمارى در فلك سياست هر لحظه در تغيير و دگرگونى باشند در اين صورت به خود ستم كردهاند و خداوند ستمكاران را دوست ندارد و هدايت نمىكند. وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ و خدا مردم ستمگر را هدايت نمىكند.»
تفسير هدايت، ج4، ص: 236 - 237
عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ مَنِ اخْتَلَفَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَى الثَّمَانِ أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اللَّهِ أَوْ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً أَوْ آيَةً مُحْكَمَةً أَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً أَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى أَوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى أَوْ يَتْرُكُ ذَنْباً خَشْيَةً أَوْ حَيَاءً [1]
ترجمه : على عليه السلام فرمود : هر كه به مسجد رفت و آمد كند به يكى از اين هشت چيز دست يابد :
1) برادر دينى سودمند
2) دانشى جديد
3) آيتى محكم و استوار ( عقيده او محكم شود )
4) رحمتى منتظره
5) سخنى كه او را از پستى و هلاكت برهاند( نفی)
6) شنيدن جمله اىكه او را به راه راست هدايت كن( اثبات)
7) گناهى را از ترس ترك گويد
8) ترك گناه بخاطر شرم و حيا
در گذشته بزرگترها و جوانان محل هیئت عزاداری را در مساجد برپا می کردند، مردم بیشتر برای عزاداری به مساجد روی می آوردند. این در حالی است که عزاداری سالار شهیدان در سال های اخیر بیشتر به بیرون از مساجد راه پیدا کرده است.
کمرنگ شدن حضور مردم در مساجد بزرگترین ضربه به دین است ما با برخورد اسلامی و عطوفت و نرمی می توانیم مردم به خصوص نسل جوان را جذب مساجد کنیم و در این راستا برگزاری مراسم عزاداری سالار شهیدان در مساجد یکی از عوامل جذب به شمار می رود.
و حضور مؤمنان در مسجد، زمينهساز تزكيه آنها است . و مسجد، جايگاهى ارزشمند براى پاكى و تزكيه مؤمنان است خداوند می فرماید :
لا تَقُم فيهِ ابَدًا لَمَسجِدٌ اسّسَ عَلَى التَّقوى مِن اوَّلِ يَومٍ احَقُّ ان تَقومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبّونَ ان يَتَطَهَّروا واللَّهُ يُحِبُّ المُطَّهّرين.
توبه (9) 108
بنا بر این حفظ حرمت مسجد و جلوگيرى از شكستن قداست آن لازم و ضروری است . خداوند می فرماید :
ومن أظلم ممّن مّنع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه وسعى فى خرابها أولئك ما كان لهم أن يدخلوها إلّاخائِفين ....
بقره (2) 114
... ولاتبشروهنّ وأنتم عكفون فى المسجد تلك حدود اللّه فلاتقربوها ....
بقره (2) 187
يأيّها الّذين ءامنوا لا تقربوا الصّلوة ... ولاجنبا إلّاعابرى سبيل حتَّى تغتسلوا ....
نساء (4) 43
پس بایددر تعمير مادی و معنوی مساجد، بسیج شد که مايه اميد به هدايت يافتن است . خداوند می فرماید :
إنّما يعمر مسجد اللّه من ءامن باللّه ... فعسى أولئك أن يكونوا من المهتدين.
توبه (9) 18
آسیب سی و هشتم : تأمین اغراض شخصی، رقابت و چشم و هم چشمی در تشکیل مجالس،
این امور ، نه تنها موجب رضایت و خشنودی پروردگار عالم نیست بلکه اسباب تنفر و انزجار اهل بیت ( علیه السلام ) را فراهم می آورد.
اگر خداوند انسانها را ترغيب به تلاش در رقابت کرده براى رسيدن به پاداشهاى آخرتى از سوى خداوند است :
خِتامُهُ مِسْكٌ وَ في ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ
كه مهر آن از مشك است و آخر جرعههايش بوى مشك مىدهد و در اين نعمتها رقابتكنندگان بايد رقابت كنند (در دنيا بر يكديگر در عمل خير سبقت جويند).
مطففين (83) 26
آسیب سی و نهم : پيروى از هواى نفس
پيروى از تمايلات نفسانى مردم، مضرّ به تبليغ پيامبر (ص) و مورد هشدار خداوند:
شورى (42) 15
فَلِذلِكَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنا وَ إِلَيْهِ الْمَصير
پس به سوى همان (شريعت، مردم را) دعوت كن، و همانگونه كه مأمورى پايدارى نما، و از هوا و هوسهاى آنان (كفّار و مشركان) پيروى مكن، و بگو: به هر كتابى كه خدا فرو فرستاده ايمان آوردم، و مأمورم كه ميان شما عادلانه رفتار كنم، خداوند پروردگار ما و شماست، (نتايج) عملهاى ما از آن ما و عملهاى شما از آن شماست، ديگر محاجّه و استدلالى ميان ما و شما (پس از روشن شدن حقايق و ظهور عناد شما) نيست، خداوند ميان همه ما (در روز واپسين) جمع خواهد نمود، و بازگشت همه به سوى اوست.
... فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ... وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ....
آسیب چهلم : ترس از بهانهجويى مردم
وانهادن بخشى از معارف و احكام دين، به علّت ترس از بهانه جويى مردم، خطرى در راه تبليغ:
هود (11) 12 - فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكيلٌ
پس شايد تو به خاطر آنكه مىگويند: چرا بر او گنجى نازل نشده و يا فرشتهاى همراه او نيامده، برخى از آنچه را كه به سويت وحى مىشود (مانند استهزاء بتان و رسوم جاهليت آنان را) رها كنى و سينهات از ابلاغ آن تنگ شود! جز اين نيست كه تو بيم دهندهاى هستى (گنج و فرشته در اختيار تو نيست) و خدا بر همه چيز ناظر و نگهبان است.
آسیب چهل و یکم : تندخويى- قساوت قلب
تندخويى و قساوت قلب، از عوامل آسيبزننده به تبليغ دين و تشکل دینی است :
آلعمران (3) 159
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ
پس به بركت رحمتى از جانب خداوند با آنها (امت خود) نرمخو شدى، و اگر بد خلق و سختدل بودى حتما از دورت پراكنده مىشدند. پس، از آنها درگذر و برايشان آمرزش طلب و در كارها با آنان مشورت نما، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن، كه بىترديد خداوند توكل كنندگان را دوست دارد.
آسیب چهل و دوم : جدال باطل
جدال باطل كافران و استهزاى آنان، از عوامل آسيبزننده به تبليغات پيامبران الهى است :
كهف (18) 56
وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلينَ إِلاَّ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ يُجادِلُ الَّذينَ كَفَرُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَ اتَّخَذُوا آياتي وَ ما أُنْذِرُوا هُزُوا
و ما فرستادههاى خود را جز مژدهرسان و بيمدهنده نمىفرستيم، (زيرا اجراى احكام وظيفه امام و پاداش و كيفر از شئون خداست)، و كسانى كه كفر ورزيدند به باطل مجادله مىكنند تا بدان وسيله حق را از بين ببرند (درخواست معجزات غير معقول، سؤال از قيام قيامت، عدد اصحاب كهف و حقيقت روح مىكنند تا قرآن و معجزات نبوت را به تشكيك از بين ببرند) و آنها آيات و نشانههاى مرا و آنچه را كه بدان بيم داده شدهاند به مسخره گرفتهاند.
آسیب چهل و سوم : كتمان حقايق
كتمان حقايق كتب آسمانى و عدم تبيين آنها، از عوامل آسيبزننده به تبليغ دين و تشکل دینی است :
آلعمران (3) 187
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ ميثاقَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ
و (به ياد آر) هنگامى كه خداوند از كسانى كه به آنها كتاب (آسمانى) داده شد پيمان گرفت، كه البته بايد (حقايق) آن را براى مردم بيان كنيد و پنهان مداريد، پس آن (كتاب و پيمان) را به پشت سر خود افكندند (ناديده گرفتند) و در مقابل آن اندك بهايى به دست آوردند، پس بد چيزى است آنچه پيوسته به دست مىآورند
آسیب چهل و چهارم : سكوت علما
بىتفاوتى عالمان در برابر منكرات، باعث رواج گناه است :
مائده (5) 62 و 63
وَ تَرى كَثيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (62)
و بسيارى از آنها را مىبينى كه در انجام گناه و تجاوز (به حقوق ديگران) و خوردن حرام مىشتابند. بسيار زشت است آنچه همواره مىكنند.
لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُون
چرا علماى ربّانى و دانشمندان دينى (از يهود و نصارى) آنها را از گفتار گناهآلود و خوردن حرام نهى نمىكنند؟! بسيار زشت است آنچه پيوسته انجام مىدهند.
و ترى كثيرا منهم يسرعون فى الأثم و العدون و أكلهم السحت ... (*) لولا ينهيهم الربنيّون و الأحبار عن قولهم الأثم و أكلهم السحت ....
آسیب چهل و پنجم : شخصيّتسازى
تلاش براى جبران كمبود شخصيّت با بزرگنمايى، منشأ زنگار و مُهر خوردن قلب است :
غافر (40) 35
الَّذينَ يُجادِلُونَ في آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّار
آنان كه در آيات و نشانههاى خدا بىآنكه برهانى بر آنها آمده باشد مجادله و ستيزه مىكنند، مورد خشم و عداوت سختى در نزد خدا و در نزد كسانى كه ايمان آوردهاند مىباشند. اين گونه خداوند بر مجموعه دل متكبر زورگو مهر (شقاوت) مىنهد
آرى كسانى كه به خاطر داشتن اين دو صفت زشت" تكبر و جباريت" تصميم گرفتهاند در مقابل حق بايستند و هيچ واقعيتى را پذيرا نشوند خداوند روح حق طلبى را از آنها مىگيرد، آن چنان كه حق در ذائقه آنها تلخ، و باطل شيرين مىآيد.
تفسير نمونه، ج20، ص: 100