« انواع هئیت »

هیأت باید تشکلی خدا محور باشد

ریشه های هیأتها

سابقه تاریخی این هیأتها در کجاست؛ ریشه ی آن قرآنی است . مسأله ولایت و ولایت در قرآن . قرآن یک تشکل را در پوشش کلمه ی «ولایت» مطرح میکند.

آخرین آیه ی سوره مجادله می فرماید: «و من یتول الله و رسوله فأن حزب الله هم الغالبون» .
هر کسی که ولایت خدا و رسول را بپذیرد حزب الله است .

حزب الله در فرهنگ قرآن، یک تشکّل معمولی مانند سایر تشکّل ها نیست .
در فرهنگ قرآنی، حزب الله یعنی گروهی خدایی و الهی؛ «اولئک حزب الله» . حذف شده است. تمامی آنهایی که درد دین و دغدغه ی دین دارند، «فانّ حزب الله هم الغالبون» بدانید که آخر و عاقبت مال خدایی هاست؛ چون حق ماندگار است .

در این بیست و پنج سال انقلاب هم ، دهها گروه و حزب شکل گرفت ؛ آمدند و رفتند و نماندند ولی هیأتها ماندند .

روحانیت با این که یک تشکل نیستند و چقدر هم مورد سرکوب، واقع می شوند که چرا شما تشکل نیستید، مانده اند این تصدیق فرمایش کلام خداست. «فانّ حزب الله هم الغالبون» .

آنهایی که انگیزه های خالص مذهبی دارند می مانند. هیأتها مانند و عاقبت مال آنهاست ریشه ی این هیأتها را باید برگرداند و به این مضمون قرآنی و سپس باید به سراغ اهل بیت آمد . اهل بیت بسیار دوست داشتند جمع هایی را، که دور هم بنشینند و از خدا و دین بگویند. امام صادق (ع) به فضیل فرمودند: «تجلسون و تحدثون ؛ جلسه دارید و در این جلسه حدیث می خوانید ، من این مجالس را دوست می دارم.

خدا مشمول لطفش قرار دهد آن که مکتب ما را زنده نگه می دارد. »

تشکّل ها معمولاّ دو نوعند :
الف : تشکل خدا محور
ب : تشکل شرک محور

هیأتهای ما جزء  دسته اول هستند یعنی ذره ی «من» در هیچ یک از لایه های هیأت نباشد . من معتقدم هیأتها جزء تشکّل های بسیار منسجم هستند.

«سردسته» در هیأت، مانند فرمانده کل قوا عمل می کند. از لایه ی بالایی که سردسته و مسئول هیأت است تا پایین ترین کس باید خدا محور باشد. یعنی همت ها همه این باشد که بیرق سیدالشهدا بالا رود و همه یکپارچه باشند وگرنه این که علَم هیأت ما اول باشد و دعوا سر این مسائل باشد والله شرک است.
رقابتهای شیطانی با عشق اهل بیت سازگار نیست !
رقابتهای شیطانی با عزاداری و عشق به اهل بیت سازگار نیست آنچه برای ما باید مهم باشد این است که عزاداری سیدالشهدا و اهل بیت بلند باشد؛ حالا ما چه باشیم چه دیگران؛ این خدا محوری است .
رقابت بر سر فلان مداح یا اول بودن عَلَم و کتل یا فلان تشریفات شرک است .

هیأتها باید کانون سازندگی باشد
کانون سازندگی بودن دو محور دارد . یک محور آن افرادند که باید مهذّب در جای جای هیأت باشند نه رئیس یا مداح یا منبری تنها، این ها که طبیعی است.
دیگر افراد هم باید اینگونه باشند که وقتی مردم آنها را می بینند به یاد دعای کمیل، به یاد اشک بر فاطمه (س) بیفتند. تلاش کنید آدمهایی را که بد نامند و به هر دلیلی مردم آنها را به خوش نامی نمی شناسند در کادر هیأت نیاورید ولی اگر در هیأت شرکت می کنند مانع نشوید. خانه سیدالشهدا و عزای اهل بیت برای همه آزاد است. اما مواظب کادر هیأت باشید که کل هیأت بد سابقه نشود .

محور دوم این است که همه ی ما – بی استثناء عالِمُنا و جاهلّنا -  نیاز به اخلاق و توصیه های اخلاقی داریم. سعی کنید آقایی را دعوت کنید که دانشمند و فرهیخته باشد که با سخنرانی پر محتوا مردم را غنی سازد. مردم حق دارند از بعضی منبرها ساخته شوند چون حرفها تکراری است و منبری که مایه ی قرآنی و حدیثی ندارد، دعوت کردنی نیست!

مدیر هیأت باید یک جلسه برای عموم بگذارد و یک جلسه برای کادر هیأت .
خدا رحمت کند مرحوم شهید رجایی در زمان ریاست جمهوری اش آقایانی را دعوت می کرد. و می گفت: فقط برای ما درس اخلاق بگوئید ، برا ی خود و خانوده و بچه ها . ما همه به درس اخلاق، نیاز داریم. اینطور نیست که بگوییم چون ما روحانی و سردسته و مدرس هستیم دیگر نیازی به موعظه نداریم . پیامبر ما عقل کل بود. اولین در جهان هستی در تمام جهات و از ملائکه افضل است .
اما همین پیامبر، وقتی جبرئیل به محضرش می آید می فرماید: «یا جبرئیل عظنی» من پیغمبر را نصیحت کن . پیامبر با این رفتار به ما می آموزد

«هر جا و در هر موقعیتی هستی ، نیاز به نصیحت داری؛ دل بی نصیحت می میرد. احی قلبک بالموعظة »