فصل اول
الزامات تشکلات دینی
الزامات تشکلات دینی
مقدمه :
ايجاد تشكّلهاى تبليغى، با همّت مؤمنان ضرورت دارد بخاطر اینکه خداوند در دو آیه زیر می فرماید :
آلعمران (3) 104
وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (104)
و بايد از شما گروهى باشند كه (مردم را) به سوى كار خير دعوت نمايند و به كار نيك امر كنند و از كار زشت بازدارند، و آنهايند كه رستگارند.
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ
و مؤمنان را نسزد و جايز و ممكن نباشد كه همگى (به سوى جبهه جنگ يا مراكز علمى دينى) كوچ نمايند (به ويژه جهاد كه طبعا مخصوص به زمان و مكانى خاص است)، پس چرا از هر جمعيتى از آنان گروهى (معدود) كوچ نمىكنند تا (رزمندگان در معرفت توحيد تجربى، و حوزويان در معارف دين) تحصيل دانش عميق نمايند و قوم خود را آن گاه كه به سوى آنها بازگشتند هشدار دهند، باشد كه آنها (باطنا و عملا) بر حذر باشند.
توبه (9) 122
اما الزامات :
الزام اول : داشتن انگيزهي الهی در اجرا و اقدام
كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً :
سوره انبياء 90
بندگان پاكى كه در انجام اعمال خير شتاب ميورزند و ما را بانگيزه رغبت و رسيدن بثواب و بانگيزه رهبت و نجات از عذاب ميخوانند)
وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ : رعد 22
و آنان كه بمنظور و انگيزه الهى و دستيابى برضاى حق صبر و شكيبائى نمودند
عوامل زیر در ایجاد انگیزه دخیل هستند :
1- هدف گزینی :ابتدا اهداف بایستی شناسایی شوند و واقعی و قابل حصول باشند. تعیین اهداف كوتاه مدت در آغاز هدف ها اهمیت بسیار دارد
2- انتظارات : انتظارات باید واقعی باشند انتظار بیش از اندازه از خویشتن باعث كاهش انگیزه می شود.
3- رغبت: آنچه را كه مایلید واقعاً بدان دست یابید مشخص كنید و در جهت آن حركت نمایید. تشخیص این كه چه چیزی واقعاً در ما ایجاد رغبت می كند ، می تواند مفید باشد ولی ما نمی توانیم فقط به این اكتفا كنیم.
4- پاداش (تشویق). تشویق، توجه ما را به نتایج پایانی كار معطوف می دارد؛ همانطور كه به شروع آن نیز كمك می كند. این كار در ایجاد حس كنترل و تسلط بر مسئله مؤثر است.
5-: انگیزه منجر به عملكرد بهتر شده و عملكرد بهتر نیز می تواندگیزه ان را افزایش دهد.
الزام دوم : داشتن مهارت و منابع براي فعاليت اثربخش
مهارت فنی ـ توانایی به كار بردن دانش ـ روش ها ـ فنون و ابزار كه لازمه انجام وظایف خاص است و از طریق تجربه ـ تحصیل و كاروزی كسب میشود،
داشتن حسن فاعلی یعنی تدین و داشتن حسن فعلی یعنی تخصص
مهارت انسانی ـ توانائی و قدرت تشخیص در كار كردن با مردم و انجام دادن كار به وسیله آنها كه شامل درك و فهم و انگیزش و به كار بردن مدیرت مؤثر است.
امام علی علیه السلام : سه خوى در هر كس نباشد كارش سرانجام نپذيرد زهدى كه از نافرمانى خدا بازش دارد و خوى مدارا با مردم و شكيبى كه نادانى نادانها را با آن دفع كند
گلهاى جاويدان(هزار كلمه قصار) 185
بارك غلام علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام از آن حضرت روايت نموده كه فرمود: ايمان مؤمن به درجه كمال نرسد مگر آنكه در وى سه منش پديدار شود:
و آن شيوه و طريقهاى از خداوندش، و راه و رسمى از پيغمبرش، و روشى از ولىّ و رهبرش مىباشد؛
1) امّا راه و رسم پروردگارش رازپوشى است كه خداوند عزّ و جلّ فرموده: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ (او داناى پوشيده و غيب است و أحدى را بر آن آگاه نگرداند، مگر آن كسى را كه پسنديده و برگزيده باشد از پيغمبران- جنّ 72: 26 و 27)
2) اما شيوه پيامبرش با مردم به نرمى و ملاطفت رفتار كردن است. چون پروردگار پيامبرش را به مدارا با مردم دستور داده و به او فرموده: خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ (فرا گير صفت بخشودگى را و دستور ده مردم را به نيكوئى و از نادانان روى گردان-اعراف 7: 199)
3) و امّا روشى كه از امام خود بايد آموخت، شكيبائى نمودن در سختى و زيان است، خداوند مىفرمايد: وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (و بردباران در سختىهاى سهمگين و در تنگدستى و رنجورى و هنگام گير و داد نبرد، آنان كسانى هستند كه راست گفتند و ايشان همان پرهيزكاران مىباشند- بقره 2: 177).
رسول خدا (ص) كه ما گروه پيغمبران ماموريم به مدارا با مردم چنانى كه ماموريم بانجام واجبات.
آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار ج2 37 اخبار باب
به موجب گزارش انجمن آمریكایی مدیریت ، اكثر قریب به اتفاق 200 نفر از مدیرانی كه در یك بررسی پرسشی شركت كردند، بر این رأی توافق داشتند كه مهمترین مهارت یك مدیر ، توانایی در سازگاری و رفتار با مردم است.
مهارت ادراكی : یعنی توانایی فهمیدن پیچیدگی های تشکل مهمترین مهارت یك مدیر ، توانایی در سازگاری و رفتار با مردم است.
الزام سوم : قدرت عقلانی و اندیشه و تفکر بسیار مهم هستند :
منشا و مبدا فضایل تفکر و اندیشه است و شاهد آن ترتیبی است که در آیات زیر است :
آیات 151 تا 154 سوره انعام
اول تعقل :ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (151)
دوم متذکر شدن و گوش شنوا پیدا کردن که از راه تعقل بدست می آید: ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (152)*
ِسوم تقوی که از راه تعقل و متذکر شدن بدست می آید :ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (153)
چهارم هم غرق در رحمت او می شویم. البته آن سه مرحله نیز رحمت او است. لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (155)
- فرق تفکر و تدبر : تفکر : اندیشه در اصل موضوع و تدبر اندیشه در عاقبت موضوع
یکی از مسائل مهم برای کم کردن شکستهای مدیریتی این است که در کار خود فضولی نکنیم : ( یعنی قبل از مشورت و تفکر وتدبر کاری انحام ندهیم و یا سخنی نگوییم )
الزام چهارم : توجه ويژه به آموزش ديگران ( یعلمهم و یزکیهم آموزش و پرورش )
درقرآن کریم چهار مرتبه آموزش و پرورش در کنار هم آمده ولی یک مرتبه آموزش و پرورش آمده و سه مرتبه پرورش و آموزش آمده است :
1) (2) البقرة : 129( آموزش و پرورش)
2) (2) البقرة : 151( پرورش و آموزش)
3) (3) آلعمران : 164 ( پرورش و آموزش )
4) (62) الجمعة : 2 ( پرورش و آموزش )
نتیجه : آموزش رتبه زمانی دارد و اصالت ندارد و هدف نیست و فقط وسیله مقدسی است برای پرورش از اینرو پرورش رتبه مقامی دارد و هدف اصلی است و اصالت دارد .
الزام پنجم : چهارچه
یکی دیگر از الزامات تشکل این است که به چهار " چه " دقت کنیم :
1- چیستی : معلوم شدن ماهیت کار
2- چرا: معلوم شدن علت کار
3- چگونه : معلوم شدن کیفیت کار
4- چقدر: معلوم شدن کمیت کار
الزام ششم : داراي اهداف شفاف و فراگير (چشمانداز روشن )
هدف عالى«تهذيب نفس» است هدف اصلى دين، در همه احكام آن، تزكيه نفوس و آموختن فضايل روحى و اخلاقى و رفتارى است . و استوارى در راه این هدف عالی وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ، وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُم: سوره شوری -15
الزام هفتم : ایجاد فرهنگ کایزن ( تلاش مستمر و پیشرفت مستمر ) در تشکل :
معنای کلمه ژاپنی کایزن، بهبود و جستجو برای بهبود مستمر است ولی این معنا زمانی کامل می شود که مشارکت کارکنان را به همراه داشته باشد.
دو روز انسان اگر مساوی باشد مغبون است و اگر امروز از دیروز بدتر باشد ملعون است .
در قرآن کریم به سرعت و سبقت در تلاش مستمربسیار اهمیت داده شده است از جمله :
آل عمران 133
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ
الحديد : 21
سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ
البقرة : 148
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَميعاً
المائدة : 48
00000فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً
جون مغفرت دست خداوند است و خداوند فرموده به سوی مغفرت شتاب کنید و مسابقه بگذارید . از این رو آیه 148 بقره و 48 مائده را ذکر کردیم که معنا کامل شود. بسوی مغفرت شتاب کن یعنی بسوی خیرات که سبب مغفرت است شتاب کنید.
و فرق سارِعُوا و سابِقُوا این است که در سابقوا مسابقه و رقابت سالم نیز هست که در سارعوا نیست .
الزام هشتم : محترم شمردن ارزشهاي هر عضو
چنانکه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در اين تمثيل آموزنده بدان اشارت فرموده است:
مَثَلُ الْمُؤْمِنِ فِي تَوَادِّهِمْ وَ تَرَاحُمِهِمْ كَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى بَعْضُهُ تَدَاعَى سَائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمَّى
نمونه مؤمنان در مهرورزى و دلسوزى بهم چون يك تن است كه چون تيكهاى از آن بيمار شود همه آن دچار بيخوابى و تب گردد
بحارالأنوار 58 150 باب 43- في خلق الأرواح قبل الأجساد
بني آدم اعضاي يک پيکرند
که در آفرينش ز يک گوهرند ( البته به کمک حدیث شریف فوق شعر سعدی را درست کنیم که بنی آدم مومن اعضای یک پیکرند )
الزام نهم : امر به معروف و نهی از منکراز جمله آثار مهم سیاسى - اجتماعى قیام و نهضت حیاتبخش حسینى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحیح و احیاى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم صلی الله علیه و آله صورت گرفت، روشن شود.
توجه به آیات 101 تا 104 آل عمران
خلاصه : آیات فوق را می توانیم در شش شماره بیان کنیم .
1) اعتصام به خداوند ( آیه 101 سوره آل عمران )
2) راه اعتصام به خداوند : اعتصام به حبل الله مثلا امامان معصوم علیهم السلام و قرآن مجید . ( آیه 103 سوره ال عمران )
3) قید اعتصام : اجتماع . ( آیه 103 سوره آل عمران )
4) دلیل اعتصام : ثمرات اتحاد و همبستگی از جمله ایجاد محبت و رفع دشمنی ها و نجات از اتش دوزخ . ( آیه 103 سوره آل عمران )
5) لوازم اعتصام با قید اجتماع : دعوت کردن به سوی خیر ، امربه معروف و نهی از منکر است . ( آیه 104 سوره آل عمران )
6) نتیجه اعتصام به قید اجتماع : هدایت ، فلاح و رستگاری و رسیدن به فضایل اخلاقی . پس با توجه به آیات فوق یکی از تشکلات دینی امر به معروف و نهی از منکر است
وقتی در اجتماع ، مومنان امر به معروف و نهی از منکر کردند مشمول رحمت خداوند می شوند و انواع خیرات و فضایل اخلاقی در جامعه فراگیر می شود.
و برعکس منافقان که درست در مقابل آنها قرار می گیرند به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر و بدتر از آن امرآنها به منکر و نهی آنها از معروف مشمول لعن خداوند قرار می گیرند و انواع سیئات و رذایل در اجتماع آنها بوجود می آید. همچنانکه در سوره توبه آیات 67 و 68 و 71و72 آمده است .
مردان و زنان باايمان، ولىّ(و يار و ياور) يكديگرند؛ امر به معروف، و نهى از منكر مىكنند؛ نماز را برپا مىدارند؛ و زكات را مىپردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مىكنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مىدهد؛ خداوند توانا و حكيم است! (71) خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسكنهاى پاكيزهاى در بهشتهاى جاودان(نصيب آنها ساخته)؛ و(خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اينها) برتر است؛ و پيروزى بزرگ، همين است! (72)
مردان منافق و زنان منافق، همه از يك گروهند! آنها امر به منكر، و نهى از معروف مىكنند؛ و دستهايشان را(از انفاق و بخشش) مىبندند؛ خدا را فراموش كردند، و خدا(نيز) آنها را فراموش كرد(،و رحمتش را از آنها قطع نمود)؛ به يقين، منافقان همان فاسقانند! (67) خداوند به مردان و زنان منافق و كفّار، وعده آتش دوزخ داده؛ جاودانه در آن خواهند ماند- همان براى آنها كافى است ! - و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته؛ و عذاب هميشگى براى آنهاست ! (68)
جدول مومن و منافق در آیات 67 و 68 و 71 و 72 سوره توبه
|
شماره |
آیات 67 و 68 سوره توبه |
آیات 71 و 72 سوره توبه |
|
1 |
الْمُنافِقُونَ |
وَ الْمُؤْمِنُونَ |
|
2 |
وَ الْمُنافِقاتُ |
وَ الْمُؤْمِناتُ |
|
3 |
بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ |
بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ |
|
4 |
يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ |
يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ |
|
5 |
وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ |
وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ |
|
6 |
وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ |
وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ |
|
7 |
نَسُوا اللَّهَ |
وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ |
|
8 |
فَنَسِيَهُمْ |
أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ |
|
9 |
إِنَّ الْمُنافِقينَ هُمُ الْفاسِقُونَ (67) |
إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ (71) |
|
10 |
وَعَدَ اللَّهُ |
وَعَدَ اللَّهُ |
|
11 |
الْمُنافِقينَ |
الْمُؤْمِنينَ |
|
12 |
وَ الْمُنافِقاتِ |
وَ الْمُؤْمِناتِ |
|
13 |
وَ الْكُفَّارَ |
|
|
14 |
نارَ جَهَنَّمَ |
جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ |
|
15 |
هِيَ خالِدينَ فيها |
خالِدينَ فيها |
|
16 |
حَسْبُهُمْ |
|
|
17 |
وَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ |
وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً في جَنَّاتِ عَدْنٍ |
|
18 |
|
وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ |
|
19 |
وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيمٌ(68) |
ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ (72) |
|
|
|
|
امر مهم امر به معروف و نهی از منکر از طرق ذیل انجام می شود :
- برخورد اصولی ، منطقی و ارشادی یا کلیه مظاهر فساد و تباهی طبق ضوابط شرعی .
- تذکر و نصیحت برادرانه و اسلامی به هر یک از مسئولین و افراد در شرایط لازم و مناسب ، ضمن رعایت تقوا و اخلاق اسلامی .و این کار با پنج « ز » انجام می شود »
1- زبان خوش ( یعنی حرف قشتگ بزن و قشنگ حرف بزن)
2- زمان مناسب
3- زمین مناسب
4- زمینه مناسب
5- زیرکی
- ارائه پیشنهادات عملی جهت بهبود امور و رفع نواقص .علی علیه السلام فرمود : وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ و سپس اين جمله را ميآورد که تَكُنْ مِنْ أَهْلِهِ«و به کارهاي نيک امر کن تا از اهل آن باشي»
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج74 202 باب 8 وصية أمير المؤمنين إلى الحسن بن علي ع و إلى محمد بن الحنفية
1-برخوردهای قلبی:
. برخوردهای قلبی میتواند در قالب هر گونه حركات كه نشان دهنده انزجار انسان از عمل فرد منحرف است، مانند اخم كردن، یا قطع دوستی و ارتباط، اجرا گردد.
اعلان انزجار، كه به نوعی دریغ داشتن احترام، عاطفه و توجه نسبت به فرد منحرف است، در واقع تنبیهی است كه نیازهای عاطفی، تعلق و عزت نفس را به مخاطره میاندازد و از این جهت موجب بازداشتن فرد از انحراف میشود.
قطع ارتباط و مراوده با فرد منحرف، بسته به محدودیت یا گستردگی ارتباطی كه انسان قبلاً با او برقرار كرده
2- برخوردهای زبانی:
در این مرحله فرد به وسیله گفتار نرم، موعظه و ارشاد، یا در صورت لزوم با گفتار تند تهدید آمیز، شخص متخلف را وادار به اطاعت و ترك معصیت مینماید. برخوردهای زبانی اشكال مختلفی دارد كه به چند صورت آن اشاره میگردد:
الف) تبیین و ترسیم پیامدهای سوء اخروی یا دنیوی عمل فرد منحرف؛
ب) تبیین و ترسیم زشتی عمل ارتكابی و زیبایی عمل ترك شده؛
که میتواند او را به واكنش خود سنجی منفی واداشته و از انحراف باز دارد.
ج) تهدید یا توعید فرد منحرف در رابطه با بعضی از خواستهها و نیازهای او؛
د) توبیخ و تحقیر فرد منحرف از طریق زبان و كلام؛ كه دربارة نیازهای عاطفی، تعلق و عزت نفس، اعمال میگردد. این تنبیه بیرونی، در صورت همسازی با تنبیه درونی میتواند، فرد منحرف را از انحراف بازدارد.
3- برخوردهای یدی:
در این مرحله به واسطة زدن، مجروح نمودن و امثال آن فرد متخلف تأدیب میشود. برخورد یدی به این معنا در حیطة وظایف حكومت و مبتنی بر اذن حاكم است.
الزام دهم : دو مثلث اخلاقی ( در مورد برخورد با کسی که تخلفی کرده )
(7) الأعراف : 199
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ (199)
1) عفو و گذشت پيشه كن
2) و به كار پسنديده فرمان ده (اشتباه او را با پنج « ز » که بیان شد به او بفهمان )
3) و از نادانها روى برتاب (تا دستور جهاد نيايد به ستيزه برمخيز).
(3) آلعمران : 134
الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ (134)
همانان كه در وسعت و شادى و فقر مالى و حالى انفاق مىكنند و فرونشانندگان خشم و بخشايندگان (لغزشهاى) مردماند، و خدا نيكوكاران را دوست دارد.